دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۲۷۵۳

مولوی
ای آنک تو شاه مطربانی زان دلبرکش بگو که دانی
خواهم که دو عشر ای خوش آواز از مصحف حسن او بخوانی
در هر حرفیش مستمع را بگشاید چشمه معانی
سینش گوید که فاستجیبوا نونش گوید که لن ترانی
ای طره او چه پای بندی وی غمزه او چه بی امانی
از نرگس او است ای گل سرخ کان اطلس سرخ می درانی
ماندم ز تمام کردن این باقیش تو بگو بر این نشانی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه شعری، ستایش‌نامه‌ای عرفانی است که در آن شاعر با زبانی نمادین و استعاری، از یک راهنما یا نوازنده‌ی جان می‌خواهد تا از زیبایی بی‌کرانِ معشوق سخن بگوید. در این فضا، زیبایی معشوق به کتابی آسمانی (مصحف) تشبیه شده که هر جزء و حرف آن، رازی از حقایق هستی را در خود نهان دارد و آدمی را به حیرت واداشته است.

شاعر در این ابیات، پیوند میان ساحتِ کلام و ساحتِ جمال را به تصویر می‌کشد؛ به طوری که هر ویژگی ظاهری معشوق، حامل پیامی عرفانی است که در نهایت به ناتوانی شاعر در وصف این کمال و واگذاری سخن به پیر و راهنما ختم می‌شود.

معنای روان

ای آنک تو شاه مطربانی زان دلبرکش بگو که دانی

ای که تو پیشوای نوازندگانِ معنوی و صاحبِ درکِ والایی هستی، از آن معشوقِ دل‌ربا که تو او را خوب می‌شناسی، برای من سخن بگو.

نکته ادبی: مطرب در اینجا به معنای نوازنده روح و راهنمای طریقت است. ضمیر تو به مخاطبِ الهی یا پیرِ کامل اشاره دارد.

خواهم که دو عشر ای خوش آواز از مصحف حسن او بخوانی

ای خوش‌آواز، از تو می‌خواهم که دو جزء از کتابِ زیبایی‌های او را برایم بخوانی تا جانم بهره‌مند شود.

نکته ادبی: مصحف حسن استعاره‌ای است که زیبایی معشوق را به کتاب مقدس تشبیه کرده است. عشر به معنای یک دهم است که در اینجا برای اشاره به اجزای کتاب به کار رفته است.

در هر حرفیش مستمع را بگشاید چشمه معانی

در هر حرفی از این کتابِ زیبایی، برای آن کسی که آماده شنیدن و دریافت حقیقت است، چشمه‌ای از معانی عمیق و اسرار الهی جاری می‌شود.

نکته ادبی: مستمع در اینجا تنها شنونده نیست، بلکه سالکی است که به گوشِ جان حقیقت را می‌شنود.

سینش گوید که فاستجیبوا نونش گوید که لن ترانی

حرف 'سین' او (به‌اشاره) می‌گوید: 'فرمان ببرید' و حرف 'نون' او می‌گوید: 'تو هرگز (در این مقامِ محدود عقل) مرا نخواهی دید'.

نکته ادبی: تلمیح به آیه قرآن: «لن ترانی» اشاره به داستان حضرت موسی در کوه طور دارد که نماد تجلی خداوند است که عقلِ جزئی توان دیدن آن را ندارد.

ای طره او چه پای بندی وی غمزه او چه بی امانی

ای که گیسوان او چه دامِ محکمی برای دل‌هاست و ای که نگاهِ تند و بُرنده او چقدر بی‌رحم و بی‌امان است.

نکته ادبی: طره به معنای گیسو و غمزه به معنای اشاره چشم است که هر دو از موانعِ راه سالک برای رسیدن به سکون است.

از نرگس او است ای گل سرخ کان اطلس سرخ می درانی

ای گل سرخ، تمام این شور و شیدایی که باعث شده جامه‌ی سرخ (گلبرگ) خود را پاره کنی، به خاطر تأثیر نگاهِ نافذ و مخمورِ اوست.

نکته ادبی: نرگس نماد چشم است که به سبب خواب‌آلودگی و خماری شهرت دارد. اطلس سرخ نماد گلبرگ‌های گل است که به جامه تشبیه شده.

ماندم ز تمام کردن این باقیش تو بگو بر این نشانی

من از به پایان رساندنِ این وصف ناتوان ماندم؛ باقیِ این سخن را تو بگو و این مسیر را به همان سبک و سیاق ادامه بده.

نکته ادبی: شاعر با تواضعِ هنری، ناتوانی خود را در وصفِ جمالِ مطلق ابراز کرده و ادای سخن را به پیرِ خود واگذار می‌کند.

آرایه‌های ادبی

استعاره مکنیه مصحف حسن

تشبیه زیبایی معشوق به کتاب مقدس که حاوی اسرار الهی است.

تلمیح لن ترانی

اشاره به داستان قرآنیِ حضرت موسی و تقاضای رؤیت خداوند که به «لن ترانی» پاسخ داده شد.

تشخیص (جان‌بخشی) سینش گوید... نونش گوید

حروفِ کلمه، دارای زبان و قدرتِ بیان شده‌اند که نشان از نفوذِ امرِ الهی در تمامی اجزای هستی دارد.

نمادگرایی نرگس

به کار بردن گل نرگس برای توصیف چشمِ معشوق به دلیل خماری و شکلِ آن.