بوستان - باب چهارم در تواضع

سعدی

حکایت در معنی تواضع نیکمردان

سعدی
شنیدم که فرزانه ای حق پرست گریبان گرفتش یکی رند مست
ازان تیره دل مرد صافی درون قفا خورد و سر بر نکرد از سکون
یکی گفتش آخر نه مردی تو نیز؟ تحمل دریغ است از این بی تمیز
شنید این سخن مرد پاکیزه خوی بدو گفت از این نوع دیگر مگوی
درد مست نادان گریبان مرد که با شیر جنگی سگالد نبرد
ز هشیار عاقل نزیبد که دست زند در گریبان نادان مست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این حکایتِ پندآموز، بر مدارِ فضیلتِ خویشتن‌داری و وقارِ خردمندان در برابرِ رفتارهای نابخردانه استوار است. شاعر در پیِ تبیینِ این حقیقت است که گاهی بزرگ‌ترین پیروزی، سکوت و پرهیز از درگیری با کسانی است که از دایره عقل و ادب خارج شده‌اند، چرا که مقابله به مثل با آنان، شأنِ انسانِ فرهیخته را تا سطحِ فردِ نادان پایین می‌آورد.

فضای حاکم بر این ابیات، تضادی میانِ ساحتِ معنوی و عقلانی (مرد فرزانه) و ساحتِ غریزی و هیجانی (رند مست) است. نویسنده با بهره‌گیری از تمثیلی نغز، اثبات می‌کند که برخی درگیری‌ها نه از سرِ ضعف، بلکه از سرِ کمالِ عقل و بزرگیِ طبع است و ورود به نزاع با فرومایگان، برای صاحب‌نظران، ننگ و بی‌حرمتی به جایگاه خویش محسوب می‌شود.

معنای روان

شنیدم که فرزانه ای حق پرست گریبان گرفتش یکی رند مست

شنیدم که دانشمند و خداشناسی توسط فردی مست و لاابالی مورد بی‌احترامی قرار گرفت و آن شخص مست گریبان او را به نشانه درگیری گرفت.

نکته ادبی: واژه «فرزانه» به معنای دانا و خردمند است و «رند» در اینجا اشاره به شخص لاابالی و بی‌قید و بند دارد.

ازان تیره دل مرد صافی درون قفا خورد و سر بر نکرد از سکون

آن مرد پاک‌طینت و روشن‌ضمیر، در برابر ضربات و اهانت آن شخصِ بدطینت و تاریک‌دل، دم فرو بست و هیچ واکنشی نشان نداد و آرامش و وقار خود را حفظ کرد.

نکته ادبی: «قفا خوردن» کنایه از سیلی خوردن یا ضربه خوردن است و «تیره دل» استعاره از شخصِ جاهل و بدسرشت می‌باشد.

یکی گفتش آخر نه مردی تو نیز؟ تحمل دریغ است از این بی تمیز

شخصی به آن فرزانه گفت: مگر تو مرد نیستی؟ جایز و شایسته نیست که در برابر چنین آدم نادان و بی‌سروپایی، این‌گونه سکوت کنی و تحمل به خرج دهی.

نکته ادبی: «بی‌تمیز» در متون کهن به معنای کسی است که قدرت تشخیص خوب و بد را ندارد (نادان).

شنید این سخن مرد پاکیزه خوی بدو گفت از این نوع دیگر مگوی

آن مردِ بزرگوار که پاکی در سرشتش بود، این حرف را شنید و به او پاسخ داد که دیگر چنین سخنی بر زبان نیاور و مرا به این مبارزه تشویق نکن.

نکته ادبی: «پاکیزه‌خوی» صفتی است برای نشان دادنِ برتری اخلاقیِ فرزانه نسبت به محیط پیرامونش.

درد مست نادان گریبان مرد که با شیر جنگی سگالد نبرد

اینکه یک مستِ نادان به گریبان یک مرد بزرگ‌منش دست‌درازی می‌کند، مانند این است که سگی بخواهد با شیری جنگجو و درنده پنجه در پنجه شود.

نکته ادبی: «سگالد» از ریشه سگالیدن به معنای اندیشیدن یا قصد کردن است. این بیت دارای تشبیه آشکار (تمثیل) است.

ز هشیار عاقل نزیبد که دست زند در گریبان نادان مست

برای انسان عاقل و هوشیار، شایسته و زیبا نیست که بخواهد با فردِ نادانِ مست، گلاویز شود و به مرتبه او نزول کند.

نکته ادبی: «نزیبد» به معنای شایسته نبودن و برازنده نبودن است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) فرزانه / رند مست

تقابل میان شخصیتِ عاقل و دین‌دار با شخصِ بی‌قید و مست، برای برجسته کردنِ تفاوتِ این دو جهان‌بینی.

تمثیل شیر و سگ

تشبیه کردنِ مواجهه مردِ فرزانه با فرد مست به مواجهه شیر با سگ، برای نشان دادنِ فاصله طبقاتیِ خرد و جهل.

کنایه گریبان گرفتن

کنایه از شروع درگیری، بی‌احترامی کردن و به چالش کشیدنِ طرف مقابل.