دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۳۱۸۳

مولوی
ای جان، چندان خوبی، نوباوهٔ یعقوبی خرخاشی، آشوبی، جانها را مطلوبی
جان جان مایی، معنی اسمایی هستی اشیایی سر فتنهٔ غوغایی
چون جامی در خوردم، برخیزم، برگردم از شاخ آن وردم، گر سرخم، گر زردم
یا مولی یا مولی، اخبرنی عن لیلی لا ترجه لاترجه فاللیل ذا حبلی
مولانا مولانا قد صرنا حیرانا غفرانا غفرانا، سبحانا سبحانا

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات که در فضای شوریدگی و سرمستی عرفانی سروده شده‌اند، بیانگر حال‌وهوای عاشقی است که در برابر عظمت و زیبایی بی‌پایان معشوق، سرگشته و حیران مانده است. شاعر با بهره‌گیری از نمادهای آیینی و عرفانی، میان عالم معنا و حقیقتِ هستی پیوندی عمیق برقرار می‌کند و فضای غالب، توصیفِ ناتوانیِ عقل در برابرِ تجلیِ عشق است.

شاعر در این اثر با استفاده از دو زبان فارسی و عربی، گویی سعی در شکستنِ حصارِ کلمات دارد تا عطشِ درونی خویش را برای رسیدن به آن حقیقتِ مطلق ابراز کند. پیام اصلی، پذیرشِ حیرانی به عنوان مقامِ نهاییِ عارف در سلوک و اعتراف به این است که تمامِ جهان و آنچه در آن است، تنها سایه‌ای از وجودِ آن معشوقِ ازلی است که همگان را سرگشتهٔ خود کرده است.

معنای روان

ای جان، چندان خوبی، نوباوهٔ یعقوبی خرخاشی، آشوبی، جانها را مطلوبی

ای جانِ من، تو بسیار زیبایی و مانند یوسفِ نوخاسته در خاندانِ یعقوب هستی. تو مایهٔ هیاهو و آشوب در دل‌ها هستی و برای تمامِ جان‌های مشتاق، همان مقصودِ نهایی و مطلوبِ حقیقی هستی.

نکته ادبی: نوباوهٔ یعقوبی اشاره به داستان حضرت یوسف دارد که نماد زیبایی و جوانی است.

جان جان مایی، معنی اسمایی هستی اشیایی سر فتنهٔ غوغایی

تو جانِ جان‌های ما و حقیقتِ باطنیِ تمامِ اسم‌ها و نشانه‌ها هستی. تو هستی‌بخشِ تمامِ موجوداتِ عالم هستی و منشأ همان آشوب و هیجانی هستی که در جهان برپاست.

نکته ادبی: اشاره به عرفان نظری و اینکه معشوق، مظهرِ تمامِ اسمای الهی است.

چون جامی در خوردم، برخیزم، برگردم از شاخ آن وردم، گر سرخم، گر زردم

چون جامی از آن شرابِ عشق نوشیدم، از جا برخاستم و در حالِ سماع و چرخش شدم. من گلِ سرسبدِ آن باغِ معنوی هستم؛ چه سرخ‌گون (شاد) باشم و چه زردگون (غمگین)، در هر حال متعلق به همان شاخسارم.

نکته ادبی: ورد در متون کهن به معنای گل سرخ است و تضاد سرخ و زرد نشان‌دهنده احوال مختلف عاشق است.

یا مولی یا مولی، اخبرنی عن لیلی لا ترجه لاترجه فاللیل ذا حبلی

ای مولای من، ای سرور من، مرا از حال و حقیقتِ معشوق (لیلی) آگاه کن. او را ترک نکن و از وصال او ناامید مشو، چرا که این شبِ تاریک و مرموز، آبستنِ حوادث و وقایعِ شگفت‌انگیز است.

نکته ادبی: لیل ذا حبلی (شب باردار است) کنایه‌ای عربی است به این معنا که حوادث پنهان در تقدیرِ زمانه در حال شکل‌گیری است.

مولانا مولانا قد صرنا حیرانا غفرانا غفرانا، سبحانا سبحانا

ای مولای ما، ای مولای ما، ما در برابرِ جلال و شکوهِ تو به حیرت و سرگشتگی دچار شده‌ایم. از تو طلبِ آمرزش داریم و تو را از هر عیب و نقص و شباهتی به خلق، پاک و منزه می‌دانیم.

نکته ادبی: استفاده از عبارات عربی در اینجا برای بیان اوجِ خشوع و فنای عارفانه است.

آرایه‌های ادبی

تلمیح نوباوهٔ یعقوبی

اشاره به داستان حضرت یوسف و زیباییِ مثال‌زدنی او.

استعاره چون جامی در خوردم

تشبیه شرابِ عشق به جامی که نوشیده شده و باعثِ مستیِ روحی گشته است.

کنایه فاللیل ذا حبلی

کنایه از اینکه زمانه در حالِ تغییر و آبستنِ رویدادهای غیبی است.

مراعات نظیر شاخ، ورد، سرخ، زرد

گردآوری واژگانِ مربوط به گل و باغ برای ایجاد تصویرِ ذهنیِ منسجم.