دیوان اشعار - غزلیات

سعدی

غزل ۳۱۶

سعدی
ساقی سیمتن چه خسبی خیز آب شادی بر آتش غم ریز
بوسه ای بر کنار ساغر نه پس بگردان شراب شهدآمیز
کابر آزاد و باد نوروزی درفشان می کنند و عنبربیز
جهد کردیم تا نیالاید به خرابات دامن پرهیز
دست بالای عشق زور آورد معرفت را نماند جای ستیز
گفتم ای عقل زورمند چرا برگرفتی ز عشق راه گریز
گفت اگر گربه شیر نر گردد نکند با پلنگ دندان تیز
شاهدان می کنند خانه زهد مطربان می زنند راه حجاز
توبه را تلخ می کند در حلق یار شیرین زبان شورانگیز
سعدیا هر دمت که دست دهد به سر زلف دوستان آویز
دشمنان را به حال خود بگذار تا قیامت کنند و رستاخیز

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه شعری، دعوتی است لطیف و پرشور به غنیمت‌شمردن فرصت، نفی اندوه و تسلیم در برابر قدرت بی چون و چرای عشق که تمامی حصارهای خرد و پارسایی را در می‌نوردد. شاعر با بهره‌گیری از حال و هوای بهاری، خواننده را به رهایی از بندهای خشک‌مذهبی و رو آوردن به زیبایی‌ها و لذت‌های جاری در زندگی دعوت می‌کند.

درونمایه اصلی اثر، تقابل میان عقلانیتِ محافظه‌کار و شوریدگیِ عاشقانه است. سعدی به زیبایی نشان می‌دهد که چگونه منطق، زهد و پرهیز در برابر جاذبه سحرانگیز زیبایی و عشق، رنگ می‌بازند و انسان را ناگزیر به پذیرشِ لذتِ جاری در لحظه می‌کنند.

معنای روان

ساقی سیمتن چه خسبی خیز آب شادی بر آتش غم ریز

ساقیِ زیبا‌رو، چرا خوابیده‌ای؟ برخیز و با ریختنِ شراب (شادی) در جام، آتشِ اندوه را خاموش کن.

نکته ادبی: سیم‌تن به معنای کسی است که پوستی به رنگ نقره (سفید و درخشان) دارد و استعاره از زیبایی مطلق است.

بوسه ای بر کنار ساغر نه پس بگردان شراب شهدآمیز

پیش از آنکه شراب را به دیگران بدهی، لبانت را بر لبه‌ی جام بگذار تا شهدِ بوسه‌ات با شراب درآمیزد و آن را گواراتر کند.

نکته ادبی: شهدآمیز صفتی است که در اینجا به شراب نسبت داده شده تا مستی و شیرینیِ عشق را القا کند.

کابر آزاد و باد نوروزی درفشان می کنند و عنبربیز

ابرِ سخاوتمندِ بهاری و بادِ ملایمِ نوروزی، در حالِ پراکندنِ گل‌های درخشان و رایحه‌ی خوشِ عنبر در فضای جهان هستند.

نکته ادبی: عنبربیز ترکیب وصفی به معنای عطرافشان است که نشان از طراوت فصل بهار دارد.

جهد کردیم تا نیالاید به خرابات دامن پرهیز

ما بسیار تلاش کردیم که دامنِ پرهیزگاری و تقوای خود را از آلودگی به محیطِ میخانه و عیش و نوش دور نگه داریم، اما موفق نشدیم.

نکته ادبی: دامنِ پرهیز کنایه از پاکدامنی و خویشتن‌داری است.

دست بالای عشق زور آورد معرفت را نماند جای ستیز

سرانجام، نیروی عشق بر هرچه خرد و دانش است چیره گشت و دیگر مجالی برای ستیز و چون‌وچرای عقل با عشق باقی نماند.

نکته ادبی: معرفت در ادبیات عرفانی و اخلاقی گاه به معنای دانشِ استدلالی است که اینجا در برابر عشق ناتوان معرفی شده است.

گفتم ای عقل زورمند چرا برگرفتی ز عشق راه گریز

از عقلِ خود پرسیدم: ای خردِ پرتوان، چرا از رویارویی با عشق گریختی و راهِ فرار را در پیش گرفتی؟

نکته ادبی: استنطاق عقل، شگردی ادبی برای بیان شکستِ منطق در برابر عواطف است.

گفت اگر گربه شیر نر گردد نکند با پلنگ دندان تیز

عقل پاسخ داد: حتی اگر گربه‌ای به قدرتِ شیرِ نر هم برسد، هرگز به خود اجازه نمی‌دهد با پلنگی دندان‌تیز درگیر شود (اشاره به اینکه قدرتِ عشق از توانِ عقل بسیار فراتر است).

نکته ادبی: این بیت تمثیلی است برای نشان دادن نابرابریِ قدرت میان عقلِ محدود و عشقِ مطلق.

شاهدان می کنند خانه زهد مطربان می زنند راه حجاز

امروزه زیبارویان به جایگاهِ زاهدان هجوم آورده‌اند و نوازندگان نیز با موسیقیِ شاد، فضایِ معنوی را دگرگون کرده‌اند.

نکته ادبی: شاهدان در ادبیات کلاسیک به معنای زیبارویان و محبوبان است که هجوم آنان به خانه زهد، نشانه غلبه عشق بر تقواست.

توبه را تلخ می کند در حلق یار شیرین زبان شورانگیز

آن یارِ شیرین‌سخن و فتنه‌انگیز، با حضورِ دلربای خود، لذتِ توبه و پرهیز را در کامِ من تلخ می‌کند.

نکته ادبی: شورانگیز صفتی است که به یار نسبت داده شده تا ناآرامی و شوریدگیِ ناشی از دیدارِ محبوب را نشان دهد.

سعدیا هر دمت که دست دهد به سر زلف دوستان آویز

ای سعدی! هر لحظه‌ای که فرصت دست داد، از زیباییِ گیسوانِ دوستان و عزیزان بهره ببر و به آن چنگ بزن.

نکته ادبی: زلف کنایه از دلبستگی و زیبایی است و آویختن به آن، نشان از تمسک به لذت‌های مشروع و زیبا دارد.

دشمنان را به حال خود بگذار تا قیامت کنند و رستاخیز

کج‌اندیشان و دشمنانِ شادی را به حالِ خود واگذار؛ بگذار تا قیامت به بدگویی و هیاهو کردن ادامه دهند.

نکته ادبی: رستاخیز در اینجا به معنای هیاهو و جنجال است و شاعر با رندی از آن برای توصیف اعتراضات بیهوده مخالفان استفاده کرده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره آتش غم

غم به آتش تشبیه شده که سوزاننده است و شراب (آب شادی) برای خاموش کردن آن به کار می‌رود.

تمثیل گربه و پلنگ

تشبیه عقل به گربه و عشق به پلنگ برای نشان دادن ناتوانی عقل در مقابله با قدرت عشق.

تضاد خرابات و پرهیز

مقابله دو مفهوم مکان عیش و مکان زهد برای نشان دادن کشمکش درونی شاعر.

تشخیص ابر آزاد و باد نوروزی

نسبت دادن عملِ درفشان کردن و عطرافشانی به عناصر طبیعت که گویی در حال انجام کار ارادی هستند.