دیوان اشعار - غزلیات

سعدی

غزل ۱۳۳

سعدی
خیال روی توام دوش در نظر می گشت وجود خسته ام از عشق بی خبر می گشت
همای شخص من از آشیان شادی دور چو مرغ حلق بریده به خاک بر می گشت
دل ضعیفم از آن کرد آه خون آلود که در میانه خونابه جگر می گشت
چنان غریو برآورده بودم از غم عشق که بر موافقتم زهره نوحه گر می گشت
ز آب دیده من فرش خاک تر می شد ز بانگ ناله من گوش چرخ کر می گشت
قیاس کن که دلم را چه تیر عشق رسید که پیش ناوک هجر تو جان سپر می گشت
صبور باش و بدین روز دل بنه سعدی که روز اولم این روز در نظر می گشت

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده تصویری عمیق و پرشور از رنج‌های عاشقانه و التهابات درونی شاعری است که در بندِ عشق گرفتار آمده است. شاعر در این فضایِ مالامال از اندوه، از بی‌قراری، دوری از شادی و هجران می‌گوید و به گونه‌ای اغراق‌آمیز، شدتِ ناله و سوزِ خویش را به تصویر می‌کشد که گویی آسمان و اختران نیز با او هم‌نوا شده‌اند.

در پایان، شاعر با نگاهی تقدیرگرایانه به گذشته، خود را به صبر و پذیرشِ این سرنوشتِ محتوم دعوت می‌کند و نشان می‌دهد که این درد، از ابتدا با سرنوشت او عجین بوده است.

معنای روان

خیال روی توام دوش در نظر می گشت وجود خسته ام از عشق بی خبر می گشت

دیشب تصور و خیال چهره زیبای تو در ذهن من می‌گذشت و وجودِ فرسوده و خسته من چنان غرق در عشق بود که از همه چیز جز تو بی‌خبر شده بود.

نکته ادبی: دوش به معنای شب گذشته است و خیالات در اینجا به معنای صورتِ ذهنی معشوق است.

همای شخص من از آشیان شادی دور چو مرغ حلق بریده به خاک بر می گشت

وجودِ من که باید جایگاه والایی می‌داشت، از آشیانه خوشبختی و شادی دور افتاده است و همچون پرنده‌ای که سرش بریده شده، در خاک دست و پا می‌زند.

نکته ادبی: هما پرنده‌ای افسانه‌ای و نماد سعادت است و تقابل آن با پرنده سر بریده نشان از اوج فلاکت عاشق دارد.

دل ضعیفم از آن کرد آه خون آلود که در میانه خونابه جگر می گشت

دل ناتوان من به این دلیل آهی آلوده به خون کشید که در میانِ دریایی از غم و خونابه جگر غرق بود.

نکته ادبی: خونابه جگر کنایه از اندوه عمیق و رنج درونی است.

چنان غریو برآورده بودم از غم عشق که بر موافقتم زهره نوحه گر می گشت

از شدتِ درد عشق، چنان فریاد و فغانی سر داده بودم که گویی سیاره زهره که در ادبیات مظهر موسیقی و نغمه‌گری است، نیز با من هم‌نوا شده و نوحه‌گری می‌کرد.

نکته ادبی: زهره در نجوم قدیم با موسیقی و طرب مرتبط است و نوحه‌گری او تضادی هنری برای نشان دادن شدت غم است.

ز آب دیده من فرش خاک تر می شد ز بانگ ناله من گوش چرخ کر می گشت

از اشک‌های چشمان من، زمینِ زیر پایم خیس می‌شد و از صدای ناله‌های بلند من، گوشِ آسمان کر می‌شد.

نکته ادبی: این بیت دارای آرایه اغراق است که برای نشان دادن نهایت بیچارگی عاشق به کار رفته است.

قیاس کن که دلم را چه تیر عشق رسید که پیش ناوک هجر تو جان سپر می گشت

با خود تصور کن که تیرِ عشق چه ضربه سنگینی به دلم وارد کرده است که جانِ من مجبور شد در برابرِ تیرِ تیزِ دوریِ تو، سپر شود.

نکته ادبی: ناوک به معنای تیر کوچک و تیز است که در اینجا استعاره از هجران است.

صبور باش و بدین روز دل بنه سعدی که روز اولم این روز در نظر می گشت

ای سعدی، در برابر این روزگارِ سخت، صبور باش و تن به تقدیر بده؛ چرا که من از همان روز نخستین، می‌دانستم که چنین روزی در انتظارم خواهد بود.

نکته ادبی: دل بنه در اینجا به معنای پذیرفتن و تن دادن به تقدیر است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چو مرغ حلق بریده

تشبیه حالِ عاشق به پرنده‌ای که سرش بریده شده برای نشان دادن شدت بیچارگی و زجر کشیدن.

اغراق (مبالغه) گوش چرخ کر می گشت

بزرگ‌نماییِ شدتِ ناله‌های عاشق تا حدی که آسمان نیز آن را بشنود و کر شود.

استعاره ناوک هجر

دوری و جدایی به تیری تشبیه شده که به سمت عاشق پرتاب می‌شود.

تلمیح زهره

اشاره به سیاره زهره که در فرهنگ قدیم مظهر موسیقی و آوازخوانی است و در اینجا به سوگ نشسته است.