بوستان - باب اول در عدل و تدبیر و رای

سعدی

حکایت عابد و استخوان پوسیده

سعدی
شنیدم که یک بار در حله ای سخن گفت با عابدی کله ای
که من فر فرماندهی داشتم به سر بر کلاه مهی داشتم
سپهرم مدد کرد و نصرت وفاق گرفتم به بازوی دولت عراق
طمع کرده بودم که کرمان خورم که ناگه بخوردند کرمان سرم
بکن پنبهٔ غفلت از گوش هوش که از مردگان پندت آید به گوش

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه، روایتی عبرت‌آموز از ناپایداری قدرت و شوکت دنیوی است که با زبان تمثیل بیان شده است. شاعر با قرار دادنِ یک عابد در برابر جمجمه‌ای که زمانی فرمانروا بوده، تضاد میان شکوهِ گذشته و سکونِ مرگ را به تصویر می‌کشد تا بر فانی بودن آرزوهای دنیوی تأکید ورزد.

مضمون اصلی متن، هشدار درباره غرور و طمع است. در نهایتِ این گفتگو، پندِ نهفته در کلامِ مردگان این است که عمرِ آدمی در مسیرِ گذر از جاه‌طلبی به سوی فنا سپری می‌شود و آن کس که خود را فاتح سرزمین‌ها می‌پنداشت، سرانجام خوراکِ خاک و کرم‌ها خواهد شد.

معنای روان

شنیدم که یک بار در حله ای سخن گفت با عابدی کله ای

روایت شده است که روزی در شهر حله، جمجمه‌ای با عابدی که آنجا بود، شروع به صحبت کرد.

نکته ادبی: کله در اینجا به معنای جمجمه و استعاره از انسانی مرده است.

که من فر فرماندهی داشتم به سر بر کلاه مهی داشتم

آن جمجمه گفت: زمانی من شکوه و جلال فرمانروایی را داشتم و تاج بزرگی بر سر می‌گذاشتم.

نکته ادبی: کلاه مهی: کنایه از مقام پادشاهی و بزرگی است.

سپهرم مدد کرد و نصرت وفاق گرفتم به بازوی دولت عراق

بخت و اقبال با من یار بود و به یاری موفقیت و همراهیِ سرنوشت، توانستم با قدرت و اقتدار بر عراق مسلط شوم.

نکته ادبی: سپهر در اینجا نماد روزگار و تقدیر است که دستگیرِ آدمی می‌شود.

طمع کرده بودم که کرمان خورم که ناگه بخوردند کرمان سرم

آرزو و طمع داشتم که سرزمین کرمان را نیز تسخیر کنم، اما ناگهان مرگ فرا رسید و کرم‌ها (در خاک) سرِ مرا خوردند.

نکته ادبی: بازی زبانی زیبایی میان نام مکان «کرمان» و «کرمان» به معنای کرم‌ها وجود دارد.

بکن پنبهٔ غفلت از گوش هوش که از مردگان پندت آید به گوش

پنبه بی‌خبری و غفلت را از گوش جانت بیرون بیاور تا پند و اندرزهای مردگان را بشنوی و از سرنوشت آن‌ها درس بگیری.

نکته ادبی: پنبه غفلت استعاره از نادانی و بی‌توجهی به حقایق عالم است.

آرایه‌های ادبی

تشخیص سخن گفت با عابدی کله‌ای

جان‌بخشی به جمجمه برای بیان حقیقتِ مرگ.

ایهام و جناس کرمان / کرمان

بازی با کلمات میان نام شهر کرمان و کلمه «کرمان» به معنای کرم‌ها (کرم+ان جمع).

استعاره پنبهٔ غفلت

غفلت به پنبه‌ای تشبیه شده که گوشِ جان را می‌بندد.