دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۳۱۶۰

مولوی
جان جانی و جان صد جانی می زنی نعره های پنهانی
هر کی کر نیست بشنود وصفت نعل معکوس و خفیه می رانی
غیر احمق به فهم این نرسد عارت آید از این لت انبانی
سد پیش و پس تو این عارست که سرافراز و قطب خلقانی
چون گریزی از این فزون گردد کای فلان فارغست زین فانی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات رویکردی انتقادی و صریح دارند که در آن شاعر به افشای چهره‌ی متظاهری می‌پردازد که خود را در مقام‌های والای عرفانی و معنوی، همچون «قطب» می‌بیند، اما در عمل دچار نفاق و پنهان‌کاری است. فضا آکنده از ملامت و طعنه است و مخاطبِ شعر، فردی است که در عین ادعای بزرگی، با رفتارهای متناقض و فریب‌کارانه، حقیقتِ درونیِ خود را آشکار کرده است.

شاعر در این سروده تلاش می‌کند تا پوچیِ ادعاهای این فرد را برملا سازد و هشدار دهد که تلاش برای فرار از این حقیقتِ آشکار، تنها بر رسوایی او می‌افزاید. پیام کلی اثر، تقبیحِ دورویی در لباسِ عرفان و تاکید بر این است که حقیقتِ شخصیتِ انسان، برخلاف ادعاهای زبانی، از دیدِ خردمندان پنهان نمی‌ماند.

معنای روان

جان جانی و جان صد جانی می زنی نعره های پنهانی

تو خود را عزیزتر از جان و مایه حیاتِ بسیاری از جان‌ها می‌دانی، اما در عین حال، رفتارهایی متناقض و صداهایی نهان از خود بروز می‌دهی که با ادعاهایت همخوانی ندارد.

نکته ادبی: ترکیب «جانِ جانی» بیانگر اوجِ محبوبیت یا ادعایِ تقدس است و «نعره‌های پنهانی» آرایه تضاد (پارادوکس) را ایجاد کرده است.

هر کی کر نیست بشنود وصفت نعل معکوس و خفیه می رانی

هرکسی که کر نباشد و ادعاهای تو را بشنود، به خوبی پی می‌برد که تو با تظاهر و فریبکاری، رفتاری دوگانه در پیش گرفته‌ای.

نکته ادبی: عبارت «نعل معکوس راندن» کنایه از فریب‌کاری و گمراه کردن دیگران با تغییرِ ظاهرِ رفتار است.

غیر احمق به فهم این نرسد عارت آید از این لت انبانی

جز فرد کم‌خرد، هرکس حقیقتِ تو را درک می‌کند و تو باید از این وضعیتِ پست و بی‌ارزشِ خود شرمنده باشی.

نکته ادبی: «لت انبانی» تعبیری تحقیرآمیز است که به ناچیزی و توخالی بودنِ وجودِ کسی اشاره دارد.

سد پیش و پس تو این عارست که سرافراز و قطب خلقانی

این ننگ و رسوایی، مانند سدی در مقابل و پشتِ سرِ تو قرار گرفته و راه را بر تو بسته است، با وجود اینکه مدعی هستی پیشوای مردم و قطبِ عرفانی هستی.

نکته ادبی: «قطب» در عرفان به معنای مرشدِ کامل و رهبرِ معنوی است که در اینجا با طعنه به کار رفته است.

چون گریزی از این فزون گردد کای فلان فارغست زین فانی

هرچه بخواهی از این حقیقتِ رسوا بگریزی، ننگِ تو بیشتر می‌شود؛ چرا که تو همواره ادعا می‌کنی که از این دنیای فانی و تعلقات آن رها هستی.

نکته ادبی: «فارغ» به معنای وارسته و آزاد از تعلقات دنیوی است که در اینجا برای نشان دادنِ ادعای دروغینِ مخاطب استفاده شده است.

آرایه‌های ادبی

متناقض‌نما (پارادوکس) نعره‌های پنهانی

جمع بستنِ فریاد (که ذاتاً آشکار است) با صفت پنهانی، بیانگر رفتارهای متناقضِ مخاطب است.

کنایه نعل معکوس راندن

کنایه از مکر، حیله‌گری و برای گمراه کردنِ دیگران، رفتارِ خود را به شکل متفاوتی نشان دادن.

استعاره و تحقیر لت انبانی

استعاره‌ای برای توصیفِ ناچیزی، پوچی و بی‌مقدار بودنِ باطنِ مخاطب.