بوستان - باب سوم در عشق و مستی و شور

سعدی

حکایت

سعدی
یکی در نشابور دانی چه گفت چو فرزندش از فرض خفتن بخفت؟
توقع مدار ای پسر گر کسی که بی سعی هرگز به منزل رسی
سمیلان چو بر می نگیرد قدم وجودی است بی منفعت چون عدم
طمع دار سود و بترس از زیان که بی بهره باشند فارغ زیان

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در قالب ادبیات تعلیمی و پندآموز سروده شده‌اند که بر اهمیت تلاش و کوشش در زندگی تأکید دارند. شاعر با بهره‌گیری از فضای گفت‌وگوی پدر و فرزند، راه و رسم موفقیت را تبیین می‌کند و هشدار می‌دهد که سستی و تنبلی، انسان را از مسیر رشد و کمال باز می‌دارد.

درونمایه اصلی این اشعار، نکوهشِ راحت‌طلبی و ستایشِ سخت‌کوشی است. از منظر شاعر، کسی که قدم در راه تلاش نمی‌گذارد، همچون فردی است که وجودش هیچ ثمری برای خود و جامعه ندارد و در نهایت به پوچی و بی‌حاصلی می‌رسد.

معنای روان

یکی در نشابور دانی چه گفت چو فرزندش از فرض خفتن بخفت؟

آیا می‌دانی آن مرد نیشابوری زمانی که فرزندش در هنگامِ انجام وظیفه به خواب فرو رفت، چه سخنی بر زبان آورد؟

نکته ادبی: نشابور شهری تاریخی و مرکز علمی است. فرض خفتن کنایه از غفلت در زمان کار و تلاش است.

توقع مدار ای پسر گر کسی که بی سعی هرگز به منزل رسی

ای فرزندم، هرگز انتظار نداشته باش که کسی بدون تلاش و کوشش فراوان بتواند به هدف و مقصد خود دست یابد.

نکته ادبی: سعی به معنای کوشش پیگیر است و منزل استعاره از هدف نهایی و کمال است.

سمیلان چو بر می نگیرد قدم وجودی است بی منفعت چون عدم

فرد تنبل و کاهلی که گامی برای پیشرفت برنمی‌دارد، وجودش چنان بی‌فایده است که گویی اصلاً وجود ندارد و هیچ بودنش بهتر از بودنِ بی‌خاصیت اوست.

نکته ادبی: سمیلان واژه‌ای کهن به معنای تنبل و سست‌عنصر است. تشبیه به عدم، بر بی‌حاصلی مطلق تأکید دارد.

طمع دار سود و بترس از زیان که بی بهره باشند فارغ زیان

همواره برای رسیدن به سود تلاش کن و از ضرر و زیان بیم داشته باش؛ چرا که کسانی که بی‌بهره و تنبل هستند، فقط به این دلیل از زیان ایمن‌اند که چیزی ندارند تا آن را از دست بدهند.

نکته ادبی: پارادوکس (متناقض‌نما) در این بیت وجود دارد؛ آسودگیِ ناشی از بی‌بضاعتی خود نوعی نقص است.

آرایه‌های ادبی

استعاره منزل

به جای هدف و کمالِ انسانی به کار رفته است.

تشبیه چون عدم

بی‌حاصلی و بی‌فایدگیِ فرد تنبل را به نیستی و نابودی مانند کرده است.

تضاد و پارادوکس بی بهره باشند فارغ زیان

آسودگی ناشی از نداشتن، در واقع نوعی شکست و ضررِ بزرگ است که شاعر به زیبایی آن را به رخ می‌کشد.