دیوان اشعار - غزلیات

سعدی

غزل ۲۹۱

سعدی
آنک از جنت فردوس یکی می آید اختری می گذرد یا ملکی می آید
هر شکرپاره که در می رسد از عالم غیب بر دل ریش عزیزان نمکی می آید
تا مگر یافته گردد نفسی خدمت او نفسی می رود از عمر و یکی می آید
سعدیا لشکر سلطان غمش ملک وجود هم بگیرد که دمادم یزکی می آید

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های آسمانی و عرفانی، ورود موجودی زیبا و الهی را به تصویر می‌کشد که حضورش هم‌زمان با شور و حلاوت، زخمی عمیق و شیرین بر جان عاشقان می‌نشاند. فضا، فضایی است سرشار از حیرت و شیدایی که در آن مرز میان واقعیت و عالم معنا شکسته شده است.

شاعر در پیوند میان حیات دنیوی و عشق معنوی، عمر خود را در تکاپوی یافتن فرصتی برای بندگی و خدمت به این محبوب ازلی می‌بیند. او با زبانی استعاری، اندوهِ عشق را به لشکری تشبیه می‌کند که گویی تمام هستی عاشق را به تسخیر خود درمی‌آورد و پیوسته در حال پیشروی است.

معنای روان

آنک از جنت فردوس یکی می آید اختری می گذرد یا ملکی می آید

کسی که از باغ بهشت می‌آید، آیا ستاره‌ای است که در حال عبور است یا فرشته‌ای است که فرود می‌آید؟

نکته ادبی: واژه «آنک» مخفف «آن که» است که در متون کلاسیک برای اشاره به شخص یا امر خاص به کار می‌رود و «ملک» به معنای فرشته است که با تلفظ متفاوت از «مُلک» (پادشاهی) به کار رفته است.

هر شکرپاره که در می رسد از عالم غیب بر دل ریش عزیزان نمکی می آید

هر پیام یا موهبت شیرینی که از عالم غیب به سوی ما می‌آید، برای دل‌های زخمی و رنج‌دیده عاشقان، مانند پاشیدن نمک بر زخم است که هم دردآور است و هم باعث توجه و هوشیاری بیشتر می‌شود.

نکته ادبی: «شکرپاره» استعاره از معشوق یا سخن شیرین است و ترکیب «نمک بر دل ریش زدن» کنایه از افزودن بر رنج عشق در عین لذت‌بخش بودن آن است.

تا مگر یافته گردد نفسی خدمت او نفسی می رود از عمر و یکی می آید

در تمام لحظات عمرم، پیوسته یک نفس از زندگی می‌گذرد و نفس دیگری می‌آید، تنها به این امید که در میان این رفت و آمدها، لحظه‌ای را برای خدمت به او بیابم.

نکته ادبی: واژه «نفس» در این بیت جناس دارد؛ بار اول به معنای فرصت و زمان و بار دوم به معنای دم و بازدم فیزیکی به کار رفته است.

سعدیا لشکر سلطان غمش ملک وجود هم بگیرد که دمادم یزکی می آید

ای سعدی، لشکرِ اندوهِ آن سلطانِ (محبوب)، تمام قلمروِ وجودِ عاشق را فتح خواهد کرد؛ چرا که پیوسته در حال پیشروی و رسیدن است.

نکته ادبی: «یزکی» واژه‌ای کهن است که در لشکریان به پیش‌قراول یا کسی که جلوتر از سپاه می‌رود تا راه را هموار کند گفته می‌شد و اینجا به معنای آمدنِ پی‌درپی و نفوذِ بی‌وقفه است.

آرایه‌های ادبی

استعاره شکرپاره

اشاره به زیبایی و حلاوتِ حضورِ معشوق یا موهبت‌های عالم معنا.

کنایه نمک بر دل ریش

کنایه از افزودن بر درد و رنجِ عاشق؛ در اینجا نشان‌دهنده آن است که الطاف معشوق برای عاشقِ دردمند، شورِ بیشتری از اشتیاق به همراه دارد.

جناس نفس

استفاده از واژه نفس با دو معنایِ متفاوت در یک بیت (فرصت/دم‌زدن).

تشخیص لشکر سلطان غمش

بخشیدنِ ویژگی‌های انسانی و نظامی به احساسِ «غم» و نسبت دادنِ آن به «سلطان» (معشوق).