دیوان اشعار - غزلیات

سعدی

غزل ۷۶

سعدی
یارا بهشت صحبت یاران همدمست دیدار یار نامتناسب جهنمست
هر دم که در حضور عزیزی برآوری دریاب کز حیات جهان حاصل آن دمست
نه هر که چشم و گوش و دهان دارد آدمیست بس دیو را که صورت فرزند آدمست
آنست آدمی که در او حسن سیرتی یا لطف صورتیست دگر حشو عالمست
هرگز حسد نبرده و حسرت نخورده ام جز بر دو روی یار موافق که در همست
آنان که در بهار به صحرا نمی روند بوی خوش ربیع بر ایشان محرمست
وان سنگ دل که دیده بدوزد ز روی خوب پندش مده که جهل در او نیک محکمست
آرام نیست در همه عالم به اتفاق ور هست در مجاورت یار محرمست
گر خون تازه می رود از ریش اهل دل دیدار دوستان که ببینند مرهمست
دنیا خوشست و مال عزیزست و تن شریف لیکن رفیق بر همه چیزی مقدمست
ممسک برای مال همه ساله تنگ دل سعدی به روی دوست همه روزه خرمست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل گران‌سنگ، ستایش‌نامه‌ای است بر ارزش بی‌بدیلِ دوستی و مصاحبت با یاران همدل. شاعر در این ابیات، حضورِ یارِ موافق را نه تنها آرام‌بخشِ جان، بلکه غایتِ اصلیِ حیاتِ آدمی و بهشتِ زمینی برمی‌شمارد.

سعدی بر این باور است که انسانیت، نه در صورتِ ظاهر و اعضای بدن، بلکه در سیرتِ نیکو و کیفیتِ روابطِ انسانی تجلی می‌یابد و هر آنچه جز این باشد، در پیشگاهِ خردمندان، حشو و زوایدِ عالم تلقی می‌شود.

معنای روان

یارا بهشت صحبت یاران همدمست دیدار یار نامتناسب جهنمست

بهشت واقعی، همنشینی با دوستان یک‌رنگ و همراه است و اگر کسی مجبور باشد با فردی ناهمگون و غریبه هم‌نشین شود، گویی در دوزخ گرفتار شده است.

نکته ادبی: واژه «نامتناسب» در ادبیات کلاسیک به معنای ناهمگون و کسی که با روحیه فرد سازگار نیست، به کار رفته است.

هر دم که در حضور عزیزی برآوری دریاب کز حیات جهان حاصل آن دمست

هر لحظه‌ای که با عزیزی سپری می‌کنی، آن را غنیمت شمار؛ چرا که ثمره و بهره‌ی اصلی از زندگی در این جهان، همین لحظاتِ ارزشمندِ با هم بودن است.

نکته ادبی: «دم» در اینجا به معنای لحظه و آنِ کوتاه است که در عرفان نیز به فرصت‌های مغتنم اشاره دارد.

نه هر که چشم و گوش و دهان دارد آدمیست بس دیو را که صورت فرزند آدمست

تنها داشتنِ اعضای صورت مانند چشم و گوش و دهان، دلیل بر انسان بودن نیست؛ چه بسیار افرادی که ظاهرشان به شکل انسان است، اما در باطن، شیطان‌صفت هستند.

نکته ادبی: شاعر به تقابل میان «صورت» (ظاهر) و «سیرت» (باطن) اشاره دارد که از مضامین اخلاقی رایج در متون کهن است.

آنست آدمی که در او حسن سیرتی یا لطف صورتیست دگر حشو عالمست

انسان واقعی کسی است که یا از اخلاق و کردار نیک برخوردار باشد و یا از زیبایی ظاهری بهره‌مند؛ وگرنه باقیِ افراد، تنها موجودات اضافه‌ای هستند که جهان را پر کرده‌اند.

نکته ادبی: «حشو» در لغت به معنای پر کردن بالش یا اشیای بی‌مصرف است که اینجا استعاره از انسان‌های بی‌فایده و بی‌خاصیت است.

