بوستان - باب هفتم در عالم تربیت

سعدی

حکایت دزد و سیستانی

سعدی
شنیدم که دزدی درآمد ز دشت به دروازهٔ سیستان برگذشت
بدزدید بقال از او نیم دانگ برآورد دزد سیهکار بانگ:
خدایا تو شب رو به آتش مسوز که ره می زند سیستانی به روز

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این حکایت کوتاه و طنزآمیز، روایتی از هوش و زیرکی مردم سیستان است که حتی سارقان حرفه‌ای را نیز غافلگیر می‌کند. شاعر با استفاده از فضایی داستانی، تناقض رفتاری انسان‌ها را به تصویر می‌کشد و به کنایه می‌گوید که چگونه حتی مجرمان نیز از بی‌عدالتی‌های بزرگ‌تر از جانب دیگران شاکی می‌شوند.

در این داستان، دزدی که خود پیشه‌اش دزدی در تاریکی شب است، وقتی با زیرکی یک بقال سیستانی در روز روشن مواجه می‌شود، از درگاه خداوند دادخواهی می‌کند. این تقابل میان دزد شب‌گرد و دزد روز (بقال)، نشان‌دهنده رواج این باور در ادب فارسی است که در سیستان، زیرکی و هوش در داد و ستد به حدی است که دزد را هم به ستوه می‌آورد.

معنای روان

شنیدم که دزدی درآمد ز دشت به دروازهٔ سیستان برگذشت

روایت شده است که دزدی از صحرا و بیابان آمد و از دروازه شهر سیستان عبور کرد.

نکته ادبی: دشت در اینجا به معنای بیابان‌های وسیع خارج از شهر است. عبور از دروازه نشان‌دهنده ورود این شخص به قلمرویی است که قرار است در آنجا به دام زیرکی بیفتد.

بدزدید بقال از او نیم دانگ برآورد دزد سیهکار بانگ:

بقالِ آن شهر، مقدار ناچیزی (نیم دانگ) از اموال او را دزدید؛ دزد گناهکار با دیدن این کار، با صدای بلند شروع به فریاد و اعتراض کرد.

نکته ادبی: نیم دانگ واحدی اندک برای وزن یا پول بوده و در اینجا کنایه از مال بسیار ناچیز است. سیهکار صفتی برای دزد است که بر گناهکار بودن او دلالت دارد.

خدایا تو شب رو به آتش مسوز که ره می زند سیستانی به روز

ای خداوند، تو این دزدِ شب‌گرد را به آتش جهنم مسوزان، چرا که دزد سیستانی به مراتب ماهرتر است و در روز روشن راه بر مردم می‌بندد و اموالشان را می‌رباید.

نکته ادبی: شب‌رو کنایه‌ای زیبا و رایج در متون کهن برای اشاره به سارقان است. ره زدن به معنای سرقت و راهزنی است و تقابل میان شب و روز برای برجسته کردن مهارت دزد سیستانی به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

کنایه شب رو

به معنای دزد که در تاریکی شب فعالیت می‌کند.

تضاد شب / روز

تقابل میان زمان دزدی سارقِ غریبه (شب) و زمان دزدیِ بقال سیستانی (روز) که برای اثبات زیرکی سیستانی به کار رفته است.

طنز کل حکایت

هجو یا طنز موقعیت؛ جایی که دزدی از عملکردِ دزد دیگر شاکی می‌شود و به درگاه خدا گلایه می‌کند.