دیوان اشعار - غزلیات

سعدی

غزل ۲۳

سعدی
رفتیم اگر ملول شدی از نشست ما فرمای خدمتی که برآید ز دست ما
برخاستیم و نقش تو در نفس ما چنانک هر جا که هست بی تو نباشد نشست ما
با چون خودی درافکن اگر پنجه می کنی ما خود شکسته ایم چه باشد شکست ما
جرمی نکرده ام که عقوبت کند ولیک مردم به شرع می نکشد ترک مست ما
شکر خدای بود که آن بت وفا نکرد باشد که توبه ای بکند بت پرست ما
سعدی نگفتمت که به سرو بلند او مشکل توان رسید به بالای پست ما

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل بازتاب‌دهنده احوال عاشقی است که در برابر بی‌مهری معشوق، با بزرگواری و فروتنی رفتار می‌کند. شاعر در عین پذیرش دوری و شکست، به پیوند عمیق روحی با محبوب اشاره دارد و می‌کوشد تا با دیدگاهی حکیمانه، این رنج عاشقانه را به فرصتی برای توبه و بازگشت به خود تبدیل کند.

فضای شعر آمیخته‌ای از تواضع، دردمندی رندانه و نگاهی واقع‌بینانه به ناهمگونی‌های میان عاشق و معشوق است. سعدی در این ابیات، با زبانی شیوا و کنایه‌آمیز، تضاد میان عشق زمینی و جایگاه بلند معشوق را با تکیه بر مفاهیم اخلاقی و عرفانی ترسیم می‌کند.

معنای روان

رفتیم اگر ملول شدی از نشست ما فرمای خدمتی که برآید ز دست ما

اگر از هم‌نشینی با ما خسته و دل‌زده شدی، ما می‌رویم؛ اما پیش از رفتن، هر کاری که از دست ما ساخته است به ما دستور بده تا آن را برایت انجام دهیم.

نکته ادبی: نشست به معنای هم‌نشینی و مصاحبت است.

برخاستیم و نقش تو در نفس ما چنانک هر جا که هست بی تو نباشد نشست ما

اگرچه از پیش تو برخاستیم و رفتیم، اما نقش و تصویر تو چنان در جان و نفس ما جا گرفته است که در هر کجا که باشیم، گویی تو نیز هم‌نشین ما هستی و لحظه‌ای بی‌تو نیستیم.

نکته ادبی: استعاره از استمرار حضور معشوق در خیال عاشق.

با چون خودی درافکن اگر پنجه می کنی ما خود شکسته ایم چه باشد شکست ما

اگر قصد کشتی گرفتن و زورآزمایی داری، با کسی هم‌تراز و هم‌شأن خودت دربیفت؛ ما پیش از این در عشق تو شکست خورده‌ایم، بنابراین از شکست دوباره هیچ هراسی نداریم.

نکته ادبی: پنجه افکندن کنایه از نبرد و مقابله کردن است.

جرمی نکرده ام که عقوبت کند ولیک مردم به شرع می نکشد ترک مست ما

من گناهی مرتکب نشده‌ام که مستحق مجازات باشم، اما مردم ظاهراً به دلیل زیباییِ خیره‌کننده محبوبِ مستِ ما، قانون و شرع را در برابر او نادیده می‌گیرند و او را بازخواست نمی‌کنند.

نکته ادبی: ترک در ادبیات کلاسیک استعاره از محبوب زیبارو است.

شکر خدای بود که آن بت وفا نکرد باشد که توبه ای بکند بت پرست ما

جای سپاس از پروردگار است که آن محبوبِ زیبارو به وعده‌هایش وفا نکرد؛ شاید این بی‌وفایی باعث شود که این عاشقِ بت‌پرست (من)، توبه کند و از عشق او دست بردارد.

نکته ادبی: بت استعاره از معشوق زیبارو و بت‌پرست استعاره از عاشق است.

سعدی نگفتمت که به سرو بلند او مشکل توان رسید به بالای پست ما

ای سعدی، آیا به تو نگفته بودم که تو با قامت کوتاه و تواضع خود، هرگز نمی‌توانی به آن سرو بلند و مقام والای محبوب برسی؟

نکته ادبی: تضاد میان سرو بلند و بالای پست برای نشان دادن فاصله مرتبتی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره بت

اشاره به معشوق زیبا که همانند بت، پرستیده می‌شود.

کنایه پنجه افکندن

به معنای درگیر شدن، زورآزمایی و نبرد کردن است.

تضاد سرو بلند و بالای پست

تقابل میان قامت معشوق و وضعیت عاشق برای نشان دادن فاصله دسترسی به او.

مبالغه هر جا که هست بی تو نباشد نشست ما

اغراق در حضور ذهنی و روحی معشوق در همه احوال عاشق.