بوستان - باب نهم در توبه و راه صواب

سعدی

حکایت

سعدی
یکی را به چوگان مه دامغان بزد تا چو طبلش بر آمد فغان
شب از بی قراری نیارست خفت بر او پارسایی گذر کرد و گفت
به شب گر ببردی بر شحنه، سوز گناه آبرویش نبردی به روز
کسی روز محشر نگردد خجل که شبها به درگه برد سوز دل
هنوز ار سر صلح داری چه بیم؟ در عذرخواهان نبندد کریم
ز یزدان دادار داور بخواه شب توبه تقصیر روز گناه
کریمی که آوردت از نیست هست عجب گر بیفتی نگیردت دست
اگر بنده ای دست حاجت برآر و گر شرمسار آب حسرت ببار
نیامد بر این در کسی عذر خواه که سیل ندامت نشستش گناه
نریزد خدای آبروی کسی که ریزد گناه آب چشمش بسی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه با زبانی اندرزگونه و در عین حال سرشار از امید، به موضوع توبه و بازگشت به سوی خداوند می‌پردازد. شاعر در این فضای عاطفی و اخلاقی، شب‌زنده‌داری و گریستن از سر ندامت را راهکار اصلی برای پاک شدن از گناهان و حفظ آبرو در پیشگاه پروردگار می‌داند.

پیام نهایی این ابیات، اطمینان‌بخشی به بندگان گناهکار است که درِ رحمت الهی همواره به روی توبه‌کنندگان باز است و خداوند کریم، هرگز بنده‌ای را که با پشیمانی به سوی او بازگردد، خوار نمی‌کند.

معنای روان

یکی را به چوگان مه دامغان بزد تا چو طبلش بر آمد فغان

شخصی را در شهر دامغان چنان با چوب چوگان زدند که فریاد بلندش به صدای طبل تشبیه شد.

نکته ادبی: تشبیه صدای فریاد به طبل برای نشان دادن شدت درد و آزار.

شب از بی قراری نیارست خفت بر او پارسایی گذر کرد و گفت

آن فرد از شدت بیقراری نتوانست در شب بخوابد؛ در این هنگام پارسایی از آنجا عبور کرد و با او به گفتگو پرداخت.

نکته ادبی: پارسایی در اینجا به معنای انسانی زاهد و دین‌دار است که نقش مصلح را دارد.

به شب گر ببردی بر شحنه، سوز گناه آبرویش نبردی به روز

اگر شب‌هنگام، سوز دل و پشیمانی خود را به پیشگاه خداوند می‌بردی، گناهت باعث نمی‌شد که آبروی تو در روشنایی روز نزد مردم بریزد.

نکته ادبی: تضاد میان شب (خلوتگاه توبه) و روز (جایگاه قضاوت مردم).

کسی روز محشر نگردد خجل که شبها به درگه برد سوز دل

کسی که در شب‌ها با دلی سوخته و نادم به درگاه خداوند پناه می‌برد، در روز قیامت شرمنده نخواهد بود.

نکته ادبی: اشاره به تاثیر شب‌زنده‌داری در عفو الهی و نجات اخروی.

هنوز ار سر صلح داری چه بیم؟ در عذرخواهان نبندد کریم

اگر هنوز قصد داری که با خدا آشتی کنی، چه جای ترس است؟ خداوندِ بخشنده، درِ رحمتش را به روی کسانی که به دنبال جبران و عذرخواهی هستند، نمی‌بندد.

نکته ادبی: کریم بودن خداوند به معنای گشاده‌دستی در بخشش است.

ز یزدان دادار داور بخواه شب توبه تقصیر روز گناه

از خداوند بخشنده و دادگر درخواستِ بخشش کن و شب‌هنگام، کوتاهی‌ها و گناهانی که در طول روز انجام داده‌ای را با توبه جبران کن.

نکته ادبی: استفاده از جناس و تکرار در صفت‌های خداوند (یزدان، دادار، داور) برای تاکید بر قدرت بخشش او.

کریمی که آوردت از نیست هست عجب گر بیفتی نگیردت دست

خداوندِ بخشنده‌ای که تو را از هیچ به وجود آورد، شگفت‌آور است که اگر در راه زندگی لغزیدی و به زمین افتادی، دستت را نگیرد و یاری‌ات نکند.

نکته ادبی: استفهام انکاری برای تاکید بر ضرورت حمایت الهی.

اگر بنده ای دست حاجت برآر و گر شرمسار آب حسرت ببار

اگر بنده‌ای هستی که دست نیاز داری، آن را به سوی خدا بلند کن؛ و اگر شرمسار هستی، اشک پشیمانی بریز.

نکته ادبی: تاکید بر دو حالت بندگی: حاجت‌مندی و شرمساری.

نیامد بر این در کسی عذر خواه که سیل ندامت نشستش گناه

هیچ‌کس به درگاه خداوند نیامد که واقعاً پشیمان باشد، مگر آنکه سیلاب اشک ندامت او، گناهانش را شست و پاک کرد.

نکته ادبی: استعاره از سیل که نماد شستن و پاک کردن آلودگی‌هاست.

نریزد خدای آبروی کسی که ریزد گناه آب چشمش بسی

خداوند آبروی کسی را که به خاطر گناهانش، اشکِ پشیمانیِ فراوان می‌ریزد، نزد خلق نمی‌برد.

نکته ادبی: کنایه از اینکه گریه برای خدا باعث حفظ عزت و آبرو می‌شود.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چو طبلش بر آمد فغان

تشبیه صدای فریادِ ناشی از درد به صدای طبل که بسیار بلند و کوبنده است.

استعاره سیل ندامت

اشکِ پشیمانی به سیل تشبیه شده که می‌تواند پلیدی و گناه را از وجود آدمی بشوید.

تضاد شب و روز

تقابل میان شب (زمان خلوت با خدا) و روز (زمان حضور در اجتماع) برای تبیین ضرورت توبه در خفا.