بوستان - باب پنجم در رضا

سعدی

حکایت

سعدی
یکی روستایی سقط شد خرش علم کرد بر تاک بستان سرش
جهاندیده پیری بر او برگذشت چنین گفت خندان به ناطور دشت
مپندار جان پدر کاین حمار کند دفع چشم بد از کشتزار
که این دفع چوب از در کون خویش نمی کرد تا ناتوان مرد و ریش
چه داند طبیب از کسی رنج برد که بیچاره خواهد خود از رنج مرد؟

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این حکایت، نقدی است شیرین و طنزآمیز بر خرافه‌پرستی و باورهای عامیانه‌ای که ریشه در عقل و منطق ندارند. شاعر با بهره‌گیری از تصویری ملموس و خنده‌دار، نشان می‌دهد که پناه بردن به امور بی‌اثر برای حل مشکلات، نه تنها راهگشا نیست، بلکه نادانیِ فرد را هویدا می‌سازد.

در واقع، پیام اصلی این است که کسی که در زندگی خود ناتوان بوده و نتوانسته مشکلات بنیادی‌اش را حل کند، چگونه می‌تواند پس از مرگ نیز برای دیگران منشأ اثر باشد یا از آنان دفع بلا کند؟ این کلام، دعوت به خردورزی و پرهیز از توسل به ابزارهای پوچ و بی‌حاصل است.

معنای روان

یکی روستایی سقط شد خرش علم کرد بر تاک بستان سرش

روستایی‌ای بود که خرش مرد. او برای دور کردن چشم‌زخم، سرِ خرِ مرده‌اش را بر بالای چوبی در میان تاکستان قرار داد تا از آسیب‌ها جلوگیری کند.

نکته ادبی: عبارت سقط شدن برای مرگ حیوانات به کار می‌رود و علم کردن به معنای بر پا داشتن و افراشتن است.

جهاندیده پیری بر او برگذشت چنین گفت خندان به ناطور دشت

پیرمردی باتجربه و جهاندیده از کنار او عبور کرد و در حالی که می‌خندید، با ناطور یا همان نگهبان مزرعه سخن گفت.

نکته ادبی: واژه ناطور ریشه‌ای سریانی دارد و به معنای باغبان و نگهبانِ دشت و کشتزار است.

مپندار جان پدر کاین حمار کند دفع چشم بد از کشتزار

ای فرزند، گمان مکن که این سرِ خر، قدرت آن را دارد که چشم‌زخم یا بلایی را از این مزرعه دور کند.

نکته ادبی: واژه حمار در عربی به معنای خر است و در اینجا برای تأکید بر حقارت آن شیء به کار رفته است.

که این دفع چوب از در کون خویش نمی کرد تا ناتوان مرد و ریش

چون این حیوان در زمان زنده‌بودن، حتی نمی‌توانست از وارد شدن چوب به نشیمنگاه خود جلوگیری کند، تا اینکه سرانجام از ضعف و ناتوانی جان سپرد.

نکته ادبی: شاعر از تعبیری صریح برای اشاره به ضعف مطلق حیوان استفاده کرده تا پوچی باور روستایی را نمایان کند.

چه داند طبیب از کسی رنج برد که بیچاره خواهد خود از رنج مرد؟

چه سود که طبیبی بخواهد بیماریِ کسی را درمان کند، در حالی که آن بیچاره خود خواهان مرگ و پایان رنج‌های خویش است؟

نکته ادبی: این بیت به عنوان نتیجه‌گیری اخلاقی مطرح شده که تلاش برای اصلاح کسی که ناتوان یا خواهان تباهی است، بی‌فایده است.

آرایه‌های ادبی

طنز و هزل کل حکایت

استفاده از موقعیتی مضحک و نامعقول برای نقد باورهای خرافی و ناآگاهی مردم.

تمثیل سر خر بر علم

نمادی از تکیه بر اسباب بی‌اثر و ناچیز برای رسیدن به مقاصد بزرگ.

تضاد مفهومی دفع چشم بد و ناتوانی خر

تضاد میان انتظارِ بزرگِ روستایی (دفع بلا) و واقعیتِ حقیرِ ابزارِ او (خر مرده).