بوستان - باب دوم در احسان

سعدی

حکایت حاتم طائی

سعدی
ز بنگاه حاتم یکی پیرمرد طلب ده درم سنگ فانید کرد
ز راوی چنان یاد دارم خبر که پیشش فرستاد تنگی شکر
زن از خیمه گفت این چه تدبیر بود؟ همان ده درم حاجت پیر بود
شنید این سخن نامبردار طی بخندید و گفت ای دلارام حی
گر او در خور حاجت خویش خواست جوانمردی آل حاتم کجاست؟
چو حاتم به آزاد مردی دگر ز دوران گیتی نیاید مگر
ابوبکر سعد آن که دست نوال نهد همتش بر دهان سوال
رعیت پناها دلت شاد باد به سعیت مسلمانی آباد باد
سرافرازد این خاک فرخنده بوم ز عدلت بر اقلیم یونان و روم
چو حاتم، اگر نیستی کام وی نبردی کس اندر جهان نام طی
ثنا ماند از آن نامور در کتاب تو را هم ثنا ماند و هم ثواب
که حاتم بدان نام و آوازه خواست تو را سعی و جهد از برای خداست
تکلف بر مرد درویش نیست وصیت همین یک سخن بیش نیست
که چندان که جهدت بود خیر کن ز تو خیر ماند ز سعدی سخن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه با روایتی شیرین از سخاوت بی‌نظیر حاتم طایی آغاز می‌شود که نشان‌دهنده آن است که انسان‌های کریم، نه بر اساس اندازه نیازِ نیازمند، بلکه بر اساس بزرگیِ طبع و کرمِ خویش می‌بخشند.

در ادامه، شاعر با مهارتی خاص، از حکایت حاتم به ستایش ممدوح خویش، ابوبکر سعد، می‌رسد و میان سخاوتِ حاتم که در پی آوازه بود و بخششِ ممدوح که در پی خشنودی خداوند است، تفاوتی معنوی قائل می‌شود که ارزش کارِ ممدوح را فراتر می‌نهد.

معنای روان

ز بنگاه حاتم یکی پیرمرد طلب ده درم سنگ فانید کرد

پیرمردی به درگاه حاتم طایی آمد و درخواست کرد که به اندازه ده درهم برایش قند فراهم کنند.

نکته ادبی: «فانید» در اینجا به معنای قند و شکر است که در متون کهن به کار رفته است.

ز راوی چنان یاد دارم خبر که پیشش فرستاد تنگی شکر

از راویان شنیدم که حاتم در پاسخ، یک کیسه پر از شکر برای او فرستاد.

نکته ادبی: «تنگ» در اینجا به معنای کیسه یا بارِ بزرگ است.

زن از خیمه گفت این چه تدبیر بود؟ همان ده درم حاجت پیر بود

همسر حاتم از درون خیمه اعتراض کرد و گفت: این چه کار بیهوده‌ای است؟ او فقط به اندازه ده درهم نیاز داشت.

نکته ادبی: «تدبیر» در اینجا به معنای سنجش کار یا مدیریت عمل است.

شنید این سخن نامبردار طی بخندید و گفت ای دلارام حی

حاتمِ بخشنده (مشهور قبیله طی) این سخن را شنید، خندید و با مهربانی به همسرش گفت.

نکته ادبی: «طی» نام قبیله‌ای است که حاتم به آن منسوب بود و «دلارام» در اینجا صفتِ همسر است.

گر او در خور حاجت خویش خواست جوانمردی آل حاتم کجاست؟

اگر آن مرد فقط به اندازه نیازش طلب کرد، این کار اوست؛ اما جوانمردی خاندان حاتم اقتضا می‌کند که من بزرگوارانه ببخشم.

نکته ادبی: اشاره به این نکته دارد که کرمِ کریم، تابعِ خواستِ سائل نیست، بلکه تابعِ طبعِ بخشنده است.

