بوستان - باب اول در عدل و تدبیر و رای

سعدی

در نواخت رعیت و رحمت بر افتادگان

سعدی
الا تا بغفلت نخفتی که نوم حرام است بر چشم سالار قوم
غم زیردستان بخور زینهار بترس از زبردستی روزگار
نصیحت که خالی بود از غرض چو داروی تلخ است، دفع مرض

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در زمره پندنامه‌ها و اندرزنامه‌های اخلاقی و اجتماعی جای می‌گیرند که خطاب به حاکمان و صاحب‌منصبان یا به‌طور کلی رهبران جامعه سروده شده‌اند. محور اصلی سخن، مسئولیت‌پذیری در برابر زیردستان و ضرورت هوشیاری دائمی در مقام رهبری است.

شاعر با زبانی خیرخواهانه، ضمن تأکید بر لزوم بیداری و مراقبت از امور جامعه، اهمیت دلسوزی و شفقت نسبت به نیازمندان را متذکر می‌شود و تغییرپذیری و بی‌وفایی روزگار را به عنوان عاملی بازدارنده از ظلم و غفلت به تصویر می‌کشد تا اهمیت نقد دلسوزانه و مصلحانه را نیز گوشزد کند.

معنای روان

الا تا بغفلت نخفتی که نوم حرام است بر چشم سالار قوم

هشدار که هرگز به غفلت و ناآگاهی تن به خواب مده؛ چرا که غفلت و آسودگیِ بی‌جا برای کسی که در جایگاه رهبری و سرپرستی جامعه قرار دارد، ناپسند و سزاوار نکوهش است.

نکته ادبی: سالار قوم کنایه از حاکم، رهبر یا سرپرست است. نوم در اینجا به معنای خوابِ غفلت است.

غم زیردستان بخور زینهار بترس از زبردستی روزگار

زنهار که همواره غم‌خوار و دلسوز زیردستان باش و در یاری آن‌ها بکوش؛ و همواره از چرخش روزگار که ممکن است روزی دست بالاتر را بگیرد و قدرت را از تو سلب کند، بیم‌ناک باش.

نکته ادبی: زینهار واژه‌ای تأکیدی به معنای آگاه باش و مراقب باش. زبردستی روزگار به دگرگونی احوال و قدرتِ قهار تقدیر اشاره دارد.

نصیحت که خالی بود از غرض چو داروی تلخ است، دفع مرض

اندرز و نصیحتی که عاری از هرگونه نیت شخصی و طمع باشد، مانند دارویی تلخ است که گرچه در ظاهر خوشایند نیست، اما برای برطرف کردن بیماریِ جهل یا خطاکاری بسیار مفید و شفابخش است.

نکته ادبی: غرض در اینجا به معنای نیت سوء یا طمعِ شخصی است. تشبیه نصیحت به دارو، از تمثیل‌های مشهور ادبی است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چو داروی تلخ

نصیحتِ بی‌غرض به داروی تلخ تشبیه شده که اگرچه در کام سنگین است، اما علاجِ بیماری روح است.

کنایه خواب و بیداری (نوم)

خواب در اینجا کنایه از غفلت و بی‌توجهی به مسئولیت‌های اجتماعی است.

تضاد زیردستان/زبردستی

استفاده از تقابلِ این دو واژه، تضاد طبقاتی و تغییرِ احوالِ روزگار را به‌خوبی نشان می‌دهد.