بوستان - باب هفتم در عالم تربیت

سعدی

حکایت

سعدی
دوکس گرد دیدند و آشوب و جنگ پراگنده نعلین و پرنده سنگ
یکی فتنه دید از طرف بر شکست یکی در میان آمد و سر شکست
کسی خوشتر از خویشتن دار نیست که با خوب و زشت کسش کار نیست
تو را دیده در سر نهادند و گوش دهن جای گفتار و دل جای هوش
مگر بازدانی نشیب از فراز نگویی که این کوته است، آن دراز

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر نکوهشِ درگیری و فتنه و ضرورتِ خلوت‌گزینی و خویشتنداری تأکید دارند. شاعر معتقد است که دخالت در امور دیگران و سرک کشیدن در کارِ خوب و زشتِ خلق، تنها مایه رنج و گرفتاری است و خوشبختی واقعی در گوشه‌نشینی و دوری از هیاهو نهفته است.

در بخش دوم، شاعر با رویکردی اندرزگونه، مخاطب را به استفاده صحیح از ابزارهای ادراکی و حواس انسانی فرا می‌خواند. او تأکید دارد که انسان باید با به‌کارگیری درستِ چشم، گوش، زبان و خرد، به مرتبه‌ای از کمال برسد که حقایق و ارزش‌ها را (نشیب و فراز) از یکدیگر تشخیص دهد و دچار خطای در داوری نشود.

معنای روان

دوکس گرد دیدند و آشوب و جنگ پراگنده نعلین و پرنده سنگ

مردم در میان گرد و غبار، آشوب و جنگ را مشاهده کردند؛ صحنه‌ای که در آن کفش‌ها پراکنده شده بود و سنگ‌ها در هوا پرتاب می‌شدند.

نکته ادبی: «پرنده» در اینجا صفت فاعلی برای سنگ است که استعاره از شدت درگیری و پرتاب سنگ‌هاست.

یکی فتنه دید از طرف بر شکست یکی در میان آمد و سر شکست

یکی از ناظران با دیدن فتنه و آشوب، از صحنه کناره‌گیری کرد و دور شد، اما دیگری که وارد ماجرا شد، سرش شکست و آسیب دید.

نکته ادبی: تضادِ بین «کناره‌گیری» و «میان آمدن» تقابل میان عقل و احساس یا احتیاط و بی‌احتیاطی را نشان می‌دهد.

کسی خوشتر از خویشتن دار نیست که با خوب و زشت کسش کار نیست

هیچ‌کس خوشبخت‌تر و آسوده‌تر از کسی نیست که به کار خود مشغول است و با نیکی یا بدیِ دیگران کاری ندارد.

نکته ادبی: «خویشتن‌دار» در اینجا به معنای کسی است که خود را درگیر حواشی نمی‌کند و از دخالت در امور دیگران پرهیز می‌کند.

تو را دیده در سر نهادند و گوش دهن جای گفتار و دل جای هوش

خداوند برای تو چشم و گوش قرار داد، دهان را برای سخن گفتن و دل را برای فهم و دانش آفرید؛ پس از هر یک به جای خود استفاده کن.

نکته ادبی: شاعر به فلسفه خلقت حواس اشاره دارد و هر عضو را با کارکردِ کمالی آن پیوند می‌زند.

مگر بازدانی نشیب از فراز نگویی که این کوته است، آن دراز

باید از این ابزارها استفاده کنی تا بتوانی پستی را از بلندی بازشناسی و دچار این اشتباه نشوی که کوتاهی را بلند و بلندی را کوتاه تصور کنی.

نکته ادبی: «نشیب و فراز» در اینجا علاوه بر معنای ظاهری، کنایه از تفاوتِ حق و باطل و مراتبِ وجودی است.

آرایه‌های ادبی

تضاد نشیب و فراز

استفاده از دو واژه متضاد برای نشان دادن قدرت تمیز و تشخیص حقایق.

کنایه سر شکستن

کنایه از دچار شدن به آسیب، زیان و گرفتاری در نتیجه دخالت بی‌جا.

استعاره پرنده سنگ

صفت فاعلی «پرنده» برای سنگ، نشان‌دهنده هیاهو و شدت برخوردها در میدان نزاع است.