بوستان - باب ششم در قناعت

سعدی

حکایت در عزت قناعت

سعدی
یکی نیشکر داشت در طیفری چپ و راست گردیده بر مشتری
به صاحبدلی گفت در کنج ده که بستان و چون دست یابی بده
بگفت آن خردمند زیبا سرشت جوابی که بر دیده باید نبشت
تو را صبر بر من نباشد مگر ولیکن مرا باشد از نیشکر
حلاوت ندارد شکر در نیش چو باشد تقاضای تلخ از پیش

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این حکایت کوتاه و پرمعنا، تقابل میان کیفیتِ مادی اشیاء و کیفیتِ روحی و رفتاری انسان را به تصویر می‌کشد. شاعر در این روایت نشان می‌دهد که حتی شیرین‌ترین متاع‌ها، اگر با روحیه عجول، بی‌صبر و ناپخته عرضه شوند، لذت و ارزش خود را نزد مخاطب از دست می‌دهند.

درونمایه اصلی این ابیات، تأکید بر اهمیتِ آرامشِ درونی و صبر در تعاملات اجتماعی است؛ به گونه‌ای که حلاوتِ زندگی نه صرفاً در کالا و متاع، بلکه در نحوه برخورد و منشِ انسانی نهفته است و طمع و بی‌صبری، طعمِ هر نعمتی را تلخ می‌کند.

معنای روان

یکی نیشکر داشت در طیفری چپ و راست گردیده بر مشتری

شخصی مقداری نیشکر در سبد یا ظرفی داشت و با اشتیاق و حرص فراوان به این سو و آن سو می‌رفت تا خریداری برای آن پیدا کند.

نکته ادبی: طیفری به معنای سبد، زنبیل یا ظرفی است که در آن میوه یا کالا حمل می‌کنند.

به صاحبدلی گفت در کنج ده که بستان و چون دست یابی بده

آن شخص نزدِ فردی دانا و عارف که در گوشه‌ای از روستا نشسته بود رفت و به او گفت: «این کالا را از من بگیر و هر زمان که توانستی آن را بفروش.»

نکته ادبی: صاحبدل استعاره از انسانِ عارف، دانا و آگاه است که از درونِ مسائل باخبر است.

بگفت آن خردمند زیبا سرشت جوابی که بر دیده باید نبشت

آن پیر خردمند که ذاتی نیکو و پسندیده داشت، پاسخی به او داد که آن‌قدر ارزشمند و حکیمانه بود که باید آن را مثل سرمه بر چشم کشید و همواره به یاد داشت.

نکته ادبی: زیبا سرشت صفتِ فاعلی به معنای کسی است که نهاد و ذاتِ او نیکو و آراسته است.

تو را صبر بر من نباشد مگر ولیکن مرا باشد از نیشکر

خردمند گفت: «تو در معامله و برخورد با من صبر و قرار نداری و با شتاب‌زدگی رفتار می‌کنی، اما من نسبت به این نیشکر (و کالای تو) بی‌تفاوت و صبورم و نیازی به آن ندارم.»

نکته ادبی: صبر بر من نباشد مگر به معنای نداشتنِ طاقت و شکیبایی در برخورد با مخاطب است.

حلاوت ندارد شکر در نیش چو باشد تقاضای تلخ از پیش

شکرِ درونِ نیشکر، زمانی که درخواست و اصرارِ صاحب آن تلخ و همراه با بی‌تابی باشد، دیگر برای دیگران طعم و لذتی نخواهد داشت.

نکته ادبی: حلاوت در اینجا هم به معنای شیرینیِ طعم نیشکر و هم به معنای دلنشینی و لذتِ حاصل از معامله است.

آرایه‌های ادبی

تضاد شکر و تلخ

تقابل میان شیرینیِ ذاتیِ کالا و تندیِ رفتارِ عرضه کننده که باعث از بین رفتن ارزش کالا می‌شود.

کنایه بر دیده باید نبشت

کنایه از بسیار ارزشمند بودنِ سخن که باید آن را در کانون توجه و حافظه قرار داد.

استعاره تقاضای تلخ

استفاده از صفتِ تلخ برای تقاضا، اشاره به رفتارِ ناخوشایند و عجولانه در درخواست.