دیوان اشعار - غزلیات

سعدی

غزل ۱۸۲

سعدی
زنده شود هر که پیش دوست بمیرد مرده دلست آن که هیچ دوست نگیرد
هر که ز ذوقش درون سینه صفاییست شمع دلش را ز شاهدی نگزیرد
طالب عشقی دلی چو موم به دست آر سنگ سیه صورت نگین نپذیرد
صورت سنگین دلی کشنده سعدیست هر که بدین صورتش کشند نمیرد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر به تبیین مفهوم بلندِ مرگِ عاشقانه و تولد معنوی می‌پردازد. از نگاه او، دل سپردن به معشوق و فنا شدن در برابر او، نه پایان زندگی، که آغاز حیات حقیقی است. کسی که از این عشق بی‌بهره بماند، در حقیقت مرده‌دلی است که از روح زندگی بی‌نصیب مانده است.

همچنین، شاعر بر ضرورتِ نرم‌خویی و پذیرشِ قلبی تأکید می‌ورزد. او معتقد است برای دریافتِ جلوه‌های عشق، انسان باید قلبی لطیف و تأثیرپذیر داشته باشد، چرا که دلی که همچون سنگ سخت و انعطاف‌ناپذیر است، توان پذیرشِ نقشِ عشق و زیبایی را ندارد و تنها کسی که با این عشقِ ظاهراً کشنده بمیرد، به جاودانگی می‌رسد.

معنای روان

زنده شود هر که پیش دوست بمیرد مرده دلست آن که هیچ دوست نگیرد

هرکس که در راه رسیدن به محبوب، از خودخواهی و تعلقات دنیوی دست بشوید و به اصطلاح بمیرد، به زندگی حقیقی و ابدی دست می‌یابد؛ و کسی که هیچ محبوبی را در دل نداشته باشد، به واقع مرده‌دل است.

نکته ادبی: تضاد میان واژگان زنده و مرده، برای بیانِ مفهوم فنای عارفانه به کار رفته است.

هر که ز ذوقش درون سینه صفاییست شمع دلش را ز شاهدی نگزیرد

کسی که از لذت و شوقِ عشق، در درونِ سینه خود پاکی و صفایی دارد، ناچار است که شمعِ وجودش را با زیباییِ معشوق روشن نگاه دارد و نمی‌تواند از او دوری کند.

نکته ادبی: شاهدی در متون کهن به معنای معشوق یا جلوه زیبایی است.

طالب عشقی دلی چو موم به دست آر سنگ سیه صورت نگین نپذیرد

ای کسی که در پی یافتنِ عشق هستی، باید دلی نرم و انعطاف‌پذیر همچون موم داشته باشی؛ زیرا سنگ سیاه و سخت، هرگز نمی‌تواند نقشِ نگینِ انگشتری را به خود بگیرد.

نکته ادبی: سنگ سیه استعاره از قساوت قلب و ناپذیری نسبت به حقایق است.

صورت سنگین دلی کشنده سعدیست هر که بدین صورتش کشند نمیرد

سنگ‌دلی و قساوت، برای سعدی حکمِ مرگ را دارد؛ اما شگفت آنکه هرکس که به دستِ این عشق کشته شود، در حقیقت نمیمیرد و به زندگانی جاودان می‌رسد.

نکته ادبی: ایهام در واژه صورت به معنای چهره و همچنین حالت و هیئت وجود دارد.

آرایه‌های ادبی

تضاد (پارادوکس) زنده شود هر که پیش دوست بمیرد

جمع میان زنده شدن و مردن برای بیانِ حیاتِ پس از فنایِ عاشقانه.

تشبیه دلی چو موم

تشبیه قلبِ پذیرنده به موم برای نشان دادنِ انعطاف و آمادگی درونی.

استعاره شمع دل

دلِ انسان به شمعی تشبیه شده که نیازمند نورِ عشق (شاهد) برای روشن ماندن است.

نماد سنگ سیه

نمادی از دلی که به دلیل سخت‌گیری و کفر، هیچ تأثیری از معنویت نمی‌پذیرد.