بوستان - باب دوم در احسان

سعدی

حکایت

سعدی
به سرهنگ سلطان چنین گفت زن که خیز ای مبارک در رزق زن
برو تا ز خوانت نصیبی دهند که فرزندکانت نظر بر رهند
بگفتا بود مطبخ امروز سرد که سلطان به شب نیت روزه کرد
زن از ناامیدی سر انداخت پیش همی گفت با خود دل از فاقه ریش
که سلطان از این روزه گویی چه خواست؟ که افطار او عید طفلان ماست
خورنده که خیرش برآید ز دست به از صائم الدهر دنیا پرست
مسلم کسی را بود روزه داشت که درمانده ای را دهد نان چاشت
وگرنه چه لازم که سعیی بری ز خود بازگیری و هم خود خوری؟

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه از شعر، تقابل میان تقوای آیینی و اخلاقِ اجتماعی را به تصویر می‌کشد و دیدگاهی عمیق درباره ارزشِ واقعیِ خدمت به خلق ارائه می‌دهد. شاعر با روایت گفت‌وگویی میان زنی دردمند و همسرش، به نقدِ ریاضت‌کشی‌هایی می‌پردازد که تنها فرد را درگیر خود می‌کند و از نیازهای پیرامونی غافل می‌ماند.

جان‌مایه سخن بر این اصل استوار است که عبادت و روزه‌داریِ واقعی، آن‌گاه ارزشمند است که با گره‌گشایی از کارِ نیازمندان همراه باشد. شاعر با بیانی صریح، سفره سخاوتِ پادشاه را که مایه حیاتِ اطرافیان است، مقدم بر روزه گرفتنِ او می‌داند و معتقد است که رنجِ گرسنگیِ کودکان، اعتبارِ آن عبادت را زیر سوال می‌برد.

معنای روان

به سرهنگ سلطان چنین گفت زن که خیز ای مبارک در رزق زن

زن به شوهرش که از کارگزاران سلطان بود، گفت: برخیز و برای تأمین معاش اقدام کن.

نکته ادبی: مبارک‌در کنایه از خوش‌قدمی و تلاش برای کسب روزی است.

برو تا ز خوانت نصیبی دهند که فرزندکانت نظر بر رهند

برو تا از خوان نعمت سلطان سهمی بگیری، چرا که فرزندانمان چشم‌به‌راه تو هستند.

نکته ادبی: خوان به معنای سفره و ضیافت است و نظر بر ره داشتن کنایه از انتظار کشیدن است.

بگفتا بود مطبخ امروز سرد که سلطان به شب نیت روزه کرد

مرد پاسخ داد: امروز آشپزخانه سرد و تعطیل است، زیرا پادشاه قصد روزه گرفتن کرده است.

نکته ادبی: مطبخ سرد کنایه از نپختن غذا و نبودِ خیر و برکت است.

زن از ناامیدی سر انداخت پیش همی گفت با خود دل از فاقه ریش

زن از ناامیدی سرش را پایین انداخت و در حالی که دلش از شدت فقر و نداری می‌سوخت، با خود سخن گفت.

نکته ادبی: ریش در اینجا به معنای مجروح و زخم‌خورده است.

که سلطان از این روزه گویی چه خواست؟ که افطار او عید طفلان ماست

زن با خود اندیشید: سلطان از این روزه چه هدفی دارد؟ در حالی که غذای افطار او می‌توانست برای کودکان ما ضیافتی باشد.

نکته ادبی: عید استعاره از شادی و رفاه برای کودکان است.

خورنده که خیرش برآید ز دست به از صائم الدهر دنیا پرست

کسی که غذا می‌خورد و دست بخشنده‌ای دارد، بسیار بهتر از زاهدِ دنیاپرستی است که همیشه روزه می‌گیرد اما خیری به دیگران نمی‌رساند.

نکته ادبی: صائم الدهر به کسی گفته می‌شود که همیشه روزه‌دار است و در اینجا با نگاهی انتقادی به کار رفته است.

مسلم کسی را بود روزه داشت که درمانده ای را دهد نان چاشت

روزه داشتنِ حقیقی و مقبول، تنها از آنِ کسی است که در همان حال، به فکرِ سیر کردنِ گرسنگان و نیازمندان باشد.

نکته ادبی: نان چاشت کنایه از قوتِ روزانه و غذای واجب است.

وگرنه چه لازم که سعیی بری ز خود بازگیری و هم خود خوری؟

وگرنه چه فایده‌ای دارد که این‌همه رنجِ روزه‌داری را تحمل کنی، در حالی که فقط خودت را از خوردن باز می‌داری و در نهایت هم خودت آن را مصرف می‌کنی؟

نکته ادبی: سعیی بری اشاره به تلاشِ عبادیِ زاهدانه است.

آرایه‌های ادبی

تضاد خورنده و صائم

تقابل میان کسی که به دیگران می‌بخشد و کسی که فقط زهدِ شخصی پیشه کرده است.

کنایه مطبخ سرد

نشانه فقر، تعطیلیِ سفره و نبودِ بخشش.

استعاره عید طفلان

تشبیه غذای افطار به عید، برای نشان دادن شدتِ فقرِ خانواده و اهمیت آن خوراک.