دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۲۶۷۶

مولوی
سبک بنواز ای مطرب ربایی بگردان زوتر ای ساقی شرابی
که آورد آن پری رو رنگ دیگر ز چشمه زندگی جوشید آبی
چه آتش زد نهان دلبر به دل ها که مجلس پر شد از بوی کبابی
چرا ای پیر مجلس چنگ پرفن نگویی ناله نی را جوابی
نی نه چشم زان چشمان چه گوید چنین بیدار باشد مست خوابی
دل سنگین چو یابد تاب آن چشم شود در حال او در خوشابی
گدازد هر دو عالم بحر گیرد چون آن مه رو براندازد نقابی
ایا ساقی به اصحاب سعادت بده حالی تو باری خمر نابی
قدم تا فرق پر دارید از این می که بوی شمس تبریزی بیابی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات فضایی پرشور و سرشار از وجد عرفانی را ترسیم می‌کند که در آن شاعر با بیانی نمادین، مخاطب را به حضوری عارفانه و نوشیدن از شراب معرفت دعوت می‌کند. فضای مجلس در این شعر، محفلی روحانی و ملکوتی است که در آن موسیقی، ساقیانِ معنوی و جلوه‌های جمال حق، اسبابِ مستی و بیخودیِ سالکان را فراهم آورده‌اند.

مقصود از این تصویرسازی، توصیفِ حالتی است که در آن، پرده‌هایِ میانِ عاشق و معشوق کنار می‌رود و حقیقتِ هستی در هیئتِ پیرِ مرشد یا معشوقِ ازلی تجلی می‌کند. شاعر با بهره‌گیری از نمادهایی چون 'نی'، 'ساقی'، 'شراب' و 'نقاب'، مخاطب را به سفری درونی برای رسیدن به آن بوی خوشِ یار و درک حقیقت مطلق فرا می‌خواند.

معنای روان

سبک بنواز ای مطرب ربایی بگردان زوتر ای ساقی شرابی

ای نوازنده دل‌ربا، سازت را با چالاکی و سرزندگی بنواز و ای ساقی، جام شراب را با شتاب بیشتری به گردش درآور.

نکته ادبی: سبک در اینجا به معنای چابک و تند است و خطاب به مطرب برای تسریع در ایجاد شور عرفانی به کار رفته است.

که آورد آن پری رو رنگ دیگر ز چشمه زندگی جوشید آبی

زیرا آن زیباروی (معشوق) رنگ و بوی تازه‌ای به جهان بخشیده و از سرچشمه زندگانی، آبی حیات‌بخش جوشیدن گرفته است.

نکته ادبی: پری‌رو استعاره از معشوق کامل یا حقیقت مطلق است و چشمه زندگی اشاره به سرچشمه فیض الهی دارد.

چه آتش زد نهان دلبر به دل ها که مجلس پر شد از بوی کبابی

معشوق چه آتش پنهانی در دل‌های عاشقان افروخته است که بوی سوختنِ دل (کباب‌شدن) سراسر مجلس را پر کرده است؟

نکته ادبی: بوی کباب کنایه از درد و رنجِ ناشی از سوختن در آتش عشق است که در محفلِ عارفان موج می‌زند.

چرا ای پیر مجلس چنگ پرفن نگویی ناله نی را جوابی

ای پیرِ با تجربه و استادِ کارکشته مجلس، چرا به فریاد و ناله نی که نمادِ دوری از اصل خویش است، پاسخی نمی‌دهی؟

نکته ادبی: چنگ پرفن وصف پیرِ راهنماست که در موسیقی عرفانی به ناله نی (عاشق دورافتاده) پاسخ می‌دهد.

نی نه چشم زان چشمان چه گوید چنین بیدار باشد مست خوابی

اصلاً بگذار نی را؛ این چشمانِ معشوق چه می‌گوید؟ چه رازی در این چشمان است که در عین بیداری، مستیِ خواب‌آلودی در آن پیداست؟

نکته ادبی: مست خواب بودن پارادوکس یا متناقض‌نمایی است که نشان‌دهنده هوشیاری در عین بی‌خودیِ عارفانه است.

دل سنگین چو یابد تاب آن چشم شود در حال او در خوشابی

دلِ سخت و تیره آدمی، وقتی گرمایِ نگاهِ آن چشم را می‌بیند، دگرگون شده و همچون مرواریدی شفاف و قیمتی می‌شود.

نکته ادبی: در خوشاب استعاره از مرواریدِ اصل و درخشان است که در اینجا به قلبِ متحول‌شده عاشق اطلاق شده است.

گدازد هر دو عالم بحر گیرد چون آن مه رو براندازد نقابی

هنگامی که آن ماهِ رخسار نقاب از چهره برمی‌گیرد، هستی و هر دو عالم در آن تجلی ذوب می‌شود و وجودِ عاشق، سراسر دریای بیکرانِ حق می‌گردد.

نکته ادبی: گداختن به معنای فنا شدن و ذوب شدن در برابر تجلی حق است که در آن عالم مادی رنگ می‌بازد.

ایا ساقی به اصحاب سعادت بده حالی تو باری خمر نابی

ای ساقی، به یاران و همراهانِ خوش‌بخت و اهل معرفت، از آن شرابِ ناب و بی‌آلایشِ حقیقت، جامی بنوشان.

نکته ادبی: اصحاب سعادت کسانی هستند که به رستگاری و کمالِ معنوی راه یافته‌اند.

قدم تا فرق پر دارید از این می که بوی شمس تبریزی بیابی

وجودِ خود را از سر تا پا از این شرابِ معرفت لبریز کنید تا بوی خوش و حضورِ شمس تبریزی را در جانِ خویش احساس کنید.

نکته ادبی: قدم تا فرق کنایه از تمامی وجود و سراپای انسان است.

آرایه‌های ادبی

نمادپردازی شراب، ساقی، نی، نقاب

استفاده از عناصرِ مجلسی برای بیان مفاهیم عرفانی؛ شراب نماد مستیِ حق، ساقی نماد پیر راهنما و نقاب نماد حجاب‌های میان عاشق و معشوق است.

تناقض‌نما (پارادوکس) بیدار باشد مست خوابی

شاعر حالتی را توصیف می‌کند که در آن عاشق در عینِ بیداری و هوشیاری، به واسطه عشق مست و بیخود است.

استعاره در خوشاب

قلبِ سختِ انسان با تابشِ نورِ نگاهِ معشوق، مانند مرواریدِ شفاف و قیمتی درخشان و ارزشمند می‌شود.

کنایه قدم تا فرق

اشاره به تمامیتِ وجود و سراپایِ انسان که باید از عشق لبریز شود.