دیوان اشعار - غزلیات

سعدی

غزل ۱۵۷

سعدی
پیش رویت قمر نمی تابد خور ز حکم تو سر نمی تابد
آتش اندر درون شب بنشست که تنورم مگر نمی تابد
بار عشقت کجا کشد دل من که قضا و قدر نمی تابد
ناوک غمزه بر دل سعدی مزن ای جان چو بر نمی تابد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات جلوه‌ای از اوج شکوه و عظمت معشوق در نگاه عاشق است؛ چنان‌که در برابر نور و حشمت او، عناصر کیهانی همچون خورشید و ماه رنگ می‌بازند و یاراییِ عرض‌اندام ندارند. شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های لطیف، ناتوانی و ضعف وجودی خود را در برابر قدرتِ بی‌کرانِ عشق و فشاری که بر جانِ نازکش وارد می‌آید، به تصویر می‌کشد و استغاثه‌ای عاجزانه سر می‌دهد.

در این قطعه، سعدی میانِ دو جهانِ متفاوت در نوسان است: جهانِ پرشکوهِ معشوق که فرمان‌روای مطلق است و جهانِ کوچک و لرزانِ عاشق که تابِ تیرگیِ غم و سنگینیِ بارِ عشق را ندارد. این شعر، روایتی است از تسلیمِ عاشق در برابر قدرتِ مقدرِ الهی و جلوه‌گریِ معشوق که به زبانی ساده و در عین حال عمیق، عجزِ آدمی را در برابر تجلیِ زیبایی نمایان می‌کند.

معنای روان

پیش رویت قمر نمی تابد خور ز حکم تو سر نمی تابد

در برابر چهره‌ی درخشان تو، ماه فروغی ندارد و حتی خورشید نیز جرئت سرپیچی از فرمانِ تو را به خود راه نمی‌دهد.

نکته ادبی: واژه 'خور' کوتاه شده‌ی 'خورشید' است و 'سر تابیدن' کنایه از سرکشی و نافرمانی است.

آتش اندر درون شب بنشست که تنورم مگر نمی تابد

آتشِ عشق، خود را در تاریکیِ شب پنهان کرده است؛ گویی از شدتِ گرمای درونی‌اش، از اینکه آیا تنورِ جانش به‌اندازه کافی می‌سوزد یا خیر، در تردید است.

نکته ادبی: تنور در اینجا استعاره از کانونِ التهاب و عشق درونی است که گرمای آن در شبِ تیره متجلی می‌شود.

بار عشقت کجا کشد دل من که قضا و قدر نمی تابد

قلبِ ضعیفِ من چگونه می‌تواند بارِ سنگینِ عشقِ تو را به دوش بکشد، درحالی‌که نیروی قضا و قدر نیز یارایِ مقاومت در برابر آن را ندارد؟

نکته ادبی: فعل 'نمی‌تابد' در اینجا به معنای تاب آوردن و تحمل کردن است که با معنای درخشش در بیت اول تفاوت دارد (ایهام).

ناوک غمزه بر دل سعدی مزن ای جان چو بر نمی تابد

ای جانِ من، تیرِ نگاهِ دلفریب و نازت را بر قلبِ سعدی رها مکن؛ چرا که این قلبِ خسته، دیگر توانِ تحملِ آن را ندارد.

نکته ادبی: ناوک به معنای تیر کوچک و غمزه به معنای حرکت چشم و ابرو برای دلبری است که از ترکیبات پرکاربرد ادبیات غنایی است.

آرایه‌های ادبی

اغراق پیش رویت قمر نمی تابد

شاعر با مبالغه در وصف زیبایی معشوق، وجود ماه و خورشید را در برابر او فاقد اعتبار می‌داند.

استعاره تنور

اشاره به کانون آتش عشق در درونِ عاشق.

ایهام نمی‌تابد

این واژه هم به معنای درخشیدن (در بیت اول) و هم به معنای تاب آوردن و تحمل کردن (در ابیات بعدی) به کار رفته است.

تشخیص خور ز حکم تو سر نمی تابد

نسبت دادن صفتِ اطاعت و سرکشی به خورشید.