بوستان - باب هشتم در شکر بر عافیت

سعدی

حکایت

سعدی
یکی را عسس دست بر بسته بود همه شب پریشان و دلخسته بود
به گوش آمدش در شب تیره رنگ که شخصی همی نالد از دست تنگ
شنید این سخن دزد مغلول و گفت ز بیچارگی چند نالی؟ بخفت
برو شکر یزدان کن ای تنگدست که دستت عسس تنگ بر هم نبست
مکن ناله از بینوایی بسی چو بینی ز خود بینواتر کسی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه کوتاه، درس بزرگی از حکمتِ قناعت و نگاهِ واقع‌بینانه به سختی‌های زندگی ارائه می‌دهد. شاعر در بستری داستانی، تضاد میان رنجِ جسمانی (اسارت) و رنجِ معیشتی (فقر) را به تصویر می‌کشد تا نشان دهد که همیشه وضعیتی سخت‌تر از شرایطِ موجود وجود دارد که می‌تواند مقیاسی برای سنجشِ صبر و رضایت باشد.

پیامِ محوری این ابیات، دعوت به شکرگزاری و تغییرِ دیدگاه است. انسان معمولاً درگیرِ دردها و کاستی‌های خود است و از رنج‌های بزرگ‌ترِ دیگران غافل می‌ماند، اما با دیدنِ وضعیتِ دشوارِ دیگران، دریچه‌ای نو به سویِ آرامش و شکر بر او گشوده می‌شود.

معنای روان

یکی را عسس دست بر بسته بود همه شب پریشان و دلخسته بود

مأمورِ نگهبان، شخصی را دست‌بسته اسیر کرده بود و او تمام شب را در پریشانی و اندوهِ ناشی از اسارت سپری می‌کرد.

نکته ادبی: واژه «عسس» در ادبیات کهن به معنای نگهبانِ شب یا مأمور گشت است که با مفهومِ امروزی پلیس یا مأمور انتظامی تطابق دارد.

به گوش آمدش در شب تیره رنگ که شخصی همی نالد از دست تنگ

در سیاهیِ شب، صدای کسی به گوش مأمور رسید که از شدتِ فقر و تنگدستی با ناله و زاری شکایت می‌کرد.

نکته ادبی: عبارت «دست تنگ» کنایه از فقر، نداری و فشارِ اقتصادی است.

شنید این سخن دزد مغلول و گفت ز بیچارگی چند نالی؟ بخفت

آن دزد که دست و پایش در غل و زنجیر بود، این سخن را شنید و گفت: چرا این‌قدر از روی ناچاری ناله می‌کنی؟ ساکت شو و بخواب.

نکته ادبی: واژه «مغلول» صفتِ مفعولی از ریشه «غل» به معنای کسی است که در غل و زنجیر یا بند گرفتار شده است.

برو شکر یزدان کن ای تنگدست که دستت عسس تنگ بر هم نبست

ای کسی که در فقر هستی، برو و شکر خدا را به‌جای آر که مأمورِ قانون، دست‌های تو را (مانند من) در تنگنایِ اسارت نبسته است.

نکته ادبی: واژه «تنگ» در این بیت ایهام دارد؛ هم به معنای فقر (تنگدستی) و هم به معنایِ سفت و محکم بستنِ دست‌ها توسط مأمور.

مکن ناله از بینوایی بسی چو بینی ز خود بینواتر کسی

وقتی می‌بینی کسی وجود دارد که شرایطش از تو بسیار بدتر و ناگوارتر است، دیگر نیازی نیست که این‌قدر از فقر و بینوایی خود شکایت کنی.

نکته ادبی: این بیت نشان‌دهنده یک رویکردِ اخلاقی مبتنی بر مقایسه وضعیت برای دستیابی به رضایتِ درونی است.

آرایه‌های ادبی

ایهام (بازی با کلمات) دست تنگ / دستت عسس تنگ بر هم نبست

واژه «تنگ» در ترکیب با دست، دو معنای متفاوت را به ذهن متبادر می‌کند: یکی فقر و تهیدستی و دیگری فشارِ فیزیکی ناشی از بستنِ دست‌ها.

تضاد (طباق) عسس و دزد

تقابل میان مأمورِ قانون (عسس) و مجرم (دزد) در این ابیات، تعلیق و بسترِ داستانیِ قوی ایجاد کرده است.

کنایه دست تنگ

کنایه از فقر و نداشتنِ توان مالی.