هرگز حسد نبرده و حسرت نخورده ام جز بر دو روی یار موافق که در همست

من هرگز به هیچ نعمتی حسادت نکرده‌ام و افسوس نخورده‌ام، مگر برای دو دوستی که با هم صمیمی و یک‌دل هستند و همیشه کنار هم قرار دارند.

نکته ادبی: «یار موافق» ترکیبی کهن برای اشاره به دوستی است که در اندیشه و رفتار با فرد اشتراک دارد.

آنان که در بهار به صحرا نمی روند بوی خوش ربیع بر ایشان محرمست

کسانی که در فصل بهار به طبیعت و صحرا نمی‌روند، گویی از درکِ زیبایی و رایحه‌ی دل‌انگیزِ بهار محروم‌اند و این زیبایی برای آنان دست‌نیافتنی است.

نکته ادبی: واژه «محرم» در اینجا ایهام دارد؛ هم به معنای نامحرم بودن و هم به معنای «محروم بودن» از درک حقیقت بهار.

وان سنگ دل که دیده بدوزد ز روی خوب پندش مده که جهل در او نیک محکمست

آن سنگ‌دلی که چشم بر زیبایی‌ها و نیکویی‌ها می‌بندد، به او پند نده؛ زیرا نادانی و جهالت در جانش چنان ریشه دوانده که پندِ تو در او اثری ندارد.

نکته ادبی: «دیده دوختن» کنایه از نادیده گرفتن و بی‌توجهی عمدی است.

آرام نیست در همه عالم به اتفاق ور هست در مجاورت یار محرمست

در حقیقت، در تمام دنیا آرامشِ حقیقی وجود ندارد و اگر هم جایی آرامشی یافت شود، تنها در سایه‌ی همنشینی با یار و دوستِ صمیمی است.

نکته ادبی: «به اتفاق» در اینجا به معنای به طور کلی و در جمع‌بندیِ نظرِ همگان است.

گر خون تازه می رود از ریش اهل دل دیدار دوستان که ببینند مرهمست

اگر از زخمِ درونیِ اهلِ دلی، خونِ غم و اندوه جاری باشد، دیدنِ دوستانِ مهربان، همچون دارویی التیام‌بخش بر آن زخم عمل می‌کند.

نکته ادبی: تشبیه دیدار یار به «مرهم» (داروی شفابخش) استعاره‌ای برای آرام‌بخشیِ حضورِ دوست است.

دنیا خوشست و مال عزیزست و تن شریف لیکن رفیق بر همه چیزی مقدمست

دنیا جای خوبی است و مال و ثروت ارزشمند است و تنِ سالم نیز نعمتی بزرگ است، اما در میان همه‌ی این‌ها، حضورِ دوست از همه چیز مهم‌تر و مقدم‌تر است.

نکته ادبی: این بیت برتری دوستی بر مادیات را با ساختاری مقایسه‌ای بیان می‌کند.

ممسک برای مال همه ساله تنگ دل سعدی به روی دوست همه روزه خرمست

آدمِ خسیس همیشه به خاطرِ مال و ثروتش در رنج و تنگ‌ناییِ روحی است، اما سعدی با داشتنِ رویِ دوست، همواره در شادی و خوشی است.

نکته ادبی: «ممسک» به معنای بخیل و کسی که دستش بسته است، در تقابل با «خرم» (شاد و سرزنده) قرار گرفته است.

آرایه‌های ادبی

تضاد بهشت و جهنم / ممسک و خرم

شاعر برای تأکید بر مفاهیم خود، از واژگان متضاد استفاده کرده تا تفاوت وضعیتِ همنشینی با دوست و دشمن یا خسیس و عاشق را برجسته کند.

کنایه خون از ریش اهل دل رفتن

کنایه از غم و اندوه عمیق و رنجی که از درونِ انسان سرچشمه می‌گیرد.

تشبیه دیدار دوستان مرهم است

تشبیه دیدار یار به داروی شفابخش که دردِ فراق و رنجِ دل را درمان می‌کند.

ایهام محرم

استفاده از این واژه در بیت ششم که هم به معنای «نامحرم بودن» و هم به معنای «محروم بودن از درک» است.