دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۲۶۸۰

مولوی
چنین باشد چنین گوید منادی که بی رنجی نبینی هیچ شادی
چه مایه رنج ها دیدی تو هر روز تأمل کن از آن روزی که زادی
چه خون از چشم و دل ها برگشاده ست که تا تو چشم در عالم گشادی
خداوندا اگر آهن بدیدی ز اول آن کشاکش کش تو دادی
ز بیم و ترس آهن آب گشتی گدازیدی نپذرفتی جمادی
ولیک آن را نهان کردی ز آهن به هر روز اندک اندک می نهادی
چو آهن گشت آیینه به آخر بگفتا شکر ای سلطان هادی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه شعری حکیمانه است که به تبیین فلسفه رنج در زندگی انسان می‌پردازد. شاعر با تمثیلی زیبا، مسیر تکامل روح آدمی را به فرآیند صیقل خوردن آهن برای تبدیل شدن به آینه تشبیه می‌کند.

پیام اصلی این است که دشواری‌ها و سختی‌هایی که در زندگی تجربه می‌کنیم، بی‌هدف نیستند؛ بلکه تدبیر حکیمانه‌ای هستند که ذره‌ذره و گام‌به‌گام روح ما را صیقل می‌دهند تا ناپاکی‌ها زدوده شده و به درخشش و کمال برسیم.

معنای روان

چنین باشد چنین گوید منادی که بی رنجی نبینی هیچ شادی

حقیقت این‌گونه است که پیام‌دهنده هستی می‌گوید: تو هرگز بدون تحمل سختی‌ها و رنج‌های راه، به شادی و کمال حقیقی دست نخواهی یافت.

نکته ادبی: منادی به معنای ندا‌دهنده یا پیام‌آور حقیقت است و در اینجا استعاره از قانون هستی است.

چه مایه رنج ها دیدی تو هر روز تأمل کن از آن روزی که زادی

نگاهی به گذشته خود بینداز و تأمل کن که از لحظه تولد تا به امروز، چه میزان دشواری و رنج را در زندگی تجربه کرده‌ای.

نکته ادبی: تأمل در اینجا به معنای درنگ کردن و اندیشیدن عمیق است.

چه خون از چشم و دل ها برگشاده ست که تا تو چشم در عالم گشادی

از روزی که چشم به این جهان گشوده‌ای، بسیاری از افراد رنج کشیده‌اند و خون‌دل خورده‌اند؛ این روال طبیعی عالم است.

نکته ادبی: خون از چشم و دل برگشادن کنایه از رنج بسیار و گریستن‌های عمیق است.

خداوندا اگر آهن بدیدی ز اول آن کشاکش کش تو دادی

خداوندا، اگر آن آهن (که نماد روح آدمی است) می‌توانست از همان ابتدا میزان فشارها و سختی‌هایی را که برای تربیت و کمالش بر او وارد کردی ببیند...

نکته ادبی: کشاکش در اینجا استعاره از سختی‌ها و کشمکش‌های مسیر تزکیه است.

ز بیم و ترس آهن آب گشتی گدازیدی نپذرفتی جمادی

از شدت ترس و بیمِ آن فشارهای سهمگین، از پا در می‌آمد و قالب و صلابت خود را از دست می‌داد و تابِ این دگرگونی را نمی‌آورد.

نکته ادبی: جمادی اشاره به حالت خام، صلب و بی‌جان بودن آهن (نفسِ ناپخته) است.

ولیک آن را نهان کردی ز آهن به هر روز اندک اندک می نهادی

اما تو آن رنج‌های بزرگ را از آهن پنهان داشتی و آن‌ها را به‌تدریج و در مقادیر اندک، روزبه‌روز بر او وارد کردی تا قابل تحمل باشد.

نکته ادبی: نهان کردن نشان‌دهنده رحمت و لطف الهی در مدیریتِ رنج‌ها و سختی‌های مسیر است.

چو آهن گشت آیینه به آخر بگفتا شکر ای سلطان هادی

و چون سرانجامِ کار، آن آهن تیره و خشن تبدیل به آینه‌ای صیقلی شد، شکرگزارِ آن پادشاه و راهنمای حقیقی شد که او را به این جایگاه رساند.

نکته ادبی: آینه استعاره از قلب صاف و شفافی است که حقیقت را بازمی‌تاباند.

آرایه‌های ادبی

نمادپردازی آهن

آهن نمادی از وجود خام و ناپخته انسان است که برای تبدیل شدن به آینه‌ای شفاف (روح کمال‌یافته)، باید در کوره آزمایش‌های الهی قرار گیرد.

تشخیص (شخصیت‌بخشی) گفتن و ترسیدن آهن

به آهن ویژگی‌های انسانی نسبت داده شده تا فرآیند تربیت نفس و کمال‌یابی برای مخاطب ملموس‌تر شود.

کنایه آینه گشتن

کنایه از رسیدن به مقام والای معرفت، پاکی باطن و بازتاب حقیقت است.