بوستان - باب چهارم در تواضع

سعدی

حکایت زاهد و بربط زن

سعدی
یکی بربطی در بغل داشت مست به شب در سر پارسایی شکست
چو روز آمد آن نیکمرد سلیم بر سنگدل برد یک مشت سیم
که دوشینه معذور بودی و مست تو را و مرا بربط و سر شکست
مرا به شد آن زخم و برخاست بیم تو را به نخواهد شد الا به سیم
از این دوستان خدا بر سرند که از خلق بسیار بر سر خورند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این حکایت، جلوه‌ای درخشان از اخلاق متعالی و بلندنظری انسان‌های وارسته را به تصویر می‌کشد. شاعر در اینجا تقابل میان خشم نابخردانه فرد مست و صبوری حکیمانه فرد پارسا را روایت می‌کند که چگونه بزرگواری اخلاقی، انتقام‌جویی را به شفقت تبدیل می‌کند.

پیام اصلی این ابیات، دعوت به مدارا و گذشت است. این متن تأکید دارد که نیک‌مردان واقعی، رنج‌های برخاسته از نادانی دیگران را به دیده اغماض می‌نگرند و به جای مقابله‌به‌مثل، با کرم و بزرگواری، بار گناه فرد خطاکار را نیز بر دوش می‌کشند.

معنای روان

یکی بربطی در بغل داشت مست به شب در سر پارسایی شکست

مردی مست که بربطی در بغل داشت، شبانگاه آن را بر سر مردی پارسا و دیندار کوبید و شکست.

نکته ادبی: بربط سازی قدیمی و زهی است. واژه پارسایی به معنای شخصی پرهیزگار است که در اینجا مفعول واقع‌شده در بیت است.

چو روز آمد آن نیکمرد سلیم بر سنگدل برد یک مشت سیم

وقتی صبح شد، آن مرد نیک‌سرشت و مهربان، مقداری پول برای آن شخص سنگدل و خطاکار برد.

نکته ادبی: سلیم در اینجا به معنای دارای طبعی نرم و بی‌آزار است. سیم در ادب کهن، کنایه از نقره و در اینجا به‌طور کلی به معنای پول و هزینه است.

که دوشینه معذور بودی و مست تو را و مرا بربط و سر شکست

به او گفت: دیشب به دلیل مستی، معذوری و تقصیری نداشتی؛ اما در آن حادثه، هم بربط تو شکست و هم سر من.

نکته ادبی: دوشینه قیدی است به معنای دیشب. معذور به معنای کسی است که به دلیل غفلت یا ناچاری، عذر و بهانه‌ای برای کارش دارد.

مرا به شد آن زخم و برخاست بیم تو را به نخواهد شد الا به سیم

زخم سر من در حال بهبود است و نگرانی‌ام رفع شده، اما بربط تو بدون پول و هزینه تعمیر نخواهد شد.

نکته ادبی: به شدن در زبان کهن به معنای خوب شدن، بهبود یافتن و رفع شدن بیماری یا جراحت است.

از این دوستان خدا بر سرند که از خلق بسیار بر سر خورند

دوستان راستین خداوند کسانی هستند که رنج‌های بسیاری را از دست مردم تحمل می‌کنند و صبور می‌مانند.

نکته ادبی: بر سر خوردن کنایه از متحمل شدن سختی‌ها، بلاها و اهانت‌های دیگران است.

آرایه‌های ادبی

کنایه بر سر خوردن

به معنای تحمل رنج و سختی‌های ناشی از رفتار دیگران است.

تضاد پارسایی و سنگدل

تضاد میان منش مرد دیندار و خوی مرد مست برای برجسته‌سازی تفاوت رفتاری دو شخصیت.

سجع سلیم و سیم

بهره‌گیری از هم‌آوایی این دو واژه برای ایجاد موسیقی و آهنگ در کلام.