دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۳۱۰۰

مولوی
ببست خواب مرا جاودانه دلداری به زیر سنگ نهان کرد و در بن غاری
به خواب هم نتوان دید خواب چشم مرا چو مرده ای که درافتاد در نمکساری
کجاست خواب و کجا چشم و کو قرار دلی کجا گذارد این فتنه صبر صباری
اگر چه کوه بود عقل همچو که بپرد ببین چه صرصر باهیبتست این باری

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار تصویری سهمگین و در عین حال دل‌فریب از قدرت ویرانگر عشق را ترسیم می‌کند که چگونه هستی، آرامش و عقل عاشق را به یغما می‌برد. شاعر با بهره‌گیری از استعاراتی تیره و سنگین، از فقدانِ مطلقِ خواب و ناتوانی عقل در برابر این نیروی عظیم سخن می‌گوید.

فضای حاکم بر این ابیات، فضایی از اضطراب، بی‌قراری و حیرت است. شاعر با استفاده از نمادهایی چون غار، نمک‌زار و صرصر (باد تند)، به خوبی نشان می‌دهد که عشق چگونه می‌تواند بنیادهای صبورانه و عقلانی انسان را فرو بریزد و او را در وضعیتِ سرگشتگیِ ابدی قرار دهد.

معنای روان

ببست خواب مرا جاودانه دلداری به زیر سنگ نهان کرد و در بن غاری

دلبر، خواب را از چشمان من برای همیشه ربود و آن را گویی در اعماق غاری زیر سنگی سنگین پنهان کرد که دیگر دسترسی به آن ممکن نیست.

نکته ادبی: دلدار در مقام فاعل و خواب مفعول است؛ تعبیر زیر سنگ نهان کردن کنایه از دسترسی‌ناپذیری ابدی است.

به خواب هم نتوان دید خواب چشم مرا چو مرده ای که درافتاد در نمکساری

وضعیت خواب من به قدری وخیم است که حتی در رویا هم نمی‌توانم آن را ببینم؛ درست مانند مرده‌ای در شوره‌زار که به سبب شوری نمک، در وضعیتی خشک و بی‌روح باقی مانده است.

نکته ادبی: نمکسار استعاره از شوره‌زاری است که اجساد در آن خشک و بی‌روح می‌مانند؛ تمثیلی از رکود و زوال.

کجاست خواب و کجا چشم و کو قرار دلی کجا گذارد این فتنه صبر صباری

آرامش، خواب و بینایی از میان رفته است؛ در چنین شرایطی که این عشق همچون فتنه‌ای بزرگ برپا شده، دیگر جایی برای صبر و شکیبایی عاشق باقی نمی‌ماند.

نکته ادبی: صباری به معنای پایداری و صبوری است که در اینجا با استعاره از فتنه‌گری عشق به چالش کشیده شده است.

اگر چه کوه بود عقل همچو که بپرد ببین چه صرصر باهیبتست این باری

عقل آدمی حتی اگر به استواری کوه باشد، در برابر این طوفان هولناکِ عشق همچون کاهی به هوا می‌رود؛ این عشق، طوفانی بسیار مهیب و پرقدرت است.

نکته ادبی: صرصر واژه‌ای قرآنی به معنای باد بسیار سرد و سهمگین است که در اینجا برای ترسیم ویرانگری عشق به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

استعاره صرصر

تشبیه نیروی ویرانگر عشق به باد سرد و سهمگین (صرصر) برای نمایش قدرت تخریب‌کنندگی آن.

تشبیه عقل همچو کوه

مقایسه عقل با کوه برای نشان دادن ابهت و استواری آن که با وجود این همه، در برابر عشق ضعیف جلوه می‌کند.

مبالغه ببست خواب مرا جاودانه

اغراق در شدت بی‌خوابی عاشق برای نشان دادن وضعیت حاد و غیرقابل‌بازگشت او.