بوستان - باب هشتم در شکر بر عافیت

سعدی

حکایت

سعدی
ز ره باز پس مانده ای می گریست که مسکین تر از من در این دشت کیست؟
جهاندیده ای گفتش ای هوشیار اگر مردی این یک سخن گوش دار
برو شکر کن چون به خر برنه ای که آخر بنی آدمی، خر نه ای

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه ادبی به مفهوم قناعت و ارزش‌گذاریِ داشته‌های آدمی در تقابل با نگاهِ بدبینانه و شکوه و شکایت‌های بی‌پایان می‌پردازد. شاعر در پیِ آن است که به مخاطب بیاموزد نگاهِ محدود و مقایسه‌ای انسان به جایگاهِ اجتماعی خویش، اغلب ناشی از غفلت از گوهرِ وجودی و کرامتِ انسانی اوست.

پیام اخلاقیِ نهفته در این کلام، دعوت به سپاسگزاری است. در دیدگاهِ حکیمانه، حتی در سخت‌ترین شرایط نیز، بودن در مقامِ انسانِ صاحبِ اختیار، نعمتی است که برتریِ آن بر بهره‌مندی از امکاناتِ مادیِ دیگران (اگر به قیمتِ از دست رفتنِ جایگاهِ انسانی باشد) آشکار است.

معنای روان

ز ره باز پس مانده ای می گریست که مسکین تر از من در این دشت کیست؟

فردی که از قافله زندگی عقب مانده بود، با اندوه می‌گریست و از روی ناامیدی می‌پرسید: «آیا در این بیابان، کسی از من بیچاره‌تر و درمانده‌تر هم وجود دارد؟»

نکته ادبی: باز پس مانده به معنای عقب‌مانده از قافله و مسکین در اینجا به معنای درمانده و صاحبِ اندوه است.

جهاندیده ای گفتش ای هوشیار اگر مردی این یک سخن گوش دار

پیرِ خردمندی که فراز و نشیب‌های روزگار را دیده بود، به او گفت: «ای انسانِ هوشیار، اگر طالبِ حقیقت و مردِ راه هستی، این نصیحتِ مرا به گوش جان بسپار.»

نکته ادبی: جهاندیده صفت فاعلی مرکب به معنای مجرب و آزموده است و گوش دار فعل امر به معنای شنیدن و توجه کردن است.

برو شکر کن چون به خر برنه ای که آخر بنی آدمی، خر نه ای

برو و خدای را شکرگزار باش که تو آن کسی نیستی که بار بر دوش می‌کشد و دیگران بر او سوار می‌شوند؛ چرا که تو در نهایت یک انسان هستی و از هویتِ انسانی و کرامتِ آدمی برخوردار.

نکته ادبی: خر بر در اینجا کنایه از حمال و باربر است و بنی آدمی اشاره به مقامِ والای انسانی در مقابلِ سایر موجودات دارد.

آرایه‌های ادبی

استفهام انکاری که مسکین تر از من در این دشت کیست؟

پرسشِ شاعر برای اثباتِ این نکته است که کسی بدبخت‌تر از او وجود ندارد، نه برای پرسیدنِ حقیقت.

تضاد و تمثیل خر بر نه ای / بنی آدمی، خر نه ای

مقایسه جایگاهِ انسان با حیوان برای یادآوریِ قدر و منزلتِ گوهرِ آدمی.