بوستان - باب هفتم در عالم تربیت

سعدی

گفتار اندر کسانی که غیبت ایشان روا باشد

سعدی
سه کس را شنیدم که غیبت رواست وز این درگذشتی چهارم خطاست
یکی پادشاهی ملامت پسند کز او بر دل خلق بینی گزند
حلال است از او نقل کردن خبر مگر خلق باشند از او بر حذر
دوم پرده بر بی حیائی متن که خود می درد پرده بر خویشتن
ز حوضش مدار ای برادر نگاه که او می درافتد به گردن به چاه
سوم کژ ترازوی ناراست خوی ز فعل بدش هرچه دانی بگوی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این کلامِ حکمت‌آمیز، شاعر به موضوعِ ظریفِ غیبت و حدودِ اخلاقیِ آن می‌پردازد. اگرچه به‌طور کلی بدگویی در غیابِ دیگران امری ناپسند است، اما در شرایطی خاص که حفظِ سلامتِ جامعه و حقوقِ مردم در میان است، افشاگری و هشدار دادن نه تنها جایز، بلکه ضروری دانسته شده است.

نویسنده بر این باور است که ستمکاران، کسانی که پرده‌های حیا را دریده‌اند و خیانتکاران در معاملات عمومی، امنیتِ جمعی را به خطر می‌اندازند. بنابراین، برای پیشگیری از زیان بیشتر و آگاه‌سازیِ مردم، برشمردنِ صفاتِ نکوهیده‌ی این سه گروه، غیبتِ گناه‌آلود شمرده نمی‌شود، بلکه نوعی روشنگری و خیرخواهی برای جامعه است.

معنای روان

سه کس را شنیدم که غیبت رواست وز این درگذشتی چهارم خطاست

شنیدم که درباره سه گروه، پشت‌سرگویی و بازگو کردن بدی‌هایشان مجاز است و اگر از این دایره پا فراتر نهی، کار نادرستی مرتکب شده‌ای.

نکته ادبی: غیبت در اینجا به معنای تقبیحِ عملکردِ فرد برای پیشگیری از فساد است، نه بدگوییِ صرف. واژه روا به معنای مجاز و جایز است.

یکی پادشاهی ملامت پسند کز او بر دل خلق بینی گزند

نخست، پادشاهی ستمکار که از آزار دیگران لذت می‌برد و از جانب او به دلِ مردم رنج و آسیب می‌رسد.

نکته ادبی: ملامت‌پسند، صفتِ مرکبی است که به شخصِ لجوج و بی‌مبالاتی اشاره دارد که از سرِ ناآگاهی یا طغیان، کارهای زشت انجام می‌دهد و سزاوارِ سرزنش است.

حلال است از او نقل کردن خبر مگر خلق باشند از او بر حذر

جایز است که کردارِ ناپسندِ او را برای دیگران بازگو کنی تا مردم از او آگاه شوند و خود را از شرش در امان نگه دارند.

نکته ادبی: حذر کردن به معنای پرهیز کردن و دوراندیشی است. شاعر تأکید دارد که این کار برای حفظِ جان و مالِ مردم حلال است.

دوم پرده بر بی حیائی متن که خود می درد پرده بر خویشتن

دوم، کسی که آشکارا بی‌شرم و حیاست و خودش پرده‌های حرمت و آبروی خویش را با کارهای زشتش کنار زده است.

نکته ادبی: پرده‌دری در اینجا کنایه از بی‌حیایی و علنی کردنِ گناه است؛ کسی که حرمتِ خود را نگه نمی‌دارد، دلیلی برای حفظِ آبرویش توسط دیگران باقی نمی‌گذارد.

ز حوضش مدار ای برادر نگاه که او می درافتد به گردن به چاه

ای برادر، نگرانِ حفظِ آبرویِ او نباش؛ چرا که او خود با دستان خویش به سوی سرنگونی و تباهیِ کامل گام برمی‌دارد.

نکته ادبی: عبارتِ درافکندن به گردن به چاه، کنایه از فراهم کردنِ اسبابِ نابودی توسطِ خودِ شخص است.

سوم کژ ترازوی ناراست خوی ز فعل بدش هرچه دانی بگوی

سوم، کسی که در داد و ستد خیانت می‌کند و ترازوی انصافش کج است؛ هر بدی که از رفتار او می‌دانی، بی‌پروا بگو.

نکته ادبی: کژترازو استعاره از فساد در معاملات و عدم رعایتِ عدالت در حقوقِ مردم است.

آرایه‌های ادبی

کنایه پرده بر خویشتن دریدن

استعاره از بی‌حیایی و کنار گذاشتنِ آبرو که توسطِ خودِ فرد انجام شده است.

کنایه درافکندن به گردن به چاه

اشاره به افتادن در ورطه‌ی هلاکت و بدبختی بر اثرِ اعمالِ نادرستِ خود.

نماد کژ ترازوی ناراست خوی

ترازوی کج، نمادی از خیانت در معامله و فقدانِ عدالت و انصاف در روابطِ اجتماعی است.