دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۲۹۱۱

مولوی
طبع چیزی نو به نو خواهد همی چیز نو نو راهرو خواهد همی
سر نو خواهی که تا خندان شود سر دو گوش سرشنو خواهد همی
جان پاکان طالب جان زر است جان حیوان کاه و جو خواهد همی
گفته مستان ساقیا هل من مزید ساقی از مستان گرو خواهد همی
رو به سر چون سیل تا بحر حیات جوی کن کان آب گو خواهد همی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به تبیینِ ماهیتِ کمال‌طلب و پویایِ انسان و ضرورتِ تحولِ درونی برای رسیدن به حقیقتی متعالی می‌پردازد. شاعر تأکید دارد که روحِ آدمی همواره در پیِ تجربیات و حالاتی نو است و برای دستیابی به این تازگی، نیاز به آمادگیِ ذهنی، گوشِ شنوا و در نهایت، رها کردنِ دلبستگی‌های صرفاً مادی دارد.

پیامِ کلیدیِ این کلام، دعوت به حرکت و تلاشی است که نه برای تأمینِ نیازهای جسمانی، بلکه برای رشدِ جان صورت می‌گیرد. شاعر هشدار می‌دهد که وصالِ حقیقت، تنها نصیبِ کسانی می‌شود که همچون جویبار، مجرایِ وجودِ خود را برای پذیرشِ سیلابِ رحمتِ الهی گشوده‌اند و در این راه، از هیچ فداکاری و سرسپردگی دریغ نمی‌ورزند.

معنای روان

طبع چیزی نو به نو خواهد همی چیز نو نو راهرو خواهد همی

ذات و سرشتِ انسان همواره به دنبالِ دگرگونی و امور تازه است و این تجددِ دائمی، انسانی را می‌طلبد که در راهِ حق، پوینده و پویا باشد.

نکته ادبی: واژه "همی" در پایانِ هر دو مصراع، نشان‌دهنده تداوم و استمرارِ فعل در ادبیاتِ کهن است.

سر نو خواهی که تا خندان شود سر دو گوش سرشنو خواهد همی

اگر در پیِ آن هستی که باطن و درونِ تو شادمان و خندان شود، باید گوش‌های جانت را برای شنیدنِ حقیقت آماده و شنوا کنی.

نکته ادبی: "سرشنو" به معنای کسی است که سرِ (تمایلِ) شنیدن دارد و کنایه از آمادگیِ درونی برای دریافتِ کلام است.

جان پاکان طالب جان زر است جان حیوان کاه و جو خواهد همی

جان‌های پاک و متعالی، طالبِ گوهرهایِ معنوی و حقیقتِ الهی (زر) هستند، اما جانِ کسی که در بندِ هوایِ نفس و حیوانیت است، تنها به دنبالِ رفعِ نیازهای مادی و ناچیز (کاه و جو) است.

نکته ادبی: تقابلِ "زر" و "کاه و جو" نشان‌دهنده تضاد میان ارزش‌های معنوی و نیازهای مادی است.

گفته مستان ساقیا هل من مزید ساقی از مستان گرو خواهد همی

عاشقانِ حقیقت همواره در طلبِ فیضِ بیشتر فریاد می‌زنند که «آیا باز هم هست؟»، اما ساقیِ ازلی (خداوند) در برابرِ این عطش، از مستانِ راهِ خود «گرو» یا بهایی که همان تسلیمِ کاملِ جان است، می‌طلبد.

نکته ادبی: "هل من مزید" اشاره‌ای است به آیه سی‌ام سوره ق در قرآن کریم که به طمعِ دوزخیان اشاره دارد، اما اینجا در معنای عرفانیِ اشتیاقِ سالک به کار رفته است.

رو به سر چون سیل تا بحر حیات جوی کن کان آب گو خواهد همی

همچون سیلابی که به سوی دریا می‌رود، تو نیز شتابان به سمتِ دریایِ حقیقت حرکت کن و در وجودت مجرا و بستری بساز؛ چرا که این آبِ حیات، به دنبالِ بستری برای جاری شدن است.

نکته ادبی: "بحر حیات" استعاره از عالمِ معنا و فیضِ الهی است که به سیل تشبیه شده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره بحر حیات

به کار بردنِ دریا برای توصیفِ وسعت و عمقِ حقیقت و زندگیِ جاویدان.

نمادپردازی کاه و جو

نمادی از خواسته‌ها و امیالِ سطحِ پایینِ مادی و دنیوی که در برابرِ زرِ معنوی قرار گرفته است.

جناس و تکرار نو به نو

تکرارِ واژه برای تأکید بر استمرار و پویاییِ ذاتِ انسان در جستجویِ تغییر.

تشبیه رو به سر چون سیل

تشبیه حرکتِ سالک به سمتِ حق به جریانِ سیل که با شتاب و قدرت به سوی مقصد (دریا) می‌رود.