دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۳۱۸۶

مولوی
بگو ای تازه رو، کم کن ملولی که تو رو تازه از اصل اصولی
خیالی گول گیری گر بیاید چنین داند که تو مغرور و گولی
به زخم سیلیش از دل برون کن که تا عبرت بگیرد هر فصولی
خیال بد رسول دیو باشد تو او را توبهٔ ده از رسولی
خیالی در تو آویزد، بیفتی ترا وهمی پژولاند، پژولی
خیالی هست چون خورشید روشن خیالی چون شب تاریک لولی
اگر مردانه گوش او بمالی ترا کافر کند وهم حلولی
برای تو مهان در انتظارند سبکتر رو، چرا در مول مولی؟
خیالات اتتکم کالخیول فدسوها ثقاتی! فی السقول
خیالات مضلات کذاب لحاها الله ربی بالافول
فطوبی للذی یعلو علاه و یقطع عرقها قبل الحصول
الهی قدیمی علی صفی القلب من غش الغلول
علی الله بیان ما نظمنا مفاعیلن مفاعیلن فعولی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده، هشداری عارفانه در بابِ خطرِ غلبه‌ی «خیالات» و «وهمیات» بر ساحتِ ذهنِ آدمی است. شاعر با زبانی دلسوزانه و حکیمانه، سالک را فرامی‌خواند تا با هوشیاری و اراده، مرز میان الهاماتِ روشن‌گر و وسوسه‌های شیطانی را تشخیص دهد و اجازه ندهد ذهن که جایگاهِ تجلیِ حق است، به جولانگاهِ اوهامِ پراکنده و آزاردهنده تبدیل شود.

در این منظومه، ذهن به مثابه‌ی میدانی تصویر شده است که باید از خیالاتِ مضلّ (گمراه‌کننده) پاکسازی گردد. شاعر تأکید دارد که این خیالات، دشمنانی درونی‌اند که آدمی را در چرخه‌ی تردید و سستی گرفتار می‌کنند؛ لذا راه رهایی، نه تسلیم در برابر آن‌ها، بلکه چیرگی بر نفس و قطعِ ریشه‌ی این توهمات پیش از سلطه یافتن بر وجودِ انسان است.

معنای روان

بگو ای تازه رو، کم کن ملولی که تو رو تازه از اصل اصولی

ای کسی که روحی تازه و بی‌آلایش داری، اندوه را از خود دور کن، چرا که اصل و گوهرِ وجودِ تو از سرچشمه‌ای الهی و متعالی است.

نکته ادبی: «تازه رو» کنایه از پاکی و طراوتِ روحی و «اصلِ اصولی» اشاره به بازگشت به ریشه‌های وجودی و الهی است.

خیالی گول گیری گر بیاید چنین داند که تو مغرور و گولی

اگر فکر و خیالی فریبنده به سراغت آمد، دلیلش این است که او تو را فردی ساده‌لوح و مغرور پنداشته است.

نکته ادبی: «گول‌گیری» در اینجا به معنایِ ترفندِ فریبکارانه است.

به زخم سیلیش از دل برون کن که تا عبرت بگیرد هر فصولی

با سیلیِ آگاهی و هشیاری، این خیالِ باطل را از دل بیرون بران تا ذهنِ تو برای همیشه از شرّ چنین وسوسه‌هایی در امان بماند و درسِ عبرت بگیرد.

نکته ادبی: «هر فصولی» کنایه از «همیشه» و برای تمام زمان‌هاست.

خیال بد رسول دیو باشد تو او را توبهٔ ده از رسولی

خیالاتِ ناپسند، در واقع پیام‌آورانِ نیروهای شیطانی هستند؛ تو باید با قدرتِ اراده، آن‌ها را از این مسیرِ نادرست بازگردانی و به توبه واداری.

نکته ادبی: «رسول دیو» استعاره از اندیشه‌های پلیدی است که ذهن را به سوی تباهی می‌خوانند.

خیالی در تو آویزد، بیفتی ترا وهمی پژولاند، پژولی

اگر اجازه دهی خیالی بر جانت چنگ بیندازد، زمین‌گیر خواهی شد و اگر آن وهم، تو را پژمرده کند، طراوتِ روح‌ات را از دست خواهی داد.

نکته ادبی: «پژولاندن» به معنای پژمرده کردن است و «پژولی» فعلی است ساخته‌شده از همین ریشه، به معنایِ پژمرده شدن.

