بوستان - باب هفتم در عالم تربیت

سعدی

حکایت

سعدی
شنیدم که از پارسایان یکی به طیبت بخندید با کودکی
دگر پارسایان خلوت نشین به عیبش فتادند در پوستین
به آخر نماند این حکایت نهفت به صاحب نظر بازگفتند و گفت
مدر پرده بر یار شوریده حال نه طیبت حرام است و غیبت حلال!

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این حکایت کوتاه، نقد ظریفی است بر ریاکاری و قضاوت‌های نابجای کسانی که خود را پارسا می‌دانند، اما با پشت‌پا زدن به اخلاق، به غیبت دیگران می‌پردازند. شاعر در اینجا تقابل میان شادیِ بی‌آلایش و خردمندیِ راستین را با زهدِ خشک و آمیخته به کینه و حسادت به تصویر می‌کشد.

مضمون اصلی، نکوهشِ غیبت و پرده‌دری است. نویسنده با بهره‌گیری از یک موقعیت ساده، نشان می‌دهد که چگونه برخی افراد با پنهان شدن پشت نقاب تقدس، دیگران را به بهانه‌های واهی متهم می‌کنند، در حالی که خود مرتکب گناه بزرگ‌تری می‌شوند. پیام نهایی، دعوت به مدارا و پرهیز از قضاوت‌های ناآگاهانه است.

معنای روان

شنیدم که از پارسایان یکی به طیبت بخندید با کودکی

شنیدم که مردی پرهیزگار و دین‌دار، برای خوشحال کردن کودکی، شوخی و ملاطفتی کرد و با او خندید.

نکته ادبی: واژه «طیبت» در اینجا به معنای سخن خوش، شوخیِ حکیمانه و ملایم است که در عرف عرفا، امری نکوهیده نیست.

دگر پارسایان خلوت نشین به عیبش فتادند در پوستین

سایر زاهدان و کسانی که گوشه‌نشین بودند و ادعای پارسایی داشتند، به جای همدلی، شروع به عیب‌جویی از آن مرد کرده و او را به باد انتقاد و غیبت گرفتند.

نکته ادبی: عبارت «در پوستین کسی افتادن» کنایه‌ای کهن و رایج در زبان فارسی به معنای پشت سر کسی بدگویی کردن و حرمت او را شکستن است.

به آخر نماند این حکایت نهفت به صاحب نظر بازگفتند و گفت

سرانجام این ماجرا و سخن‌چینی‌ها پنهان نماند و به گوش شخصی خردمند و روشن‌بین رسید؛ آنان ماجرا را برای او تعریف کردند و او در پاسخ، سخنی حکمت‌آمیز گفت.

نکته ادبی: «صاحب‌نظر» در اینجا به معنای عارف یا پیرِ دانا و دارای بصیرت است که حقیقتِ امور را می‌بیند.

مدر پرده بر یار شوریده حال نه طیبت حرام است و غیبت حلال!

آن پیر دانا گفت: آبروی این انسانِ پاک‌سیرت و شوریده‌حال را مبر و پرده‌دری نکن؛ آیا شوخی کردن (طیبت) گناه است که آن را بر او حرام می‌دانید، اما غیبت کردن که گناهی بزرگ است برای شما جایز و حلال شمرده می‌شود؟

نکته ادبی: «مدر پرده» به معنای برملا کردن اسرار یا رسوا کردن است. تضاد میان «حرام» و «حلال» در اینجا برای نشان دادن تناقض رفتاریِ زاهدانِ ریاکار به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

کنایه در پوستین کسی افتادن

کنایه از غیبت کردن، بدگویی کردن و در پیِ تخریب شخصیتِ کسی بودن.

تضاد (طباق) حرام و حلال

تقابل میان این دو واژه، بر تناقضِ رفتاریِ مدعیانِ دروغینِ زهد تأکید دارد.

استعاره مدر پرده

استعاره از آشکار نکردنِ عیوبِ دیگران و حفظ آبرو و حرمت افراد.