بوستان - باب اول در عدل و تدبیر و رای

سعدی

گفتار اندر دلداری هنرمندان

سعدی
دو تن، پرور ای شاه کشور گشای یکی اهل بازو، دوم اهل رای
ز نام آوران گوی دولت برند که دانا و شمشیر زن پرورند
هر آن کو قلم را نورزید و تیغ بر او گر بمیرد مگو ای دریغ
قلم زن نکودار و شمشیر زن نه مطرب که مردی نیاید ز زن
نه مردی است دشمن در اسباب جنگ تو مدهوش ساقی و آواز چنگ
بسا اهل دولت به بازی نشست که ملکت برفتش به بازی ز دست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر اهمیت خردورزی و توانمندی نظامی در کشورداری تأکید دارند. شاعر به حاکمان توصیه می‌کند که ستون‌های اصلی حکومت، یعنی دانش و قدرت نظامی را گرامی بدارند و از آنان حمایت کنند.

درونمایه کلی شعر، نهی از غفلت و خوش‌گذرانی و ترغیب به مسئولیت‌پذیری در اداره امور است؛ چرا که حکومتی که بر پایه تن‌پروری و لهو و لعب بنا شود، دیری نمی‌پاید و به زوال می‌انجامد.

معنای روان

دو تن، پرور ای شاه کشور گشای یکی اهل بازو، دوم اهل رای

ای پادشاه پیروز و سرزمین‌گشا، دو گروه از افراد را تربیت و حمایت کن: یکی آنان که اهل زور و بازو (نظامیان) هستند و دیگری آنان که اهل دانش و اندیشه (اندیشمندان) هستند.

نکته ادبی: پرور در اینجا فعل امر از مصدر پروردن به معنای تربیت کردن و حمایت کردن است.

ز نام آوران گوی دولت برند که دانا و شمشیر زن پرورند

پیروزی و سروری در این دنیا نصیب کسانی می‌شود که افرادی دانا و همچنین جنگجویانی دلاور را در پناه خود بپرورانند.

نکته ادبی: گوی دولت بردن کنایه از دستیابی به قدرت و کامیابی در امر سیاست است.

هر آن کو قلم را نورزید و تیغ بر او گر بمیرد مگو ای دریغ

هر کسی که برای آموختن دانش و یادگیری فنون جنگی تلاشی نکرد، اگر بمیرد، نیازی نیست برای مرگش ابراز تأسف و افسوس کنی.

نکته ادبی: نورزید در اینجا از مصدر ورزیدن به معنای تمرین کردن، مداومت داشتن و آموختن است.

قلم زن نکودار و شمشیر زن نه مطرب که مردی نیاید ز زن

نویسندگان و اندیشمندان و همچنین جنگجویان را محترم بشمار و از آنان حمایت کن، نه نوازندگان و خوش‌گذرانان را، زیرا از آنان مردانگی و کار سخت ساخته نیست.

نکته ادبی: تفاوت جایگاه اهل اندیشه و هنر در برابر اهل لهو و لعب در این بیت مورد تأکید است.

نه مردی است دشمن در اسباب جنگ تو مدهوش ساقی و آواز چنگ

شجاعت و مردانگی در این نیست که دشمن را نادیده بگیری و تنها به ابزارهای جنگی دل خوش کنی، بلکه باید هوشیار باشی و خود را در دام میگساری و صدای موسیقی غرق نکنی.

نکته ادبی: مدهوش استعاره از غفلت و ناآگاهی است که بر اثر خوش‌گذرانی حاصل می‌شود.

بسا اهل دولت به بازی نشست که ملکت برفتش به بازی ز دست

بسیاری از حاکمان و صاحب‌منصبان به عیاشی و بازی روی آوردند و به همین دلیل، مملکتشان به سادگی و بر اثر ندانم‌کاری از دستشان رفت.

نکته ادبی: به بازی نشستن کنایه از وقت‌گذرانی بیهوده و غفلت از وظایف خطیر حکومتی است.

آرایه‌های ادبی

کنایه گوی دولت بردن

کنایه از دستیابی به موفقیت و پیروزی در کارها و عرصه سیاست.

تقابل (تضاد) قلم و تیغ

تقابل میان نماد اندیشه (قلم) و نماد قدرت نظامی (تیغ) برای نشان دادن تعادل لازم در حکومت.

کنایه به بازی نشستن

کنایه از مشغول شدن به امور بیهوده و غفلت از وظایف مهم.

نماد ساقی و آواز چنگ

نماد خوش‌گذرانی و غفلت از مسئولیت‌های اجتماعی و سیاسی.