بوستان - باب ششم در قناعت

سعدی

حکایت

سعدی
یکی را ز مردان روشن ضمیر امیر ختن داد طاقی حریر
ز شادی چو گلبرگ خندان شکفت نپوشید و دستش ببوسید و گفت:
چه خوب است تشریف میر ختن وز او خوب تر خرقهٔ خویشتن
گر آزاده ای بر زمین خسب و بس مکن بهر قالی زمین بوس کس

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این حکایت کوتاه، ستایشگر آزادگی و وارستگی از بند تعلقات دنیوی است. شاعر با زبانی صریح و پندآموز، برتریِ ساده‌زیستیِ آمیخته با عزت نفس را بر ثروت‌های مادی و هدایای پرزرق‌وبرقِ قدرتمندان گوشزد می‌کند.

فضای کلی اثر، سرشار از حکمت عملی و نکوهش چاپلوسی است. پیام نهاییِ شعر، دعوتی است به حفظِ استقلال فردی؛ گویی نویسنده به مخاطب می‌گوید که بهایِ داشتنِ رفاهِ ظاهری، نباید ذلتِ در برابر دیگران و از دست دادنِ گوهرِ آزادگی باشد.

معنای روان

یکی را ز مردان روشن ضمیر امیر ختن داد طاقی حریر

پادشاه سرزمین ختن، پارچه‌ای نفیس از جنس حریر به یکی از مردانِ عارف و آگاه و صاحبِ بصیرت هدیه داد.

نکته ادبی: روشن‌ضمیر ترکیبی است به معنای آگاه و صاحبِ دلِ بیدار که در ادبیات عرفانی بسیار پرکاربرد است.

ز شادی چو گلبرگ خندان شکفت نپوشید و دستش ببوسید و گفت:

آن مرد عارف از این لطفِ پادشاه چنان شادمان شد که چهره‌اش مثل گلبرگِ گل باز شد، اما آن حریر را بر تن نکرد و در عوض، دست پادشاه را به نشانه احترام بوسید.

نکته ادبی: شکفتنِ گلبرگ کنایه از ظهورِ شادی و نشاط در چهره است.

چه خوب است تشریف میر ختن وز او خوب تر خرقهٔ خویشتن

او خطاب به امیر گفت: هدیه و خلعت تو بسیار ارزشمند و زیباست، اما لباسِ ساده و کهنه‌یِ خودم برای من از آن بهتر است.

نکته ادبی: خرقه در ادبیات عرفانی، نمادِ فقرِ خودخواسته و استقلالِ فکری از وابستگی‌هایِ دنیوی است.

گر آزاده ای بر زمین خسب و بس مکن بهر قالی زمین بوس کس

اگر انسانِ آزاده‌ای هستی، بر زمینِ سخت بخواب و با همان راضی باش؛ اما هرگز برای به دست آوردنِ فرشی گران‌بها و رفاهِ مادی، در برابر کسی سر فرود نیاور و چاپلوسی نکن.

نکته ادبی: زمین‌بوس کنایه از کرنش، تملق و سرسپردگی برای رسیدن به مطامع دنیوی است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چو گلبرگ خندان

تشبیه چهره‌ی شادمانِ مرد عارف به گلبرگِ خندان برای القایِ زیبایی و طراوتِ شادیِ درونی.

کنایه زمین‌بوس

کنایه از کرنش، تملق و چاپلوسی برای رسیدن به مال و منال دنیا.

تضاد تشریف میر ختن و خرقهٔ خویشتن

تقابل میان نمادِ تجمّل و وابستگی (تشریف) با نمادِ سادگی و آزادی (خرقه).