بوستان - باب دوم در احسان

سعدی

گفتار اندر احسان با نیک و بد

سعدی
گره بر سر بند احسان مزن که این زرق و شیدست و آن مکر و فن
زیان می کند مرد تفسیردان که علم و ادب می فروشد به نان
کجا عقل یا شرع فتوی دهد که اهل خرد دین به دنیا دهد؟
ولیکن تو بستان که صاحب خرد از ارزان فروشان به رغبت خرد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار با بیانی اخلاقی و پندآموز، بر نکوهشِ ریاکاری در بخشش و تجارتِ ناپسندِ معرفت تأکید دارد. شاعر از سویی به نیکوکاران هشدار می‌دهد که احسان را با منّت‌گذاری آلوده نکنند و از سوی دیگر، مقامِ دانش و دین را والاتر از آن می‌داند که به بهای ناچیز دنیوی فروخته شود.

در عین حال، شاعر رویکردی عمل‌گرایانه نیز دارد و معتقد است نباید از آموختنِ دانشِ ارزشمند، حتی از فروشندگانِ ارزان‌قیمت، غافل ماند؛ چرا که خردمند از هر فرصتی برای کسب کمال استفاده می‌کند.

معنای روان

گره بر سر بند احسان مزن که این زرق و شیدست و آن مکر و فن

به نیکی و احسانی که می‌کنی، منّت مگذار و آن را با سخت‌گیری و شرط‌گذاری تباه مکن؛ چرا که این نوع رفتار، نوعی تظاهر، فریب‌کاری و نیرنگ است.

نکته ادبی: بند احسان استعاره از شرط و شروطی است که بخشنده بر بخشش خود می‌گذارد. زرق و شید کلماتی مترادف برای ریا و نیرنگ هستند.

زیان می کند مرد تفسیردان که علم و ادب می فروشد به نان

آن عالم و متخصصی که علم و کمالات انسانی و اخلاقی خود را به خاطر تأمین معاش و نان روزانه می‌فروشد، در واقع دچار زیان و خسران بزرگی شده است.

نکته ادبی: تفسیردان به معنای دانشمند و کسی است که علم و معارف می‌داند و به آن مسلط است.

کجا عقل یا شرع فتوی دهد که اهل خرد دین به دنیا دهد؟

نه عقل سلیم و نه شریعت و احکام دینی، هیچ‌کدام اجازه نمی‌دهند که انسان خردمند، دین و ایمان خود را به بهای ناچیزِ دنیوی و مادی بفروشد.

نکته ادبی: این بیت در قالب استفهام انکاری است تا قبحِ فروشِ دین به دنیا را برجسته کند.

ولیکن تو بستان که صاحب خرد از ارزان فروشان به رغبت خرد

با وجود تمام انتقادهایی که به فروشنده وارد است، تو از این دانش یا هنری که ارزان فروخته می‌شود، بهره‌مند شو و آن را یاد بگیر؛ چرا که انسان دانا همیشه مشتاق است که گوهرهای معرفت را حتی از کسانی که قدر آن را نمی‌دانند، به دست آورد.

نکته ادبی: شاعر در اینجا از نکوهشِ فروشنده به تشویقِ خریدار (دانش‌پژوه) می‌رسد و رویکردی واقع‌بینانه دارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره گره بر سر بند احسان

اشاره به منّت‌گذاری و شرط‌وضعی بر کار خیر که باعث از بین رفتن ارزش نیکی می‌شود.

استفهام انکاری کجا عقل یا شرع فتوی دهد

پرسشی که پاسخ آن منفی است و برای تأکید بر زشتیِ فروشِ دین به دنیا به کار رفته است.

تضاد ارزان فروشان و رغبت خرد

تضاد میانِ نقدِ فروشنده به خاطرِ قیمتِ کم و تشویق به خریدِ آن به دلیلِ منفعتِ دانش.