دیوان اشعار - غزلیات

سعدی

غزل ۷۸

سعدی
امشب به راستی شب ما روز روشن است عید وصال دوست علی رغم دشمن است
باد بهشت می گذرد یا نسیم صبح یا نکهت دهان تو یا بوی لادن است
هرگز نباشد از تن و جانت عزیزتر چشمم که در سرست و روانم که در تن است
گردن نهم به خدمت و گوشت کنم به قول تا خاطرم معلق آن گوش و گردن است
ای پادشاه سایه ز درویش وامگیر ناچار خوشه چین بود آن جا که خرمن است
دور از تو در جهان فراخم مجال نیست عالم به چشم تنگ دلان چشم سوزن است
عاشق گریختن نتواند که دست شوق هر جا که می رود متعلق به دامن است
شیرین به در نمی رود از خانه بی رقیب داند شکر که دفع مگس بادبیزن است
جور رقیب و سرزنش اهل روزگار با من همان حکایت گاو دهلزن است
بازان شاه را حسد آید بدین شکار کان شاهباز را دل سعدی نشیمن است
قلب رقیق چند بپوشد حدیث عشق هرچ آن به آبگینه بپوشی مبین است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر سرشار از شوریدگی و اشتیاق وافر شاعر است که وصال یار را همچون طلوع خورشید در تاریکی شب توصیف می‌کند. فضای کلی شعر، حال و هوای عاشقانه‌ای است که در آن، عاشق با نادیده گرفتن سرزنش‌ها و دشواری‌ها، تمامی هستی خود را به پای محبوب می‌ریزد و از دوری او در عذاب است.

در این میان، سعدی با بیانی ظریف و استعاری، جایگاه والای محبوب را چنان می‌ستاید که آن را پناهگاه جان خویش می‌خواند. حضور رقیبان و تنگیِ دنیا در غیاب معشوق، در کنار پذیرش بی‌چون و چرای فرمان دل، نشان‌دهنده تسلیم کامل شاعر در برابر قدرت عشق است.

معنای روان

امشب به راستی شب ما روز روشن است عید وصال دوست علی رغم دشمن است

امشب که به لطف حضور تو شب تاریک ما همچون روز روشن شده است، به کوری چشم دشمنان، به عید وصال تو نائل آمده‌ایم.

نکته ادبی: روز روشن کنایه‌ای از غایت شادی و روشنایی بخت است.

باد بهشت می گذرد یا نسیم صبح یا نکهت دهان تو یا بوی لادن است

نمی‌دانم این بادی که می‌وزد، نسیم بهشت است یا نسیم سحرگاه، یا عطر دهان توست و یا بوی خوش گیاه لادن که در فضا پیچیده است.

نکته ادبی: لادن گیاهی معطر است که در ادب کهن برای تشبیه بوی خوش به کار می‌رفته است.

هرگز نباشد از تن و جانت عزیزتر چشمم که در سرست و روانم که در تن است

هیچ چیز در جهان از تن و جان تو برای من عزیزتر نیست، مگر چشمی که در سر دارم و جانی که در تن دارم که هر دو فدای تو باد.

نکته ادبی: این بیت نوعی اعتراف به ارزشمندیِ جان برای تقدیم به محبوب است.

گردن نهم به خدمت و گوشت کنم به قول تا خاطرم معلق آن گوش و گردن است

با جان و دل سر به فرمان تو می‌نهم و به سخنانت گوش می‌سپارم، چرا که تمام فکر و خیالم درگیر تو و زیبایی‌های توست.

نکته ادبی: گردن نهادن کنایه از تسلیم و اطاعت محض است.

ای پادشاه سایه ز درویش وامگیر ناچار خوشه چین بود آن جا که خرمن است

ای پادشاهِ عشق، سایه لطف خود را از این درویشِ بی‌نوا دریغ مکن؛ چرا که طبیعتِ خوشه چین این است که به دنبال خرمنِ بزرگان برود.

نکته ادبی: سایه در اینجا نماد حمایت، توجه و پناهگاه است.

دور از تو در جهان فراخم مجال نیست عالم به چشم تنگ دلان چشم سوزن است

هنگامی که دور از تو هستم، در این دنیای پهناور برایم جایی نیست؛ چرا که برای عاشقانِ دل‌تنگ، دنیا به اندازه سوراخ سوزن تنگ می‌شود.

نکته ادبی: این تصویرسازی برای نشان دادن فشار روانی ناشی از دوری است.

عاشق گریختن نتواند که دست شوق هر جا که می رود متعلق به دامن است

عاشق نمی‌تواند از دام عشق تو فرار کند، زیرا دستِ اشتیاقش به هر کجا که برود، به دامن تو بند است.

نکته ادبی: دست شوق در اینجا تشخیص (شخصیت‌بخشی) است.

شیرین به در نمی رود از خانه بی رقیب داند شکر که دفع مگس بادبیزن است

محبوبِ شیرین‌سخن من بدون حضور رقیبان به میان نمی‌آید؛ زیرا می‌داند که برای دور کردن مگس‌ها از قند، وجودِ بادبیزن لازم است.

نکته ادبی: رقیب در اینجا به نوعی به معنای محافظ یا شخصی است که وجودش باعث حفظ حریم معشوق می‌شود.

جور رقیب و سرزنش اهل روزگار با من همان حکایت گاو دهلزن است

جور و جفای رقیبان و سرزنشِ مردم روزگار برای من، تداعی‌گر همان داستانِ گاوِ دهل‌زن است.

نکته ادبی: تلمیح به ضرب‌المثلی قدیمی که برای کسانی به کار می‌رود که به اشتباه خود را هدفِ سرزنش می‌پندارند.

بازان شاه را حسد آید بدین شکار کان شاهباز را دل سعدی نشیمن است

حتی شاهبازانِ تیزپرواز نیز به این صیدِ من حسد می‌ورزند، چرا که قلبِ سعدی آشیانه آن شاهباز (محبوب) شده است.

نکته ادبی: شاهباز استعاره از معشوق و جایگاه والای اوست.

قلب رقیق چند بپوشد حدیث عشق هرچ آن به آبگینه بپوشی مبین است

قلبِ حساس و نازک تا کی می‌تواند راز عشق را پنهان کند؟ هر آنچه را که پشت شیشه پنهان کنی، بالاخره نمایان می‌شود.

نکته ادبی: آبگینه به معنای شیشه است و شفافیت را تداعی می‌کند.

آرایه‌های ادبی

کنایه روز روشن است

کنایه از اوج خوشحالی و روشناییِ بخت و اقبال.

تلمیح حکایت گاو دهلزن

اشاره به حکایتی مشهور درباره اشتباه گرفتنِ صدای دهل توسط گاو.

تشبیه عالم به چشم تنگ دلان چشم سوزن است

تشبیه دنیایِ وسیع به سوراخِ سوزن برای نمایش تنگیِ نفسِ عاشق در دوری معشوق.

تشخیص دست شوق

نسبت دادنِ دست به احساسِ شوق که امری انتزاعی است.

استعاره شاهباز

تشبیه معشوق به پرنده شکاریِ سلطنتی که بسیار ارزشمند است.