دیوان اشعار - غزلیات

سعدی

غزل ۸۷

سعدی
گر کسی سرو شنیدست که رفتست این است یا صنوبر که بناگوش و برش سیمین است
نه بلند است به صورت که تو معلوم کنی که بلند از نظر مردم کوته بین است
خواب در عهد تو در چشم من آید هیهات عاشقی کار سری نیست که بر بالین است
همه آرام گرفتند و شب از نیمه گذشت وان چه در خواب نشد چشم من و پروین است
خود گرفتم که نظر بر رخ خوبان کفرست من از این بازنگردم که مرا این دین است
وقت آنست که مردم ره صحرا گیرند خاصه اکنون که بهار آمد و فروردین است
چمن امروز بهشتست و تو در می بایی تا خلایق همه گویند که حورالعین است
هر چه گفتیم در اوصاف کمالیت او همچنان هیچ نگفتیم که صد چندین است
آن چه سرپنجه سیمین تو با سعدی کرد با کبوتر نکند پنجه که با شاهین است
من دگر شعر نخواهم که نویسم که مگس زحمتم می دهد از بس که سخن شیرین است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل، یکی از نمونه‌های درخشان در توصیف زیبایی و جایگاه والای معشوق در کلام سعدی است که در آن، شاعر با زبانی سرشار از تحسین، کمال معشوق را فراتر از توصیفات مادی می‌داند. فضا آکنده از شورِ عاشقانه‌ای است که مرزهای میانِ واقعیت و خیال را در می‌نوردد و رنجِ شیرینِ بی‌خوابی و دلبستگی را به تصویر می‌کشد.

شاعر در این اثر، زیبایی معشوق را با استعارات طبیعی و نمادهای متعالی پیوند می‌زند و با هوشمندی، دین و آیینِ خود را مهرورزی به زیبایی معرفی می‌کند. غزل به تدریج از ستایشِ معشوق به ستایشِ قدرتِ نفوذِ عشق می‌رسد و در نهایت، به شکوهِ کلامِ خود اشاره می‌کند که چون قند، مگسان را به خود جذب کرده است.

معنای روان

گر کسی سرو شنیدست که رفتست این است یا صنوبر که بناگوش و برش سیمین است

اگر کسی شنیده است که درختی مانند سرو راه می‌رود، آن تو هستی؛ یا صنوبر بلندقامتی که صورت و اندامش به سفیدی و درخشندگی نقره است.

نکته ادبی: تشبیه معشوق به سرو و صنوبر از مضامین سنتی ادبیات غنایی است و 'سیمین' کنایه از سفیدی و لطافت پوست است.

نه بلند است به صورت که تو معلوم کنی که بلند از نظر مردم کوته بین است

زیبایی و بلندای وجود تو در قد و قامت ظاهری خلاصه نمی‌شود که کوته‌بینان آن را دریابند؛ حقیقت زیبایی تو در مرتبه‌ای از کمال است که چشم‌های ساده‌بین و ظاهرگرا از درک آن عاجزند.

نکته ادبی: تضاد میان 'بلند' (در دو معنای ظاهری و معنوی) و 'کوته‌بین' نکته کلیدی بیت است.

خواب در عهد تو در چشم من آید هیهات عاشقی کار سری نیست که بر بالین است

اینکه در زمانه حضور تو بخوابم، غیرممکن و بعید است؛ عاشقی پیشه کسی نیست که به دنبال آسایش و خوابیدن بر بالین باشد.

نکته ادبی: 'هیهات' به معنای دوری و محال بودن است.

همه آرام گرفتند و شب از نیمه گذشت وان چه در خواب نشد چشم من و پروین است

همه موجودات در این شب آرام گرفته‌اند و نیمه شب گذشته است، اما تنها چیزی که در خواب نرفته است، چشم‌های بیدار من و ستاره پروین است.

نکته ادبی: تلمیح به ستاره پروین (خوشه پروین) که در ادبیات فارسی نماد بیداری در شب است.

خود گرفتم که نظر بر رخ خوبان کفرست من از این بازنگردم که مرا این دین است

فرض می‌کنم که نگاه کردن به چهره خوب‌رویان گناه و کفر باشد؛ من از این کار دست برنمی‌دارم، چرا که این آیین و مذهبِ من است.

نکته ادبی: شاعر با نوعی رندی، عشق‌ورزی را به عنوان دین و مذهب خود برمی‌گزیند.

وقت آنست که مردم ره صحرا گیرند خاصه اکنون که بهار آمد و فروردین است

اکنون زمان آن است که مردم به دشت و صحرا رو بیاورند، به‌ویژه حالا که فصل بهار و ماه فروردین آغاز شده است.

نکته ادبی: اشاره به رسم دیرینه ایرانیان برای تماشای طبیعت در ابتدای بهار.

چمن امروز بهشتست و تو در می بایی تا خلایق همه گویند که حورالعین است

چمنزار امروز به اندازه بهشت زیباست و تو در میان آن هستی، به‌طوری که همه مردم باید گواهی دهند تو همان حورِ بهشتی هستی.

نکته ادبی: 'حورالعین' اصطلاحی قرآنی برای زنان بهشتی است که در اینجا برای توصیف زیبایی بی‌نظیر معشوق به کار رفته است.

هر چه گفتیم در اوصاف کمالیت او همچنان هیچ نگفتیم که صد چندین است

هر چقدر هم که در توصیف کمال و زیبایی تو سخن گفتیم، باز هم چیزی نگفته‌ایم و حقیقتِ وجود تو صدها برابر فراتر از کلام ماست.

نکته ادبی: اعتراف به ناتوانی زبان در برابر عظمت زیبایی معشوق.

آن چه سرپنجه سیمین تو با سعدی کرد با کبوتر نکند پنجه که با شاهین است

آن اثری که دست‌های لطیف و نقره‌فام تو بر دل سعدی گذاشت، بسیار نیرومندتر از چنگال شاهینی است که شکارچی کبوتر است.

نکته ادبی: تشبیه اثرگذاری معشوق به قدرت چنگال شاهین، برای نشان دادن تسخیر قلب شاعر.

من دگر شعر نخواهم که نویسم که مگس زحمتم می دهد از بس که سخن شیرین است

دیگر نمی‌خواهم شعر بگویم، چرا که سخنان من مانند قند شیرین است و همین شیرینی باعث شده است که مگسان (مزاحمان و نادانان) مرا آزار دهند.

نکته ادبی: مگس استعاره از افراد دون‌مایه یا منتقدانی است که به گردِ سخنِ شیرینِ شاعر می‌گردند.

آرایه‌های ادبی

تشبیه سرو و صنوبر

مانند کردن معشوق به درختان سرو و صنوبر برای بیان بلندقامتی و زیبایی اندام.

تلمیح پروین

اشاره به ستاره پروین که نماد بیداری در شب‌های تیره است.

استعاره سیمین

استعاره از پوست سفید و درخشان که مانند نقره می‌درخشد.

ایهام بلند

بازی با دو معنای 'قد بلند فیزیکی' و 'مرتبه بلند معنوی'.

تمثیل مگس

تشبیه مزاحمان یا افراد سطحی‌نگر به مگس که به سمت شیرینی (شعر شاعر) جذب می‌شوند.