دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۳۰۷۰

مولوی
اگر به خشم شود چرخ هفتم از تو بری به جان من که نترسی و هیچ غم نخوری
اگر دلت به بلا و غمش مشرح نیست یقین بدانک تو در عشق شاه مختصری
ز رنج گنج بترس و ز رنج هر کس نی که خشم حق نبود همچو کینه بشری
چو غیر گوهر معشوق گوهری دانی تو را گهر نپذیرد ازانک بدگهری
وگر چو حامله لرزان شوی به هر بویی ز حاملان امانت بدانک بو نبری
پسند خویش رها کن پسند دوست طلب که ماند از شکر آن کس که او کند شکری
ز ذوق خویش مگو با کسی که همدل نیست ازانک او دگرست و تو خود کسی دگری

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این منظومه با زبانی عارفانه و تعلیمی، نقشه راه سالکان و عاشقان حقیقت را ترسیم می‌کند. شاعر بر این باور است که راه عشق، مسیری است که با آزمون‌های دشوار و رنج‌های پی‌درپی هموار می‌شود و تنها کسانی که دل از تعلقات دنیوی و خودخواهی‌های خویش برکنده باشند، می‌توانند در این وادی گام نهند. محور اصلی سخن، دعوت به تسلیم کامل در برابر خواست معشوق و دوری از مصلحت‌سنجی‌های شخصی است.

در نگاه شاعر، هرگونه دلبستگی به غیر از حقیقتِ یگانه (معشوق)، نشان از ناپاکی و بی‌اصالتی جوهرِ وجودی سالک دارد. او با تأکید بر استقامت در برابر ناملایمات و حفظ اسرار درونی، هشدار می‌دهد که درک حقیقتِ امانت الهی، تنها نصیب کسانی می‌شود که در برابر هر حادثه‌ای نلرزند و با هر نسیمی دگرگون نشوند. این اثر، دعوتی است به خلوص نیت و رهایی از بند «منِ خویش» برای رسیدن به شهد شیرین وصال.

معنای روان

اگر به خشم شود چرخ هفتم از تو بری به جان من که نترسی و هیچ غم نخوری

اگر تمام آسمان‌ها و جهان هستی از تو روی برگردانند و با تو دشمن شوند، قسم به جان خودم که نباید بترسی و هیچ نگرانی به دل راه دهی.

نکته ادبی: چرخ هفتم کنایه از افلاک و کل هستی است و بری به معنای بیزار و جداست.

اگر دلت به بلا و غمش مشرح نیست یقین بدانک تو در عشق شاه مختصری

اگر قلبت در برابر سختی‌ها و اندوهِ ناشی از عشق، گشوده و آماده پذیرش نیست، یقین داشته باش که در درگاهِ شاهِ هستی، عاشقی سطحی و ناچیز هستی.

نکته ادبی: مشرح در لغت به معنای گشوده و کالبدشکافی شده است و اینجا کنایه از پذیرا بودن دل است.

ز رنج گنج بترس و ز رنج هر کس نی که خشم حق نبود همچو کینه بشری

فقط از آن رنجی بترس که تو را به گنج (دنیوی یا کاذب) پیوند می‌دهد، نه از رنج‌هایی که از جانب مردم می‌رسد؛ زیرا خشم خداوند مانند کینه‌توزی انسان‌ها از روی جهل نیست (و در آن حکمتی نهفته است).

نکته ادبی: رنج گنج ترکیبی است که به زحمت‌های دنیوی اشاره دارد و خشم حق با کینه بشری در تقابل است.

چو غیر گوهر معشوق گوهری دانی تو را گهر نپذیرد ازانک بدگهری

اگر غیر از گوهرِ وجودی معشوق، چیز دیگری را به عنوان ارزشمندترین سرمایه و گوهر بشناسی، آن حقیقتِ اصلی تو را نمی‌پذیرد، چرا که ذات تو ناپاک و بی‌اصالت است.

نکته ادبی: بدگهری به معنای ناپاکی در اصل و جوهر وجودی است که مانعِ هم‌نشینی با حقیقت می‌شود.

وگر چو حامله لرزان شوی به هر بویی ز حاملان امانت بدانک بو نبری

و اگر مانند زن باردار، با هر شایعه و اتفاق کوچکی دچار لرزش و اضطراب می‌شوی، بدان که از حقیقتِ «امانت الهی» هیچ بویی نبرده‌ای و آن را درک نکرده‌ای.

نکته ادبی: حاملان امانت اشاره به آیه‌ای از قرآن است و بو نبردن کنایه از بی‌اطلاعی و عدم درک حقیقت است.

پسند خویش رها کن پسند دوست طلب که ماند از شکر آن کس که او کند شکری

پسند و سلیقه خودت را کنار بگذار و خواستِ محبوب را دنبال کن؛ چرا که فقط کسی به شیرینیِ حقیقت می‌رسد که از شیرینی‌های زودگذرِ دنیوی بگذرد.

نکته ادبی: آرایه جناس و بازی با واژه شکر به معنای ماده شیرین و سپاسگزاری است.

ز ذوق خویش مگو با کسی که همدل نیست ازانک او دگرست و تو خود کسی دگری

از حالات و ذوق‌های درونی‌ات با کسی که همدل و هم‌نفس تو نیست، سخنی نگو؛ زیرا او از دنیایی دیگر است و تو صاحبِ عالمی دیگر هستی و بین شما تفاوت بنیادی وجود دارد.

نکته ادبی: همدل به معنای همراه و همرنگ در مسیر سلوک است.

آرایه‌های ادبی

استعاره چرخ هفتم

اشاره به افلاک و کائنات که در قدیم هفت طبقه تصور می‌شد و نماد تقدیر و سرنوشت است.

جناس و ایهام شکر / شکری

بازی با واژه شکر که هم به معنای ماده شیرین (نماد لذت دنیوی) است و هم به معنای سپاسگزاری و شکر کردن در برابر دوست.

تلمیح حاملان امانت

اشاره به آیه هفتاد و دوم سوره احزاب درباره امانتی که آسمان‌ها و زمین از پذیرش آن سرباز زدند و انسان آن را به دوش کشید.

نماد گوهر

نماد حقیقتِ ناب و ارزش والای معشوق در برابر جواهراتِ کم‌ارزش دنیوی.