دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۲۷۷۱

مولوی
ای قلب و درست را روایی پیش تو که زفت کیمیایی
در ره خر بد ز اسب رهوار از فضل تو کرده پیش پایی
گر پای سگی ره تو کوبد بر شیر وغاش برفزایی
در عشق تو پاشکستگانند دارند امید پرگشایی
در تو مگسی چو دل ببندد یابد ز درت پر همایی
فضل تو علی هین گفت تا نگشاید ره گدایی
خاموش که هر محال و صعبی آسان شود از کف خدایی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار ترسیم‌کننده قدرتِ دگرگون‌سازِ فضل و عنایت الهی است. شاعر با بهره‌گیری از تمثیل‌های متنوع، نشان می‌دهد که چگونه نگاهِ لطفِ حق، موجودات ضعیف و بی‌مقدار را به جایگاه‌های بلند و باشکوه می‌رساند و منطقِ عشق، محدودیت‌های ذاتی را برمی‌دارد.

در فضای این ابیات، تأکید بر تسلیم و سکوت در برابر اراده الهی است. شاعر می‌گوید که نزد خداوند، هیچ محالی وجود ندارد و فضلِ او چنان گسترده است که ناتوان‌ترینِ موجودات نیز می‌توانند با مددِ او به اوج کمال دست یابند و راه بر فقر و درماندگی بسته شود.

معنای روان

ای قلب و درست را روایی پیش تو که زفت کیمیایی

ای کسی که سکه تقلبی و اصلی نزد تو سنجیده می‌شود و ارزش می‌یابد؛ در برابر تو که کیمیاگرِ قدرتمند هستی، هر چیزِ بی‌ارزشی به طلا بدل می‌شود.

نکته ادبی: روایی به معنای رواج داشتن و اعتبار یافتن سکه است و زفت در اینجا به معنای بزرگ و عظیم به کار رفته که به قدرتِ دگرگون‌کنندگیِ کیمیا اشاره دارد.

در ره خر بد ز اسب رهوار از فضل تو کرده پیش پایی

خرِ ناتوانی که در مسیر از اسبِ تیزپا عقب مانده بود، به لطف و بخششِ تو از او پیشی گرفته و در جایگاه برتر قرار گرفته است.

نکته ادبی: تضاد میان خر و اسب برای نمایش فاصله میان ناتوانی و توانایی در سلوک است.

گر پای سگی ره تو کوبد بر شیر وغاش برفزایی

اگر سگِ که در جایگاه پست قرار دارد، قدم در راه تو بگذارد، تو چنان بر شأن او می‌افزایی که از شیرهایِ درنده و سهمگین نیز فراتر می‌رود.

نکته ادبی: وغا به معنای صدایِ جنگ و فریاد است و در اینجا به شیرِ خشمگین و جنگنده اشاره دارد.

در عشق تو پاشکستگانند دارند امید پرگشایی

عاشقانِ تو که در مسیرِ عشق ناتوان شده و از حرکت بازمانده‌اند، به امیدِ رسیدن به اوج و رهایی، به لطفِ تو دل بسته‌اند.

نکته ادبی: پاشکستگان استعاره از سالکانِ ناتوانی است که در طی طریقِ عشق دچارِ سختی شده‌اند.

در تو مگسی چو دل ببندد یابد ز درت پر همایی

هرگاه موجودِ ضعیفی همچون مگس به تو دلبسته شود، تو از آستانِ خود به او جایگاهِ رفیعِ همایِ سعادت را عطا می‌کنی.

نکته ادبی: هما نمادِ شکوه و پادشاهی در ادبیات فارسی است و مگس نمادِ حقارت.

فضل تو علی هین گفت تا نگشاید ره گدایی

فضل و بخششِ تو، ای علی (ع)، حقیقت را آشکار کرد تا راه بر فقر و بیچارگیِ معنوی بسته بماند.

نکته ادبی: هین در اینجا به معنای توجه دادن و آگاه کردن است و اشاره به مقامِ بخشندگیِ حضرت علی (ع) دارد.

خاموش که هر محال و صعبی آسان شود از کف خدایی

سکوت کن؛ چرا که هر کارِ دشوار و ناممکنی، به دستِ قدرتِ الهی به سادگی حل می‌شود.

نکته ادبی: محال و صعب کلماتی عربی برای اشاره به دشواری‌هایِ غیرقابلِ عبور هستند.

آرایه‌های ادبی

تضاد خر و اسب، سگ و شیر، مگس و هما

شاعر با استفاده از تقابل میان موجودات ضعیف و قوی، قدرتِ دگرگون‌سازِ عشق و فضلِ الهی را به تصویر می‌کشد.

استعاره کیمیایی

تشبیه فضل الهی به کیمیا که مسِ وجودِ آدمی را به طلا بدل می‌کند.

تلمیح علی

اشاره به منزلتِ حضرت علی (ع) به عنوانِ مظهرِ جود و بخشش و علم.