دیوان اشعار - غزلیات

سعدی

غزل ۹۳

سعدی
یار من آن که لطف خداوند یار اوست بیداد و داد و رد و قبول اختیار اوست
دریای عشق را به حقیقت کنار نیست ور هست پیش اهل حقیقت کنار اوست
در عهد لیلی این همه مجنون نبوده اند وین فتنه برنخاست که در روزگار اوست
صاحب دلی نماند در این فصل نوبهار الا که عاشق گل و مجروح خار اوست
دانی کدام خاک بر او رشک می برم آن خاک نیکبخت که در رهگذار اوست
باور مکن که صورت او عقل من ببرد عقل من آن ببرد که صورت نگار اوست
گر دیگران به منظر زیبا نظر کنند ما را نظر به قدرت پروردگار اوست
اینم قبول بس که بمیرم بر آستان تا نسبتم کنند که خدمتگزار اوست
بر جور و بی مرادی و درویشی و هلاک آن را که صبر نیست محبت نه کار اوست
سعدی رضای دوست طلب کن نه حظ خویش عبد آن کند که رای خداوندگار اوست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل، تجلی‌گاه عشق عارفانه و ارادت قلبی شاعر به معشوقی است که کمالات او پرتوی از جمال الهی محسوب می‌شود. فضای کلی اثر سرشار از تسلیم، شوریدگی و نگاهی متعالی به مقوله عشق است که در آن، معشوق نه فقط به عنوان یک انسان زیبا، بلکه به عنوان جلوه‌گاه قدرت و هنر خداوند نگریسته می‌شود.

شاعر در این کلام، عشق را آزمونی بزرگ و راهی پر از سختی و بلا می‌داند که تنها رهروان حقیقی با صبر و شکیبایی از عهده آن برمی‌آیند. مضمون محوری، عبور از خودخواهی و نیل به خواست و رضای محبوب است که در نهایت با مفهوم بندگی و عرفان گره می‌خورد.

معنای روان

یار من آن که لطف خداوند یار اوست بیداد و داد و رد و قبول اختیار اوست

یار من کسی است که خداوند او را دوست دارد و لطف الهی شامل حال اوست؛ سرنوشتِ من، چه در ستم و چه در عدالت، و چه در رد و یا پذیرش، تماماً در اختیار اوست.

نکته ادبی: تضاد میان کلمات بیداد و داد، بر تسلیم کامل عاشق دلالت دارد.

دریای عشق را به حقیقت کنار نیست ور هست پیش اهل حقیقت کنار اوست

دریای عشق بی‌پایان است، اما برای عاشقانِ حقیقت‌جو، نهایت و ساحلِ این دریا همان معشوق است.

نکته ادبی: استعاره از بی‌کرانگی و عمق مسیر عشق عارفانه.

در عهد لیلی این همه مجنون نبوده اند وین فتنه برنخاست که در روزگار اوست

در زمانه لیلی، این‌همه عاشقِ دیوانه‌حال وجود نداشت و این آشوب و فتنه‌ای که امروز به برکت وجودِ معشوق من برپا شده، در آن زمان دیده نمی‌شد.

نکته ادبی: تلمیح به داستان مشهور لیلی و مجنون برای بیان شدتِ عشق.

صاحب دلی نماند در این فصل نوبهار الا که عاشق گل و مجروح خار اوست

در این فصل بهار، هیچ انسانِ صاحب‌دلی باقی نمانده است، مگر آنکه شیفته‌ی زیباییِ گل (معشوق) شده و از خارِ غمِ دوری او زخم‌خورده باشد.

نکته ادبی: استعاره از گل به عنوان زیبایی و خار به عنوان رنج‌های عشق.

دانی کدام خاک بر او رشک می برم آن خاک نیکبخت که در رهگذار اوست

آیا می‌دانی به چه خاکی رشک می‌ورزم؟ به آن خاکی که بسیار خوش‌بخت است، زیرا در مسیر عبورِ معشوق من قرار دارد.

نکته ادبی: اغراق ادبی در اهمیت و جایگاهِ معشوق تا حدی که خاکِ راهِ او حسادت‌برانگیز است.

باور مکن که صورت او عقل من ببرد عقل من آن ببرد که صورت نگار اوست

گمان مبر که زیباییِ چهره‌ی او عقل و هوش مرا ربود؛ آن کسی که عقل مرا از سر برد، نقاش و آفریننده این صورت است.

نکته ادبی: ایهام در عبارت صورت‌نگار که هم به معنای نقاش چهره و هم استعاره از خداوند است.

گر دیگران به منظر زیبا نظر کنند ما را نظر به قدرت پروردگار اوست

اگر دیگران با دیدنِ چهره‌ی زیبا تنها به ظاهر دل می‌بندند، نگاهِ ما به قدرت و هنرِ خداوند است که چنین زیبایی را خلق کرده است.

نکته ادبی: تمایز میان عشق ظاهری و نگاه عارفانه به خالق.

اینم قبول بس که بمیرم بر آستان تا نسبتم کنند که خدمتگزار اوست

برای من همین افتخار کافی است که بر آستانِ درگاهِ او جان بسپارم، تا مردم مرا به عنوان خدمتگزارِ او بشناسند.

نکته ادبی: کنایه از فداکاری و آرزوی قرب در راه عشق.

بر جور و بی مرادی و درویشی و هلاک آن را که صبر نیست محبت نه کار اوست

کسی که در برابرِ ظلم، محرومیت، فقر و رنج‌های راهِ عشق صبر و شکیبایی ندارد، اصلاً شایسته و اهلِ این راه نیست.

نکته ادبی: بیان شروط سلوک عاشقانه و لزوم مقاومت در برابر سختی‌ها.

سعدی رضای دوست طلب کن نه حظ خویش عبد آن کند که رای خداوندگار اوست

ای سعدی، تنها رضایتِ دوست را بجوی نه خواسته‌های خودت را؛ چرا که بنده حقیقی کسی است که آنچه را اربابش می‌خواهد، همان را انجام دهد.

نکته ادبی: خطاب به خویشتن برای تبیین مقام عبودیت و تسلیم.

آرایه‌های ادبی

ایهام صورت نگار

هم به معنای نقاش چهره و هم استعاره از خداوند خالق زیبایی‌هاست.

تناقض (پارادوکس) بیداد و داد

نشان‌دهنده تسلیم مطلق عاشق در برابر تمامی تصمیمات معشوق است.

استعاره گل و خار

گل نماد زیباییِ معشوق و خار نماد رنج‌ها و سختی‌های راه عشق است.

تلمیح عهد لیلی

اشاره به داستان اساطیری لیلی و مجنون برای بیان شدت و حدت عشق.