بوستان - باب هفتم در عالم تربیت

سعدی

حکایت

سعدی
جوانی ز ناسازگاری جفت بر پیرمردی بنالید و گفت
گران باری از دست این خصم چیر چنان می برم کسیا سنگ زیر
به سختی بنه گفتش، ای خواجه، دل کس از صبر کردن نگردد خجل
به شب سنگ بالایی ای خانه سوز چرا سنگ زیرین نباشی به روز؟
چو از گلبنی دیده باشی خوشی روا باشد ار بار خارش کشی
درختی که پیوسته بارش خوری تحمل کن آنگه که خارش خوری

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه ادبی در قالب گفتگویی میان جوانی گله‌مند و پیرمردی خردمند، به موضوع مهم صبر و پایداری در برابر دشواری‌های زندگی می‌پردازد. شاعر با بهره‌گیری از تمثیل‌هایی ساده و ملموس، این حقیقت را یادآور می‌شود که آسایش و بهره‌مندی در زندگی، همواره با مقداری رنج و ناخوشایندی همراه است و نباید تنها نیمه روشن و شیرین پدیده‌ها را دید.

پیام اخلاقی نهفته در این کلام، دعوت به بردباری و پذیرش منطقی رنج‌ها به عنوان بهایی برای رسیدن به لذت‌هاست. در واقع، شاعر به مخاطب می‌آموزد که برای بهره‌مند شدن از مواهب و شیرینی‌های زندگی، باید با متانت و شکیبایی، سختی‌های جانبی آن را نیز تاب آورد و از شکایت مداوم پرهیز کرد.

معنای روان

جوانی ز ناسازگاری جفت بر پیرمردی بنالید و گفت

جوانی به دلیل ناسازگاری و دشواری‌هایی که در همراهی با کسی یا وضعیتی داشت، نزد پیرمردی رفت و از این شرایط گلایه کرد.

نکته ادبی: واژه ناسازگاری به معنای عدم تفاهم و دشواری در تعامل است.

گران باری از دست این خصم چیر چنان می برم کسیا سنگ زیر

جوان گفت: از دست این دشمن قدرتمند یا این وضعیت دشوار، بار سنگینی بر دوش دارم و زیر فشار آن مانند سنگی که در زیر آسیاب قرار دارد، له شده‌ام.

نکته ادبی: خصم چیر استعاره از سختی‌های زندگی است که بر فرد مسلط شده است.

به سختی بنه گفتش، ای خواجه، دل کس از صبر کردن نگردد خجل

پیرمرد به او گفت: ای دوست من، با دلی پرطاقت با این سختی روبه‌رو شو، چرا که هیچ‌کس از صبر کردن و شکیبایی دچار پشیمانی و شرمندگی نشده است.

نکته ادبی: خواجه در اینجا نه به معنای سرور، بلکه به عنوان خطاب محترمانه برای مخاطب به کار رفته است.

به شب سنگ بالایی ای خانه سوز چرا سنگ زیرین نباشی به روز؟

پیرمرد پرسید: سنگ بالایی آسیاب که همواره در حرکت است و آتش می‌افروزد، در شب چنین وضعیتی دارد؛ چرا تو در طول روز سعی نمی‌کنی مانند سنگ زیرین، ثابت و صبور باشی؟

نکته ادبی: سنگ بالایی آسیاب به دلیل اصطکاک زیاد آتش ایجاد می‌کند و نماد بی‌قراری است.

چو از گلبنی دیده باشی خوشی روا باشد ار بار خارش کشی

همان‌طور که وقتی از زیبایی و گل‌های یک بوته لذت می‌بری، شایسته است که سختی خار آن را نیز تحمل کنی؛ نمی‌توان انتظار داشت که بدون پذیرش خار، به گل دست یافت.

نکته ادبی: گلبن به معنای بوته گل است و تقابل گل و خار، استعاره‌ای کلاسیک از رنج و لذت است.

درختی که پیوسته بارش خوری تحمل کن آنگه که خارش خوری

درختی که تو پیوسته از میوه‌ها و محصولاتش بهره می‌بری، باید زمانی که خارها یا سختی‌هایش نمایان می‌شوند، آن را نیز با صبوری پذیرا باشی.

نکته ادبی: بار خوردن کنایه از بهره‌مندی از ثمرات و نتایج کار است.

آرایه‌های ادبی

تمثیل سنگ زیرین و سنگ بالایی

اشاره به وضعیت‌های سخت زندگی که فرد ممکن است مانند سنگ زیرین (صبور و ثابت) یا سنگ بالایی (پر تحرک و پرتنش) باشد.

نمادگرایی گلبن و خار

نماد هم‌نشینی لذت و رنج در زندگی که جدایی‌ناپذیرند.

کنایه گران‌باری

کنایه از سختی بیش از حد و تحمل‌ناپذیری که فرد احساس می‌کند.