دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۲۸۸۱

مولوی
گر تو ما را به جفای صنمان ترسانی شکم گرسنگان را تو به نان ترسانی
و به دشنام بتم آیی و تهدید دهی مردگان را بنشانی و به جان ترسانی
ور به مجنون سقطی از لب لیلی آری همچو مخمورکش از رطل گران ترسانی
من که چون دیگ بر آتش ز تبش خشک لبم گوش آنم کم از آن چرب زبان ترسانی
گرگ هجران پی من کرد و مرا ننگ آورد گرگ ترسد نه من ار تو به شبان ترسانی
باده ای گر تو ز تلخی ویم بیم دهی ساده ای گر مگسان را تو بخوان ترسانی
پاکبازند و مقامر که در این جا جمعند نیست تاجر که تو او را به زیان ترسانی
چون خیالات لطیفند نه خونند و نه گوشت که تو تیری بزنی یا به کمان ترسانی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل سرشار از حال و هوای عرفانی و حماسی است و گویای مقام استغنای عاشقی است که از بند تعلقات و ترس‌های دنیوی رسته است. شاعر با زبانی قاطع و طنزآمیز، تهدیدها و هشدارهای مادی را در برابر شور و سرمستیِ درونیِ عاشق، اموری بی‌اساس و مضحک برمی‌شمارد.

درونمایه‌ی اصلی این اثر، نفیِ سلطه‌ی ترس‌های دنیوی بر جانِ شیفته است. سالک در این فضا، خود را از سنخِ مادیان و سوداگران جدا می‌بیند و با اطمینان از حمایتِ الهی، هجمه‌ها و ملامت‌ها را نه تنها تهدید نمی‌بیند، بلکه نشانه‌ی ناآگاهیِ بیگانگان از اسرار عشق می‌داند.

معنای روان

گر تو ما را به جفای صنمان ترسانی شکم گرسنگان را تو به نان ترسانی

اگر می‌خواهی با ستمِ معشوقان مرا بترسانی، مثل این است که بخواهی شکمِ گرسنه‌ای را با نان بترسانی؛ یعنی این کار بیهوده است زیرا عاشقِ دل‌سوخته، به استقبالِ رنج‌های معشوق می‌رود.

نکته ادبی: صنمان: جمع صنم به معنای بت‌ها، در عرفان استعاره از معشوقانِ زیباست.

و به دشنام بتم آیی و تهدید دهی مردگان را بنشانی و به جان ترسانی

اگر با دشنام و تهدید به سراغ من می‌آیی تا مرا بیمناک کنی، مانند این است که بخواهی مردگان را با جان بخشیدن بترسانی؛ عاشق که از خودیِ خویش فانی شده، دیگر از مرگ و دشنام هراسی ندارد.

نکته ادبی: سقط: در متون کهن به معنای سخن زشت و دشنام به کار می‌رود.

ور به مجنون سقطی از لب لیلی آری همچو مخمورکش از رطل گران ترسانی

حتی اگر بخواهی با نقل کردنِ دشنام‌های لیلی، مجنون را بیازاری، همچون کسی هستی که بخواهد مستی را با نشان دادنِ جامی بزرگ بترساند؛ عاشق به آنچه مایه‌ی آزارِ دیگران است، دلبسته است.

نکته ادبی: رطل گران: پیاله‌ی بزرگ شراب که در عرفان نماد مستی و بی‌خودی است.

من که چون دیگ بر آتش ز تبش خشک لبم گوش آنم کم از آن چرب زبان ترسانی

من که همچون دیگی بر آتش، از حرارتِ عشق لب‌هایم خشکیده و وجودم در التهاب است، اصلاً گوش شنوایی برای شنیدنِ تهدیدهای تو ندارم؛ زیرا درونم بسیار داغ‌تر از تهدیدهایِ زبانی توست.

نکته ادبی: دیگ بر آتش: استعاره از جانِ پرشور و ملتهبِ عاشق.

گرگ هجران پی من کرد و مرا ننگ آورد گرگ ترسد نه من ار تو به شبان ترسانی

گرگِ هجران مرا در پی گرفت و باعثِ رسوایی و ننگ من شد؛ اما اگر تو بخواهی مرا با ترساندن از این گرگ بترسانی، بیهوده است، زیرا وقتی شبانی چون خداوند محافظِ من باشد، دیگر از گرگ ترسی ندارم.

نکته ادبی: شبان: استعاره از خداوند یا پیرِ کامل و راهنما.

باده ای گر تو ز تلخی ویم بیم دهی ساده ای گر مگسان را تو بخوان ترسانی

اگر می‌خواهی با تلخیِ شرابِ عشق مرا بترسانی، در اشتباهی؛ تو بسیار ساده‌لوح هستی که می‌خواهی مگسان را با نشان دادنِ خوانِ نعمت (شراب) فراری دهی، در حالی که آن‌ها شیفته‌ی آن هستند.

نکته ادبی: خوان: به معنای سفره است و تضادِ معنایی با مگسان دارد.

پاکبازند و مقامر که در این جا جمعند نیست تاجر که تو او را به زیان ترسانی

کسانی که در این محفل جمع شده‌اند، همگی از جان‌گذشتگان و قماربازانِ عشق هستند، نه تاجرانِ ترسویی که تو بخواهی آنان را با ترسِ از زیان و ضرر به خودشان بلرزانی.

نکته ادبی: پاکباز: کسی که در راه عشق، همه چیزِ خود را فدا می‌کند.

چون خیالات لطیفند نه خونند و نه گوشت که تو تیری بزنی یا به کمان ترسانی

وجودِ ما مانند خیالات و ارواحی لطیف است که نه خون دارد و نه گوشت؛ بنابراین سلاح‌های مادیِ تو مانند تیر و کمان، هیچ اثری بر حقیقتِ معنویِ ما ندارد.

نکته ادبی: خیالات لطیف: اشاره به مقامِ تجرد و سبک‌باریِ عارفان.

آرایه‌های ادبی

تمثیل شکم گرسنگان را به نان ترسانی

تمثیل برای نشان دادن بی‌تأثیریِ تهدیدهای دنیا بر عاشق.

تضاد گرسنه و نان

تقابل میان نیازِ عاشق و آنچه دیگران آن را تهدید می‌پندارند.

استعاره گرگ هجران

هجران به گرگی درنده تشبیه شده که به جانِ عاشق می‌افتد.

تناقض (پارادوکس) مردگان را بنشانی و به جان ترسانی

استفاده از امر محال برای نشان دادن بی‌اثر بودنِ تهدید.

تلمیح مجنون و لیلی

اشاره به داستان مشهور عاشقانه برای تقویتِ مفهومِ بی‌نیازیِ عاشق.