بوستان - باب هفتم در عالم تربیت

سعدی

حکایت

سعدی
مرا در نظامیه ادرار بود شب و روز تلقین و تکرار بود
مر استاد را گفتم ای پر خرد فلان یار بر من حسد می برد
شنید این سخن پیشوای ادب به تندی برآشفت و گفت ای عجب!
حسودی پسندت نیامد ز دوست که معلوم کردت که غیبت نکوست؟
گر او راه دوزخ گرفت از خسی از این راه دیگر تو در وی رسی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه کوتاه، حکایتی اخلاقی از محیط علمی و آموزشی نظامیه است که در آن شاگردی به گمان خود برای دادخواهی نزد استاد می‌رود. شاعر با هوشمندی، محیط علم‌آموزی را بستری برای تربیتِ اخلاقی قرار می‌دهد تا نشان دهد که درکِ کاستی‌های دیگران، نباید مجوزی برای نادیده‌گرفتنِ عیوبِ خودمان باشد.

درونمایه اصلی این حکایت، نقدِ ریاکاری و خودبینی است. نویسنده با زبانی تند و تیز از زبان استاد، هشدار می‌دهد که نهی‌کردنِ دیگران از بدی‌ها، زمانی ارزشمند است که خود فرد به گناهی بدتر یا مشابه آلوده نباشد؛ چرا که هر دو مسیر در نهایت به یک سرانجام ناخوشایند می‌رسند.

معنای روان

مرا در نظامیه ادرار بود شب و روز تلقین و تکرار بود

در ایامی که در مدرسه نظامیه مشغول تحصیل بودم، شهریه یا حقوقی دریافت می‌کردم و تمام وقتم به تکرار و حفظ درس‌ها می‌گذشت.

نکته ادبی: واژه 'ادرار' در متون کهن به معنای مستمری، حقوق یا شهریه تحصیلی است و نه معنای امروزی آن.

مر استاد را گفتم ای پر خرد فلان یار بر من حسد می برد

نزد استاد خردمندم رفتم و به او گفتم: ای استاد دانا، فلان هم‌شاگردی به من حسادت می‌ورزد.

نکته ادبی: ترکیب 'پر خرد' به عنوان صفت برای استاد، نشان‌دهنده احترام و جایگاه علمی اوست.

شنید این سخن پیشوای ادب به تندی برآشفت و گفت ای عجب!

استاد که پیشوای ادب و دانایی بود، این سخن را شنید و با خشم و تعجب بر من بانگ زد.

نکته ادبی: عبارت 'پیشوای ادب' استعاره‌ای برای جایگاه والای معلم و مربی است.

حسودی پسندت نیامد ز دوست که معلوم کردت که غیبت نکوست؟

تو حسادتِ آن دوست را نپسندیدی و از آن ناراحتی، اما چه کسی به تو یاد داده است که غیبت کردن از او کار خوبی است؟

نکته ادبی: استفاده از 'غیبت' به عنوان مصداقِ رفتاری ناپسند در مقابل 'حسادت' برای ایجاد توازن اخلاقی.

گر او راه دوزخ گرفت از خسی از این راه دیگر تو در وی رسی

اگر او به خاطر یک رذیلت کوچک (حسادت) راه دوزخ را در پیش گرفته است، تو نیز با این کار (غیبت کردن) در همان مسیر به دنبال او هستی.

نکته ادبی: واژه 'خس' به معنای گیاه خاشاک و چیز بی‌ارزش است که استعاره از گناهی کوچک یا رذیلتی حقیر است.

آرایه‌های ادبی

کنایه نظامیه ادرار بود

اشاره به مستمری و وظیفه مالی که در مدارس قدیم به طلاب پرداخت می‌شد.

استفهام انکاری که معلوم کردت که غیبت نکوست؟

پرسشی که پاسخ آن در ذهن مخاطب مشخص است و برای سرزنش و متوجه کردن فرد به خطایش به کار رفته است.

تضاد اخلاقی حسودی در مقابل غیبت

شاعر با کنار هم قرار دادن این دو رذیلت، نشان می‌دهد که سرزنش دیگران برای گناهانشان، توجیهی برای گناه کردن خود انسان نیست.