دیوان اشعار - غزلیات

سعدی

غزل ۱۲۹

سعدی
خسرو آنست که در صحبت او شیرینیست در بهشتست که همخوابه حورالعینیست
دولت آنست که امکان فراغت باشد تکیه بر بالش بی دوست نه بس تمکینیست
همه عالم صنم چین به حکایت گویند صنم ماست که در هر خم زلفش چینیست
روی اگر باز کند حلقه سیمین در گوش همه گویند که این ماهی و آن پروینیست
گر منش دوست ندارم همه کس دارد دوست تا چه ویسیست که در هر طرفش رامینیست
سر مویی نظر آخر به کرم با ما کن ای که در هر بن موییت دل مسکینیست
جز به دیدار توام دیده نمی باشد باز گویی از مهر تو با هر که جهانم کینیست
هر که ماه ختن و سرو روانت گوید او هنوز از قد و بالای تو صورت بینیست
بنده خویشتنم خوان که به شاهی برسم مگسی را که تو پرواز دهی شاهینیست
نام سعدی همه جا رفت به شاهدبازی وین نه عیبست که در ملت ما تحسینیست
کافر و کفر و مسلمان و نماز و من و عشق هر کسی را که تو بینی به سر خود دینیست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل از شاهکارهای سعدی در ستایش عشق و جایگاه بلندمرتبه معشوق است. شاعر در این ابیات، پیوند با معشوق را نه تنها والاترین سعادت انسانی، بلکه هم‌سنگ بهشتِ جاویدان می‌داند و با زبانی ستایش‌گرانه، زیبایی‌های بی‌مثال یار را با استعاراتی از طبیعت و اساطیر پیوند می‌زند.

درونمایه دیگر این اثر، دفاع رندانه شاعر از سبک زندگی خود و دیدگاهش به عشق است. سعدی در تقابل با نگاه‌های سطحی دیگران، عشق‌ورزی خود را نه یک خطای اخلاقی، بلکه آیینی قدسی برمی‌شمارد که به بنده حقیر، شکوه و بزرگی می‌بخشد.

معنای روان

خسرو آنست که در صحبت او شیرینیست در بهشتست که همخوابه حورالعینیست

خسرو و پادشاه حقیقی کسی است که معاشرت با او، جان را شیرین و گوارا می‌کند؛ بودن با چنین یاری، گویی حضور در بهشت و هم‌نشینی با فرشتگان زیباروی است.

نکته ادبی: واژه خسرو در اینجا استعاره از معشوق است.

دولت آنست که امکان فراغت باشد تکیه بر بالش بی دوست نه بس تمکینیست

خوشبختی حقیقی در داشتنِ فراغتِ خاطر و آسایش است؛ تکیه زدن بر بالشِ قدرت و سلطنت بدون حضور یار، هیچ ارزش و شکوهی ندارد.

نکته ادبی: دولت در فارسی کهن به معنای سعادت و کامیابی است.

همه عالم صنم چین به حکایت گویند صنم ماست که در هر خم زلفش چینیست

همه مردم دنیا از بت‌های زیبا و مشهور چین سخن می‌گویند، اما محبوبِ من کسی است که در پیچ و خم هر تار مویش، هزاران گره و لطافت نهفته است.

نکته ادبی: واژه چین ایهام دارد؛ هم نام سرزمین و هم به معنای شکن و گره در زلف.

روی اگر باز کند حلقه سیمین در گوش همه گویند که این ماهی و آن پروینیست

اگر معشوق چهره‌اش را بنماید و گوشواره‌اش نمایان شود، همگان در حیرت می‌مانند و او را به ماه و ستاره پروین تشبیه می‌کنند، چرا که زیبایی‌اش فراتر از تصورات عادی است.

نکته ادبی: پروین اشاره به خوشه پروین در آسمان و نماد درخشندگی است.

گر منش دوست ندارم همه کس دارد دوست تا چه ویسیست که در هر طرفش رامینیست

اگر من عاشق او نباشم، تمام جهان عاشق اویند؛ او چنان کششی دارد که گویی همچون داستان ویس و رامین، در هر طرفش عاشقی گرفتار است.

نکته ادبی: تلمیح به داستان عاشقانه کهن ایرانی ویس و رامین.

سر مویی نظر آخر به کرم با ما کن ای که در هر بن موییت دل مسکینیست

ای که در هر تار مویت، دلی شکسته و بی‌قرار گرفتار است، دست‌کم با گوشه چشمی از سرِ مهربانی، به این عاشقِ مسکین نگاهی کن.

نکته ادبی: ترکیب بن موی کنایه از غایت نزدیکی و کثرتِ دلدادگان است.

جز به دیدار توام دیده نمی باشد باز گویی از مهر تو با هر که جهانم کینیست

چشمان من جز برای دیدن تو باز نمی‌شود؛ چنان غرق در مهر تو هستم که گویی نسبت به هیچ‌کس در جهان کینه‌ای ندارم و تنها تو را می‌بینم.

نکته ادبی: کینیست مخفف کینه نیست است که ضرورت شعری آن را ایجاب کرده است.

هر که ماه ختن و سرو روانت گوید او هنوز از قد و بالای تو صورت بینیست

هرکس که تو را به ماهِ ختن یا سروِ روان تشبیه می‌کند، هنوز در مراحل نخستینِ درکِ زیبایی است و تنها ظاهرِ تو را می‌بیند، نه حقیقتِ والای وجودت را.

نکته ادبی: صورت‌بین اشاره به کسانی دارد که ظاهر را می‌بینند و از باطن غافل‌اند.

بنده خویشتنم خوان که به شاهی برسم مگسی را که تو پرواز دهی شاهینیست

مرا بنده خود بنام تا به عزت و پادشاهی برسم؛ چرا که اگر تو به مگسی ناتوان توجه کنی و او را پرواز دهی، آن مگس همچون شاهین قدرتمند می‌شود.

نکته ادبی: شاهین نمادِ عزت و قدرت است که در تقابل با مگس قرار گرفته.

نام سعدی همه جا رفت به شاهدبازی وین نه عیبست که در ملت ما تحسینیست

همه جا می‌گویند که سعدی عاشق‌پیشه است و به زیبایی می‌نگرد؛ این نه تنها عیب نیست، بلکه در مکتب و آیین ما، ستایش و کمال‌طلبی محسوب می‌شود.

نکته ادبی: شاهدبازی در اصطلاح عرفانی به معنای دیدنِ تجلیِ حق در صورتِ زیباست.

کافر و کفر و مسلمان و نماز و من و عشق هر کسی را که تو بینی به سر خود دینیست

کافر، مسلمان، اهلِ نماز و من؛ هرکسی در این دنیا با نگاه و اعتقادِ خاص خود، راهی به سوی تو دارد و در پیِ توست.

نکته ادبی: دین در اینجا به معنای راه و رسم و مذهبِ شخصی است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه ماه ختن و سرو روان

توصیف زیبایی معشوق به ماه و سرو که از سنت‌های رایج شعر فارسی است.

تلمیح ویس و رامین

اشاره به داستان اساطیری و عاشقانه ویس و رامین برای اثبات جهان‌شمولیِ عشق معشوق.

ایهام چین

استفاده از کلمه چین هم به معنای کشور چین و هم به معنای شکن و گره زلف.