دیوان اشعار - غزلیات

سعدی

غزل ۱۶۱

سعدی
کس این کند که ز یار و دیار برگردد کند هرآینه چون روزگار برگردد
تنکدلی که نیارد کشید زحمت گل ملامتش نکنند ار ز خار برگردد
به جنگ خصم کسی کز حیل فروماند ضرورتست که بیچاره وار برگردد
به آب تیغ اجل تشنست مرغ دلم که نیم کشته به خون چند بار برگردد
به زیر سنگ حوادث کسی چه چاره کند جز این قدر که به پهلو چو مار برگردد
دلم نماند پس این خون چیست هر ساعت که در دو دیده یاقوت بار برگردد
گر از دیار به وحشت ملول شد سعدی گمان مبر که به معنی ز یار برگردد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه با روایتی اندوهگین، بر گریزناپذیری تقدیر و دشواری‌های زندگی که انسان را ناخواسته از دلبستگی‌ها جدا می‌کند، تأکید دارد. شاعر در این ابیات، جدایی از یار و دیار را نه انتخاب آگاهانه، بلکه پی‌آمدِ اجباریِ ناملایمات روزگار می‌داند.

در این میان، صبوری و وفاداری به عنوان فضیلتی درونی در برابرِ رنج‌های بیرونی ترسیم می‌شود؛ به‌طوری که حتی اگر ظاهرِ ماجرا گویایِ دوری و گریز باشد، باطنِ دل همچنان به عهدِ عشق وفادار است.

معنای روان

کس این کند که ز یار و دیار برگردد کند هرآینه چون روزگار برگردد

هیچ‌کس از روی اختیار از محبوب و وطنش جدا نمی‌شود؛ بلکه این چرخشِ ناگزیرِ روزگار است که آدمی را به چنین دوریِ ناخواسته‌ای وادار می‌کند.

نکته ادبی: واژه "هرآینه" قید تأکید به معنای قطعاً و یقیناً است و نشان از حتمی بودنِ چرخشِ روزگار دارد.

تنکدلی که نیارد کشید زحمت گل ملامتش نکنند ار ز خار برگردد

کسی که سست‌عنصر و کم‌طاقت است و توانایی تحمل سختی‌هایِ رسیدن به گل (یار) را ندارد، نباید او را سرزنش کرد اگر از دشواری‌های مسیر (خار) بگریزد.

نکته ادبی: ترکیب "تنکدلی" در متون کلاسیک به معنای زودرنجی و سستی در تحمل رنج به کار می‌رود.

به جنگ خصم کسی کز حیل فروماند ضرورتست که بیچاره وار برگردد

آن‌گاه که در میدان ستیز با دشمن، از یافتنِ راهِ چاره و ترفند عاجز ماندی، ناچار هستی که خوار و شکست‌خورده از میدان عقب‌نشینی کنی.

نکته ادبی: واژه "حیل" جمع مکسرِ "حیله" به معنای چاره‌اندیشی‌ها و ترفندهای جنگی است.

به آب تیغ اجل تشنست مرغ دلم که نیم کشته به خون چند بار برگردد

دلِ من گویی که تشنه‌ی آسیب دیدن و مرگ است، چرا که بارها در این میدانِ خونینِ حوادث، نیمه‌جان و زخمی شده و باز هم به آن بازگشته است.

نکته ادبی: عبارت "آبِ تیغ" استعاره‌ای از درخشش و بُرندگیِ شمشیر است که با کنایه از خون‌ریزی همراه شده است.

به زیر سنگ حوادث کسی چه چاره کند جز این قدر که به پهلو چو مار برگردد

در برابر حوادثی که همچون سنگِ سنگین بر سرِ آدمی فرود می‌آیند، هیچ‌کس نمی‌تواند کاری جز تلاش برای بقا انجام دهد؛ همان‌طور که مارِ زخمی برای زنده ماندن بر پهلو می‌غلتد.

نکته ادبی: واژه "حوادث" در متون کهن به پیش‌آمدهای سخت و ناگوارِ روزگار اطلاق می‌شود که بر انسان تحمیل می‌گردد.

دلم نماند پس این خون چیست هر ساعت که در دو دیده یاقوت بار برگردد

اگر دیگر دلی برای من نمانده تا رنج بکشد، پس این خون که هر لحظه از چشمانم چون یاقوتِ سرخ جاری می‌شود، چیست و از کجا می‌آید؟

نکته ادبی: ترکیب "یاقوت‌بار" استعاره‌ای است که اشکِ خونین را به درخشش و سرخیِ جواهرِ یاقوت تشبیه کرده است.

گر از دیار به وحشت ملول شد سعدی گمان مبر که به معنی ز یار برگردد

اگر من از رویِ هراس و اندوه از دیارم دوری گزیدم، گمان مبر که از نظر باطنی و قلبی نیز از محبوب خود دست کشیده‌ام.

نکته ادبی: عبارت "به معنی" در ادبیات کهن در تقابل با ظاهر، به معنای در باطن و به حقیقتِ امر است.

آرایه‌های ادبی

استعاره آب تیغ اجل

تشبیه مرگ به شمشیر و درخشش آن، برای نمایشِ قدرتِ آسیب‌رسانیِ تقدیر.

تشبیه به پهلو چو مار برگردد

تشبیه حرکتِ ناچارانه و دردناکِ انسان در برابر سختی‌ها به غلتیدنِ مارِ زخمی.

ایهام و استعاره یاقوت‌بار

اشاره به سرخیِ اشک‌های خونین که از شدت اندوه بر چهره جاری می‌شود.

تضاد گل و خار

نمادِ زیبایی و محبوب در برابر رنج‌ها و دشواری‌های مسیر عشق.