چو حاتم به آزاد مردی دگر ز دوران گیتی نیاید مگر

به راستی که تا روزگار باقی است، کسی مانند حاتم در آزادمردی و بخشندگی نخواهد آمد.

نکته ادبی: استفاده از «مگر» در اینجا برای تأکید بر نایاب بودنِ شخصیتی چون حاتم است.

ابوبکر سعد آن که دست نوال نهد همتش بر دهان سوال

ابوبکر سعد کسی است که دستِ بخشش او، پیش از آنکه کسی نیازش را به زبان آورد، آن را برطرف می‌کند و زبانِ خواهش را می‌بندد.

نکته ادبی: «نوال» به معنای عطا و بخشش است.

رعیت پناها دلت شاد باد به سعیت مسلمانی آباد باد

ای پناهگاه مردم، دلت همواره شادمان باشد و به واسطه کوشش و دادگری تو، مسلمانی سربلند و آباد بماند.

نکته ادبی: «رعیت‌پناه» از القاب مدح‌آمیز برای حاکمان عادل است.

سرافرازد این خاک فرخنده بوم ز عدلت بر اقلیم یونان و روم

سرزمین‌های دور و نزدیک به واسطه عدالت تو، سرافراز و آباد شده‌اند و آوازه عدل تو همه جا پیچیده است.

نکته ادبی: «فرخنده بوم» به معنای سرزمین مبارک است.

چو حاتم، اگر نیستی کام وی نبردی کس اندر جهان نام طی

اگر حاتم چنین بخشندگی شگرفی نداشت، نامش در جهان باقی نمی‌ماند و کسی از طایفه «طی» یاد نمی‌کرد.

نکته ادبی: اشاره به اینکه بقای نام حاتم در تاریخ، مرهونِ همین سخاوت‌های اوست.

ثنا ماند از آن نامور در کتاب تو را هم ثنا ماند و هم ثواب

از حاتم تنها نامی در کتاب‌ها باقی ماند، اما برای تو هم نامِ نیک در دنیا و هم پاداش اخروی نزد خداوند باقی خواهد ماند.

نکته ادبی: مقایسه میان «ثنا» (نام نیک) و «ثواب» (پاداش اخروی).

که حاتم بدان نام و آوازه خواست تو را سعی و جهد از برای خداست

زیرا انگیزه حاتم برای آن همه بخشش، کسب نام و آوازه بود، در حالی که سعی و تلاش تو تنها برای رضای خداست.

نکته ادبی: تضاد میان انگیزه دنیوی (آوازه) و انگیزه الهی (برای خدا).

تکلف بر مرد درویش نیست وصیت همین یک سخن بیش نیست

بر مردِ نیازمند و درویش نباید تکلف و سختی تحمیل کرد؛ توصیه و نصیحتِ من تنها همین یک نکته است.

نکته ادبی: «تکلف» در اینجا به معنای زحمت و رنجِ اضافه است.

که چندان که جهدت بود خیر کن ز تو خیر ماند ز سعدی سخن

تا جایی که در توانت هست، کار خیر انجام بده؛ زیرا از تو کارِ نیک باقی می‌ماند و از من (سعدی) نیز این شعر و سخن به یادگار خواهد ماند.

نکته ادبی: «جهد» به معنای کوشش و توان است.

آرایه‌های ادبی

کنایه نهادن همت بر دهان سوال

کنایه از اینکه پیش از آنکه نیازمند درخواست کند، بخشش انجام می‌شود و حاجت او برطرف می‌گردد.

تضاد حاتم و ابوبکر سعد

تقابل میان انگیزه دنیوی (نام‌جویی حاتم) و انگیزه اخروی (رضای الهی ابوبکر سعد) برای اثبات برتری ممدوح.

تلمیح حاتم

اشاره به شخصیت تاریخی حاتم طایی که نماد بخشندگی در ادبیات و فرهنگ ایران و عرب است.