دیوان اشعار - غزلیات

سعدی

غزل ۲۵۲

سعدی
نشاید که خوبان به صحرا روند همه کس شناسند و هر جا روند
حلالست رفتن به صحرا ولیک نه انصاف باشد که بی ما روند
نباید دل از دست مردم ربود چو خواهند جایی که تنها روند
که بپسندد از باغبانان گل که از بانگ بلبل به سودا روند
برآرند فریاد عشق از ختا گر این شوخ چشمان به یغما روند
همه سروها را بباید خمید که در پای آن سروبالا روند
بسا هوشمندا که در کوی عشق چو من عاقل آیند و شیدا روند
بسازیم بر آسمان سلمی اگر شاهدان بر ثریا روند
نه سعدی در این گل فرورفت و بس که آنان که بر روی دریا روند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

فضای حاکم بر این اشعار، سرشار از شور عاشقانه و ستایش زیبایی‌های بی‌حد و حصر است. شاعر با لحنی آمیخته به گلایه و اشتیاق، از تأثیر ویرانگر حضور زیبایی‌ها در میان مردم سخن می‌گوید. او معتقد است که دیدن چهره‌های دلربا، چنان تأثیری بر روح و جان آدمی می‌گذارد که حتی خردمندترین افراد نیز در برابر آن، تاب ایستادگی ندارند.

این ابیات، ناتوانی عقل در برابر قدرت عشق را به تصویر می‌کشند. در نگاه شاعر، عشق همگان را یکسان در بر می‌گیرد؛ فرقی نمی‌کند که فرد در چه جایگاه معنوی یا خردمندانه‌ای باشد، چرا که دام عشق همه را در خود گرفتار می‌کند. این فضای سرشار از استعارات، نشان‌دهنده آن است که زیبایی، نیرویی است که نظم جهان را به چالش می‌کشد و همگان را به سوی حیرت و شیدایی می‌راند.

معنای روان

نشاید که خوبان به صحرا روند همه کس شناسند و هر جا روند

شایسته نیست که خوبان و زیبارویان به صحرا و فضای باز بروند، زیرا همه کس آنان را می‌شناسند و در هر جایی دیده می‌شوند.

نکته ادبی: نشاید به معنای شایسته نبودن و نفیِ صلاحِ کار است.

حلالست رفتن به صحرا ولیک نه انصاف باشد که بی ما روند

بیرون رفتن به صحرا برای آنان آزاد است، اما منصفانه نیست که بدون حضور ما به آنجا بروند.

نکته ادبی: ولیک مخفف ولیکن و به معنای اما است.

نباید دل از دست مردم ربود چو خواهند جایی که تنها روند

زمانی که اراده می‌کنند تنها به جایی بروند، نباید دل مردم را با خود ببرند و دلبسته کنند.

نکته ادبی: دل از دست ربودن کنایه از مجذوب کردن و عاشق کردن دیگران است.

که بپسندد از باغبانان گل که از بانگ بلبل به سودا روند

کدام باغبان می‌پسندد که گل در اثر صدای بلبل به شیدایی و آشفتگی دچار شود؟

نکته ادبی: سودا در اینجا به معنای آشفتگیِ روانی و دیوانگیِ ناشی از عشق است.

برآرند فریاد عشق از ختا گر این شوخ چشمان به یغما روند

اگر این زیبارویانِ بی‌پروا برای غارتِ دل‌ها قدم به بیرون بگذارند، حتی مردمِ دوردستِ خُتن نیز فریاد عشق سر خواهند داد.

نکته ادبی: ختا نام منطقه‌ای است که در ادبیات قدیم به داشتن زیبارویان مشهور بوده است.

همه سروها را بباید خمید که در پای آن سروبالا روند

همه درختان سرو باید در برابر قامت آنان سر خم کنند، چرا که آنان با قامتی بلندتر و زیباتر از سرو قدم می‌زنند.

نکته ادبی: سروبالا استعاره از بلندقامتی و زیباییِ اندام معشوق است.

بسا هوشمندا که در کوی عشق چو من عاقل آیند و شیدا روند

بسیاری از خردمندان که مانند من با عقل و تدبیر به کوی عشق می‌آیند، سرانجام دیوانه و شیدا از آنجا برمی‌گردند.

نکته ادبی: شیدا به معنای عاشقِ دیوانه‌وار و کسی است که عقل از سرش پریده باشد.

بسازیم بر آسمان سلمی اگر شاهدان بر ثریا روند

اگر زیبارویان به ستاره ثریا در آسمان بروند، ما نردبانی به آسمان می‌سازیم تا به دیدارشان برسیم.

نکته ادبی: ثریا مجموعه‌ای از ستارگان است که در ادبیات نماد دوردست بودن و بلندیِ مقام است.

نه سعدی در این گل فرورفت و بس که آنان که بر روی دریا روند

تنها شاعر نیست که در این مردابِ عشق گرفتار شده است، بلکه حتی کسانی که به مرتبه معنویِ بالایی رسیده‌اند نیز در این مهلکه گرفتارند.

نکته ادبی: گل فرورفتن استعاره از گرفتار شدن در مشکلاتِ عشق است و آنان که بر روی دریا روند، کنایه از اهلِ کرامت و عرفان است.

آرایه‌های ادبی

استعاره سرو

تشبیه قامتِ بلند و موزون معشوق به درخت سرو.

تشبیه و کنایه گل فرورفتن

تشبیه درگیریِ عاشقانه به گرفتار شدن در گِل و لای که مانع از حرکت است.

تلمیح ختا

اشاره به سرزمینی که در ادبیات قدیم خاستگاه زیبارویان محسوب می‌شده است.

نماد ثریا

استفاده از ستارگان برای نشان دادن دور از دسترس بودنِ معشوق.

مبالغه بسازیم بر آسمان سلمی

اغراق در توانایی و اراده عاشق برای رسیدن به معشوق حتی با ساختن نردبان آسمانی.