دیوان اشعار - غزلیات

سعدی

غزل ۹۰

سعدی
سرمست درآمد از درم دوست لب خنده زنان چو غنچه در پوست
چون دیدمش آن رخ نگارین در خود به غلط شدم که این اوست
رضوان در خلد باز کردند کز عطر مشام روح خوش بوست
پیش قدمش به سر دویدم در پای فتادمش که ای دوست
یک باره به ترک ما بگفتی زنهار نگویی این نه نیکوست
بر من که دلم چو شمع یکتاست پیراهن غم چو شمع ده توست
چشمش به کرشمه گفت با من در نرگس مست من چه آهوست
گفتم همه نیکوییست لیکن اینست که بی وفا و بدخوست
بشنو نفسی دعای سعدی گر چه همه عالمت دعاگوست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل زیبا و دل‌انگیز، توصیف‌گرِ لحظه‌ای است که معشوق با شکوه و سرمستی وارد می‌شود و عاشق را در گردابی از حیرت و شیدایی فرو می‌برد. فضای شعر از یک استقبال پرشور و ستایش زیبایی آغاز شده و به تدریج با چرخشی ظریف به سوی گلایه از بی‌وفایی و قهر معشوق پیش می‌رود، که این ویژگی یکی از امضاهای سبک سعدی در غزل‌های عاشقانه است.

درونمایه اصلی اثر، تضادِ همیشگیِ میان زیباییِ خیره‌کننده و فریبنده معشوق با سنگدلی و عدم وفاداری اوست. شاعر ضمن اعتراف به تمامی خصایل نیکوی معشوق، از بی‌اعتنایی او به درد و رنج عاشق لب به اعتراض می‌گشاید و در پایان، با فروتنیِ تمام، خواهان اندکی توجه از سوی آن محبوب بی‌همتا می‌شود، حتی اگر تمام جهانیان در صف دعاکویان او باشند.

معنای روان

سرمست درآمد از درم دوست لب خنده زنان چو غنچه در پوست

دوست با حالی سرشار از شادی و سرخوشی از در وارد شد، در حالی که لبخند می‌زد و این لبخند لطیف و شکوفا، مانند غنچه‌ای بود که در پوست خود باز می‌شود و زیبایی‌اش را نمایان می‌سازد.

نکته ادبی: تشبیه لبخند به غنچه در اینجا برای نشان دادن طراوت و تازگی و همچنین تنگی و ظرافتِ خنده به کار رفته است.

چون دیدمش آن رخ نگارین در خود به غلط شدم که این اوست

وقتی آن چهره زیبا و نقاشی‌شده‌گونه را دیدم، از شدت شگفتی و ناباوری در وجود خود گم شدم و با تردید از خود پرسیدم که آیا این واقعاً همان معشوق من است؟

نکته ادبی: به غلط افتادن در اینجا کنایه از حیرت و ناباوری است که ناشی از کمال زیبایی معشوق است.

رضوان در خلد باز کردند کز عطر مشام روح خوش بوست

گویی دربان بهشت، درهای خلد برین را گشوده بود، چرا که عطرِ خوشِ حضورِ او، روح و جانِ مرا به کلی معطر و سرمست کرده است.

نکته ادبی: اغراق در اینجا به کار رفته تا تأثیر معنوی و روحانیِ حضور معشوق را نشان دهد.

پیش قدمش به سر دویدم در پای فتادمش که ای دوست

با اشتیاقی بی‌حد و حصر و با تمام وجود (که تعبیر به دویدن با سر شده است) به سوی او شتافتم و در پای او افتادم و با التماس و محبت او را خطاب کردم.

نکته ادبی: به سر دویدن، کنایه از نهایتِ اشتیاق و افتادگی در برابر معشوق است.

یک باره به ترک ما بگفتی زنهار نگویی این نه نیکوست

ناگهان تصمیم به ترک کردنِ ما گرفتی؛ مراقب باش و این را نگو که این کارِ تو پسندیده و نیکو است، چرا که قطعِ رابطه با عاشق، رفتاری ناپسند است.

نکته ادبی: زنهار به معنی هشدار و مراقب باش است و در اینجا برای نهیِ معشوق از بی‌وفایی به کار رفته است.

بر من که دلم چو شمع یکتاست پیراهن غم چو شمع ده توست

برای من که دلم همانند شمعی تنها و بی‌یاور در حال سوختن است، تو پیراهنی از غم و اندوهِ چند برابر تهیه کرده‌ای که این بارِ غم برای من بسیار سنگین است.

نکته ادبی: تضادِ شمعِ تنها در برابر ده برابر شدنِ پیراهنِ غم، بیانگر شدت تنهایی و رنج عاشق است.

چشمش به کرشمه گفت با من در نرگس مست من چه آهوست

چشم‌های او با نگاهی فریبنده و نازآلود از من پرسید: آیا در این چشمانِ خمار و مستِ من، چه شکار (آهو) و جذابیتی نهفته است که تو را این‌چنین گرفتار کرده است؟

نکته ادبی: آهو در اینجا علاوه بر معنای حیوانی، کنایه از چشم زیبا و گیرایی است که عاشق را شکار می‌کند.

گفتم همه نیکوییست لیکن اینست که بی وفا و بدخوست

پاسخ دادم که تو تمامیِ خوبی‌ها را یکجا داری، اما تنها مشکلت این است که وفادار نیستی و خوی و اخلاقِ ناپسندی در قبال عاشق داری.

نکته ادبی: تضادِ میان نیکویی و بدخویی، نشان‌دهنده پارادوکسِ عشق است که عاشق همزمان هم شیفته است و هم شاکی.

بشنو نفسی دعای سعدی گر چه همه عالمت دعاگوست

اگرچه تمام مردم جهان برای تو دعاگو هستند و تو محبوبی جهانی داری، اما از تو می‌خواهم که لحظه‌ای کوتاه به دعای منِ سعدی نیز گوش فرا دهی.

نکته ادبی: استفاده از تخلصِ شاعر برای بیان فروتنی در پایان غزل، شگردی کلاسیک برای ماندگار کردن نام شاعر در کلام است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه لب خنده زنان چو غنچه

لبخند معشوق به غنچه‌ای تشبیه شده که در حال شکفتن است تا طراوت و ظرافت آن را نشان دهد.

استعاره نرگس

استعاره از چشم معشوق که به دلیل زیبایی، خمار بودن و سیاهی به گل نرگس تشبیه شده است.

اغراق رضوان در خلد باز کردند

بزرگ‌نماییِ تأثیر عطرِ حضور معشوق به قدری که گویی درهای بهشت گشوده شده است.

کنایه به سر دویدن

کنایه از نهایت اشتیاق، سرعت و ذلتِ عاشقانه در راهِ رسیدن به معشوق.