دیوان اشعار - غزلیات

سعدی

غزل ۶۸

سعدی
چشمت خوشست و بر اثر خواب خوشترست طعم دهانت از شکر ناب خوشترست
زنهار از آن تبسم شیرین که می کنی کز خنده شکوفه سیراب خوشترست
شمعی به پیش روی تو گفتم که برکنم حاجت به شمع نیست که مهتاب خوشترست
دوش آرزوی خواب خوشم بود یک زمان امشب نظر به روی تو از خواب خوشترست
در خوابگاه عاشق سر بر کنار دوست کیمخت خارپشت ز سنجاب خوشترست
زان سوی بحر آتش اگر خوانیم به لطف رفتن به روی آتشم از آب خوشترست
ز آب روان و سبزه و صحرا و لاله زار با من مگو که چشم در احباب خوشترست
زهرم مده به دست رقیبان تندخوی از دست خود بده که ز جلاب خوشترست
سعدی دگر به گوشه وحدت نمی رود خلوت خوشست و صحبت اصحاب خوشترست
هر باب از این کتاب نگارین که برکنی همچون بهشت گویی از آن باب خوشترست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل سرشار از ستایش زیبایی‌های معشوق است که با بیانی رندانه و عاشقانه، تمام مظاهر لذت‌بخش دنیوی را در برابر حضور یار، بی‌مقدار می‌شمارد. شاعر در پی اثبات این نکته است که هستی و کمال، تنها در سایه نگاه و توجه معشوق معنا می‌یابد و هر آنچه غیر از اوست، در مقایسه با طعم شیرینِ وصالش رنگ می‌بازد.

درون‌مایه اصلی شعر، ترجیحِ بی‌چون و چرای رنجِ همراه با یار بر آسایشِ بدون اوست. نویسنده با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های طبیعت‌گرایانه، فضایی از شور و اشتیاق را ترسیم می‌کند که در آن، مفاهیم انتزاعیِ آرامش و تنهایی، در برابر گرمایِ حضورِ معشوق به حاشیه می‌روند.

معنای روان

چشمت خوشست و بر اثر خواب خوشترست طعم دهانت از شکر ناب خوشترست

چشمان تو زیباست و در حالت خواب‌آلودگی، زیبایی‌اش دوچندان می‌شود؛ شیرینی سخن و کلام تو نیز از شکر خالص، دل‌نشین‌تر است.

نکته ادبی: واژه "خوش" در اینجا صفتی به معنای زیبا و دل‌پسند است و "بر اثر خواب" به معنای در حالت خواب‌آلودگی است.

زنهار از آن تبسم شیرین که می کنی کز خنده شکوفه سیراب خوشترست

از آن لبخند ملیح و دلربایی که بر لب می‌آوری، باید بر حذر بود؛ چرا که آن لبخند، از زیباییِ شکوفه‌ای که با آبِ باران تر و تازه شده، فریبنده‌تر است.

نکته ادبی: شکوفه سیراب استعاره از تازگی و طراوت است که در تقابل با لبخند معشوق قرار گرفته است.

شمعی به پیش روی تو گفتم که برکنم حاجت به شمع نیست که مهتاب خوشترست

قصد داشتم شمعی روشن کنم تا چهره‌ات را بهتر ببینم، اما نیاز به نور شمع نیست، چرا که نور چهره‌ات مانند مهتاب، درخشان‌تر و بهتر است.

نکته ادبی: تشبیه چهره یار به مهتاب، یکی از مضامین رایج در ادبیات کلاسیک برای توصیف زیبایی درخشان است.

دوش آرزوی خواب خوشم بود یک زمان امشب نظر به روی تو از خواب خوشترست

دیشب مشتاق خوابی آرام بودم، اما امشب تماشای روی تو، لذت‌بخش‌تر از خواب است.

نکته ادبی: تقابل میان خواب (به عنوان مظهر آرامش) و دیدار یار (به عنوان مظهر عشق) محور اصلی این بیت است.

در خوابگاه عاشق سر بر کنار دوست کیمخت خارپشت ز سنجاب خوشترست

در بستر عشق، اگر در کنار تو باشم، حتی اگر زیرم خار و تیغ باشد، برایم از نرمیِ پوستِ سنجاب گران‌بها، دلپذیرتر است.

نکته ادبی: کیمخت به معنای پوست دباغی‌نشده و زبر است که در برابر سنجاب که نماد لطافت و اشرافیت در قدیم بود، قرار گرفته است.

زان سوی بحر آتش اگر خوانیم به لطف رفتن به روی آتشم از آب خوشترست

اگر تو با مهربانی مرا از آن سوی دریای آتش بخوانی، عبور از میان آن آتش برایم از آب خنک و گوارا، خوش‌تر خواهد بود.

نکته ادبی: بحر آتش استعاره از سختی‌های بزرگ و آزمایش‌های الهی یا عاشقانه است.

ز آب روان و سبزه و صحرا و لاله زار با من مگو که چشم در احباب خوشترست

از زیبایی آب روان، سبزه‌زار و گل‌ها برایم نگو؛ چرا که برای من، هیچ چیز از نگاه کردن به چهره دوستان و عزیزان دل‌چسب‌تر نیست.

نکته ادبی: اشاره به طبیعت (آب، سبزه، لاله) برای تأکید بر بی‌توجهی عاشق به زیبایی‌های عالم طبیعت در برابر زیبایی معشوق است.

زهرم مده به دست رقیبان تندخوی از دست خود بده که ز جلاب خوشترست

اگر می‌خواهی زهر فراق یا سختی را به من بدهی، آن را به دست رقیبان تندخو مسپار؛ بلکه خودت آن را به من بنوشان، چرا که هر چه از دست تو باشد، از شربت‌های شفابخش هم خوش‌تر است.

نکته ادبی: جلاب شربتی ترکیبی از گلاب و شکر بوده که در قدیم برای درمان بیماری‌ها استفاده می‌شده است.

سعدی دگر به گوشه وحدت نمی رود خلوت خوشست و صحبت اصحاب خوشترست

سعدی دیگر به گوشه‌نشینی و انزوا متمایل نیست؛ چرا که اگرچه خلوت‌گزینی خوب است، اما هم‌نشینی و هم‌صحبتی با یاران، از آن هم بهتر است.

نکته ادبی: وحدت در اینجا به معنای تنهایی و انزوای عارفانه است که شاعر آن را در برابر جمع دوستان کم‌ارزش می‌داند.

هر باب از این کتاب نگارین که برکنی همچون بهشت گویی از آن باب خوشترست

هر بخش از این کتابِ زیباییِ تو که باز شود، مانند ورود به بهشت است و هر صفحه آن از صفحه قبل زیباتر و دل‌انگیزتر است.

نکته ادبی: کتاب نگارین استعاره از چهره و اوصاف معشوق است که هر بخش آن شگفتی جدیدی دارد.

آرایه‌های ادبی

تشبیه طعم دهانت از شکر ناب خوشترست

دهان معشوق به شکر ناب تشبیه شده تا شیرینی کلام او ملموس شود.

کنایه شمعی به پیش روی تو

کنایه از روشن کردن چراغ برای دیدن روی یار که در برابر چهره درخشان او بیهوده است.

مبالغه رفتن به روی آتشم از آب خوشترست

تأکید بر شدت اشتیاق به حضور یار که حتی آتش را از آب برای عاشق دلپذیرتر می‌کند.

تضاد آب و آتش

تقابل دو عنصر متضاد برای نشان دادن غلبه عشق بر سختی‌ها و تقدس حضور معشوق.