خیالی هست چون خورشید روشن خیالی چون شب تاریک لولی

بعضی از خیالات مانند خورشید، روشن‌بخش و الهام‌گونه‌اند؛ اما برخی دیگر همچون شبِ تاریک، مایه سرگشتگی و گمراهی هستند.

نکته ادبی: بهره‌گیری از تقابلِ «خورشید» و «شب» برای نمایش تضاد میان آگاهی و جهل.

اگر مردانه گوش او بمالی ترا کافر کند وهم حلولی

اگر با جدیت و قاطعیت با این خیالاتِ وهم‌انگیز که خود را به تو تحمیل می‌کنند برخورد کنی، آن‌ها تلاش می‌کنند با تهمتِ بی‌دینی و کفر، تو را بترسانند.

نکته ادبی: «وهم حلولی» به خیالاتِ خودساخته‌ای اشاره دارد که می‌خواهند جای حق را در دل بگیرند.

برای تو مهان در انتظارند سبکتر رو، چرا در مول مولی؟

بزرگان و ارواحِ عالی‌قدر در انتظارِ تعالیِ تو هستند؛ پس با سرعت حرکت کن، چرا در تردید و سستی و تنبلی معطلی؟

نکته ادبی: «مول مولی» اصطلاحی است برای توصیفِ کارهای سست، بی‌نتیجه و همراه با امروز و فردا کردن.

خیالات اتتکم کالخیول فدسوها ثقاتی! فی السقول

خیالات مانند اسب‌های سرکش بر تو هجوم می‌آورند؛ ای یارانِ مورد اعتمادِ من، آن‌ها را در قلمروِ عقل زیرِ پا له کنید و از میان ببرید.

نکته ادبی: اشاره به ضرب‌المثلِ عربی که خیالات را به اسب‌هایی تشبیه می‌کند که باید در میدانِ عقل رام یا نابود شوند.

خیالات مضلات کذاب لحاها الله ربی بالافول

این خیالاتِ گمراه‌کننده و دروغین، مطرود هستند؛ از درگاه خداوند می‌خواهم که آن‌ها را به نابودی و زوال بکشاند.

نکته ادبی: «مضلّات» صیغه مبالغه برای خیالات گمراه‌کننده است.

فطوبی للذی یعلو علاه و یقطع عرقها قبل الحصول

خوشا به حالِ کسی که جایگاهِ رفیعِ خویش را ارتقا می‌دهد و ریشه‌ی این خیالات را پیش از آنکه بر او مسلط شوند، قطع می‌کند.

نکته ادبی: تأکید بر پیشگیری از نفوذ افکارِ منفی پیش از تثبیت شدن در ذهن.

الهی قدیمی علی صفی القلب من غش الغلول

خدایا، مرا در مسیرِ حق ثابت‌قدم بدار و قلبم را از آلودگی‌هایِ فریب و نیرنگ پاکیزه گردان.

نکته ادبی: «غلول» در فرهنگِ دینی به معنای خیانت در غنایم یا پنهان کردنِ نیتِ سوء است.

علی الله بیان ما نظمنا مفاعیلن مفاعیلن فعولی

بیانِ حقیقتِ آن‌چه سرودیم نزدِ خداست؛ این ابیات در قالبِ عروضیِ «مفاعیلن مفاعیلن فعولی» نظم یافته است.

نکته ادبی: اشاره به وزنِ عروضیِ این بخش از شعر که در پایانِ ابیاتِ عربی ذکر شده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره خیالات، اسب‌های سرکش

تشبیه خیالات و توهماتِ ذهن به اسب‌های وحشی که باید توسط سوارکار (عقل) مهار شوند.

تضاد (طباق) خورشید و شب

مقابل هم قرار دادنِ روشناییِ الهام و تاریکیِ توهم برای تبیینِ ماهیتِ دوگانه اندیشه‌ها.

کنایه گوشِ او را بمالی

کنایه از تنبیه کردن و در هم کوبیدنِ وسوسه‌های ذهنی با اراده‌ی قوی.

تشخیص (جان‌بخشی) خیالِ مضلّ

نسبت دادنِ صفتِ گمراه‌کنندگی و فریبکاری به خیالات، گویی که آن‌ها موجوداتی جاندار و دشمنِ علیه انسان هستند.