دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۲۷۰۷

مولوی
کجایید ای شهیدان خدایی بلاجویان دشت کربلایی
کجایید ای سبک روحان عاشق پرنده تر ز مرغان هوایی
کجایید ای شهان آسمانی بدانسته فلک را درگشایی
کجایید ای ز جان و جا رهیده کسی مر عقل را گوید کجایی
کجایید ای در زندان شکسته بداده وام داران را رهایی
کجایید ای در مخزن گشاده کجایید ای نوای بی نوایی
در آن بحرید کاین عالم کف او است زمانی بیش دارید آشنایی
کف دریاست صورت های عالم ز کف بگذر اگر اهل صفایی
دلم کف کرد کاین نقش سخن شد بهل نقش و به دل رو گر ز مایی
برآ ای شمس تبریزی ز مشرق که اصل اصل اصل هر ضیایی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل یکی از شورانگیزترین و عرفانی‌ترین سروده‌های ادبیات فارسی است که شاعر در آن با زبانی سرشار از اشتیاق و حزنِ متعالی، به دنبال یافتنِ آنانی است که از بندِ تعلقات دنیوی و قفسِ تن رسته و به ساحت حقیقت و بی‌کرانگیِ الهی راه یافته‌اند. در این اثر، شاعر با مخاطب قرار دادنِ ارواحِ بلندپرواز و رهاشدگان از قیدِ زمان و مکان، گویی به دنبالِ هم‌نفسان و هم‌رازانِ خویش در اقلیمِ معنا می‌گردد.

فضای حاکم بر این غزل، تقابلِ میانِ عالمِ صورت (که فانی و همچون کفِ روی دریاست) و عالمِ معنا (که اقیانوسِ حقیقت و سرچشمه‌ی نور است) می‌باشد. شاعر با نفیِ دلبستگی به ظاهر و کلمات، خواننده را دعوت می‌کند که از سطحِ ناپایدارِ زندگی فراتر رود و به اعماقِ جان، که جایگاهِ تجلیِ حق و شمسِ حقیقت است، نظر دوزد.

معنای روان

کجایید ای شهیدان خدایی بلاجویان دشت کربلایی

ای شهیدانی که در راه خدا جان باخته‌اید و ای کسانی که مشتاقانه در میدانِ بلا و آزمایشِ عشقِ الهی قدم نهاده‌اید، اکنون کجایید؟

نکته ادبی: بلاجویان در اینجا به معنای طالبانِ سختی و آزمون‌های سختِ الهی است که لازمه‌ی رسیدن به کمال است.

کجایید ای سبک روحان عاشق پرنده تر ز مرغان هوایی

ای سبک‌روحانی که از تعلقاتِ دنیا رها شده‌اید و از مرغانِ هوایی نیز در پرواز به سوی عالمِ معنا پیشی گرفته‌اید، کجا منزل گزیده‌اید؟

نکته ادبی: پرنده‌تر به معنایِ پروازگرتر و رها‌تر است که نشان‌دهنده‌ی خروج از قفسِ تن است.

کجایید ای شهان آسمانی بدانسته فلک را درگشایی

ای پادشاهانِ عالمِ ملکوت، ای کسانی که راهِ گشودنِ درهای آسمان و اسرارِ غیب را به خوبی آموخته‌اید، اکنون در کدام مقامید؟

نکته ادبی: بدانسته فلک را درگشایی یعنی راهِ آسمان و گشایشِ اسرارِ عالم بالا را یافته‌اید.

کجایید ای ز جان و جا رهیده کسی مر عقل را گوید کجایی

ای کسانی که از بندِ جان و مکان رسته و به آزادیِ مطلق رسیده‌اید؛ جایگاهِ شما چنان فراتر از ادراک است که عقلِ بشری حتی نمی‌تواند آدرس و نشانی از شما بپرسد.

نکته ادبی: مر در اینجا حرف اضافه نیست، بلکه نشانه‌ی مفعولی است و کسی مر عقل را گوید یعنی: کسی به عقل نمی‌گوید.

کجایید ای در زندان شکسته بداده وام داران را رهایی

ای کسانی که قفسِ زندانِ تن و خودپرستی را شکسته‌اید و با بخششِ روح و جان، دیگران را از بندِ ناامیدی و نیاز رها ساخته‌اید، کجایید؟

نکته ادبی: وام‌داران کنایه از کسانی است که در بندِ تعلقات و اسارتِ نفس گرفتارند.

کجایید ای در مخزن گشاده کجایید ای نوای بی نوایی

ای کسانی که خزانه و مخزنِ اسرارِ الهی را بر روی خود و دیگران گشوده‌اید، ای فریادرسانِ کسانی که در عینِ بی‌نوایی، نوایی از حقیقت در سر دارند، کجا پنهان شده‌اید؟

نکته ادبی: نوای بی‌نوایی ترکیبی متناقض‌نما (پارادوکس) است که به معنای داراییِ معنوی در عینِ فقرِ ظاهری است.

در آن بحرید کاین عالم کف او است زمانی بیش دارید آشنایی

شما در آن اقیانوسِ بی‌کرانِ حقیقتی غوطه‌ورید که این جهانِ مادی، تنها کفِ روی آن محسوب می‌شود؛ ای کاش لحظه‌ای بیشتر با ما آشنایی و معاشرت می‌کردید.

نکته ادبی: بحر در اینجا استعاره از ذاتِ الهی و عالم معناست که محیط بر جهان است.

کف دریاست صورت های عالم ز کف بگذر اگر اهل صفایی

تمامیِ پدیده‌ها و نقش‌های این جهان، همچون کفِ روی دریا ناپایدار و بی‌اعتبار هستند؛ اگر طالبِ حقیقت و پاکی هستی، از این صورت‌های ظاهری بگذر و به دنبالِ اصل باش.

نکته ادبی: کفِ دریا استعاره از عالمِ کثرت و ظواهرِ دنیوی است که زوال‌پذیر است.

دلم کف کرد کاین نقش سخن شد بهل نقش و به دل رو گر ز مایی

دلِ من به خاطرِ اشتیاقِ زیاد، همچون دریا کف کرد و این سخنان و شعر حاصلِ آن شد؛ حال که این کلمات را گفتم، تو از این صورتِ سخن بگذر و اگر از ما هستی، به سوی عمقِ جان و حقیقتِ دل حرکت کن.

نکته ادبی: بهل (امر از هلیدن) به معنای رها کن و واگذار است.

برآ ای شمس تبریزی ز مشرق که اصل اصل اصل هر ضیایی

ای شمس تبریزی، از مشرقِ جان طلوع کن و بتاب، چرا که تو سرچشمه‌ی اصلیِ هر نور و هر روشنی و حقیقتی هستی.

نکته ادبی: اصلِ اصلِ اصل (تکرار) برای تأکید بر جایگاهِ وجودیِ شمس به عنوانِ راهنما و مظهرِ نورِ الهی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره کف دریا

تشبیه جهان و پدیده‌های دنیوی به کفِ روی آب که ظاهری دارد اما بی‌ریشه و ناپایدار است.

ندا کجایید ای...

استفاده از حروف ندا در ابتدای ابیات برای نشان دادنِ اشتیاق و طلبِ عمیقِ شاعر.

پارادوکس (متناقض‌نما) نوای بی‌نوایی

جمعِ دو مفهومِ متضاد برای نشان دادنِ داراییِ معنوی در اوجِ فقرِ دنیوی.

تلمیح دشت کربلایی

اشاره به واقعه کربلا و مفهومِ والای ایثار و شهادت در راه حقیقت.