بوستان - باب پنجم در رضا

سعدی

حکایت

سعدی
شنیدم که دیناری از مفلسی بیفتاد و مسکین بجستش بسی
به آخر سر ناامیدی بتافت یکی دیگرش ناطلب کرده یافت
به بدبختی و نیکبختی قلم برفته ست و ما همچنان در شکم
نه روزی به سرپنجگی می خورند که سر پنجگان تنگ روزی ترند
بسا چاره دانا بسختی بمرد که بیچاره گوی سلامت ببرد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به مفهوم تقدیر و قسمت در زندگی انسان می‌پردازد و بیان می‌کند که چگونه تدبیر، زورمندی و دانشِ ظاهری انسان، تضمین‌کننده‌ی بهره‌مندی او از روزی و سعادت نیست. شاعر با نگاهی حکیمانه و عبرت‌آموز، انسان را به پذیرش حکمتِ پنهان در تقدیر دعوت می‌کند.

درونمایه‌ی اصلی این حکایت، بیهودگی تلاش‌های بی‌فرجام برای تغییرِ سرنوشتِ مکتوب است. نویسنده با اشاره به اینکه رزق و روزی فارغ از قدرت یا تدبیرِ فرد تقسیم می‌شود، می‌کوشد از اضطراب آدمی نسبت به آینده بکاهد و او را به آرامش در عینِ تلاش دعوت کند.

معنای روان

شنیدم که دیناری از مفلسی بیفتاد و مسکین بجستش بسی

شنیدم که فردی فقیر، سکه‌ای (دینار) را گم کرد و بسیار برای پیدا کردن آن تلاش و جستجو کرد.

نکته ادبی: مفلس به معنای بی‌نوا و ندار است.

به آخر سر ناامیدی بتافت یکی دیگرش ناطلب کرده یافت

سرانجام از پیدا کردنش ناامید شد و دست از جستجو برداشت، در حالی که فرد دیگری بدون هیچ زحمتی آن را پیدا کرد.

نکته ادبی: بتافتن در اینجا به معنای رو گرداندن از سر ناامیدی است.

به بدبختی و نیکبختی قلم برفته ست و ما همچنان در شکم

از همان زمان که در رحم مادر بودیم، قلمِ سرنوشت برای خوش‌بختی یا بدبختی ما حکم صادر کرده است.

نکته ادبی: قلم برفته است کنایه از وقوعِ حکمِ ازلی و تقدیر الهی است.

نه روزی به سرپنجگی می خورند که سر پنجگان تنگ روزی ترند

انسان‌ها روزیِ خود را با زور و بازو به دست نمی‌آورند، زیرا اتفاقاً زورمندان و گردن‌کشان معمولاً در تأمین معاش با سختی و تنگی بیشتری مواجه‌اند.

نکته ادبی: سرپنجگی در ادبیات فارسی نماد قدرت بدنی و زور بازو است.

بسا چاره دانا بسختی بمرد که بیچاره گوی سلامت ببرد

بسیاری از افرادِ چاره‌جو و دانا در فقر و سختی جان سپردند، در حالی که افرادِ بی‌چاره و ناتوان، به راحتی به سلامت و مقصود رسیدند.

نکته ادبی: گوی سلامت بردن کنایه از موفقیت و رسیدن به مقصود است.

آرایه‌های ادبی

استعاره قلم

اشاره به تقدیر و اراده‌ی الهی که سرنوشت انسان را از پیش تعیین کرده است.

تضاد (طباق) چاره‌دانا و بیچاره

تقابل واژگانی برای نشان دادن تضاد میان تدبیر انسانی و نتیجه‌ی تقدیر.

کنایه گوی سلامت بردن

کنایه‌ای از موفقیت و به سرانجام رساندن کار به سلامت.