دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۲۶۶۸

مولوی
خبر واده کز این دنیای فانی به تلخی می روی یا شادمانی
عجب یارا ز اصحاب شمالی عجب ز اصحاب ایمان و امانی
عجب همراز نفس سگ پرستی عجب همراه شیر راه دانی
عجب در آخرین بازی شدی مات عجب بردی اگر بردی تو جانی
بسی کژباز کاندر آخر کار ببرد از اتفاق آسمانی
بود رویت به قبله اندر آن گور گر اهل قبله بودی در نهانی
ازیرا گور باشد چون صلایه پی تحویل های امتحانی
چو دانه فاسدی را دفن کردی بروید زو درخت بامعانی
بسی طبل اجل پیشین شنیدی مگو مرگم درآمد ناگهانی
اگر در عمر آهی برکشیدی یقین امروز کاندر ظل آنی
وگر با آه راهی نیز رفتی شهنشاهی و شمع ره روانی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این کلام در باب ناپایداری جهان مادی و لحظه گریزناپذیر مرگ است. شاعر در این قطعه، انسان را به تأمل در کارنامه اعمال خویش فرا می‌خواند و تأکید می‌کند که مرگ، رخدادی ناگهانی نیست، بلکه نتیجه مسیری است که انسان در طول زندگی پیموده است.

در این دیدگاه، جهان پس از مرگ، تجلی‌گاه باطن دنیوی انسان است. شاعر با بهره‌گیری از تمثیلات عارفانه، تقابل میان نفس اماره و راه حقیقت را به تصویر می‌کشد و هشدار می‌دهد که آنچه در دنیا کاشته‌ایم، در ابدیت درو خواهیم کرد.

معنای روان

خبر واده کز این دنیای فانی به تلخی می روی یا شادمانی

آماده باش و بدان که از این دنیای ناپایدار، چه با اندوه و رنج و چه با شادی و رضایت، باید سفر کنی.

نکته ادبی: واژه واده به معنای آگاه باش و آماده باش است.

عجب یارا ز اصحاب شمالی عجب ز اصحاب ایمان و امانی

شگفتا از یارانِ راهِ چپ و گمراهان، و شگفتا از ایمان‌آورندگان و پیروانِ راهِ سلامت.

نکته ادبی: اصحاب شمال در عرفان به معنای اهل دوزخ و گمراهان است.

عجب همراز نفس سگ پرستی عجب همراه شیر راه دانی

عجیب است که هم‌نشینِ نفسِ پست و حریص (مانند سگ) هستی و عجیب است که همراهِ شیرِ حقیقت (راهنمای روحانی) شده‌ای.

نکته ادبی: نفس سگ‌پرست استعاره از نفسِ اماره و حریص است.

عجب در آخرین بازی شدی مات عجب بردی اگر بردی تو جانی

در بازیِ نهاییِ زندگی، اگر دلِ خود را از دست داده‌ای، شکست خورده‌ای؛ اما اگر جانِ خود را حفظ کرده باشی، پیروزِ حقیقی تویی.

نکته ادبی: مات شدن استعاره از شکستِ نهایی در برابر مرگ است.

بسی کژباز کاندر آخر کار ببرد از اتفاق آسمانی

بسیاری از کسانی که کج‌رفتاری می‌کردند، در پایانِ کار به لطفِ الهی و یک اتفاقِ معنوی، راهِ رستگاری را یافتند.

نکته ادبی: کژباز به معنای کسی است که در بازی زندگی مسیرِ نادرست را طی کرده است.

بود رویت به قبله اندر آن گور گر اهل قبله بودی در نهانی

اگر در نهان و باطن، اهلِ ایمان و قبله‌داری بودی، در گور نیز چهره‌ات به سمتِ قبله خواهد بود.

نکته ادبی: اشاره به آیین تدفین که میت را رو به قبله می‌خوابانند.

ازیرا گور باشد چون صلایه پی تحویل های امتحانی

زیرا گور مانند هاون است که برای تحول و دگرگونی و آزمایشِ نهاییِ ما طراحی شده است.

نکته ادبی: صلایه ابزاری است برای کوبیدن و نرم کردنِ مواد (هاون).

چو دانه فاسدی را دفن کردی بروید زو درخت بامعانی

همان‌طور که اگر دانه فاسدی را بکاری نتیجه‌ای جز تباهی ندارد، اعمالِ تو نیز در آخرت ثمرِ خود را نشان می‌دهد.

نکته ادبی: درخت با معنی استعاره از نتیجه و ثمره اعمال انسان است.

بسی طبل اجل پیشین شنیدی مگو مرگم درآمد ناگهانی

تو بارها صدایِ طبلِ مرگ (نشانه و هشدار) را شنیدی، پس نگو که مرگِ من ناگهانی و بی‌خبر بود.

نکته ادبی: طبل اجل کنایه از حوادث و هشدارهایی است که آدمی را به یاد مرگ می‌اندازد.

اگر در عمر آهی برکشیدی یقین امروز کاندر ظل آنی

اگر در طولِ زندگی آهی از سرِ ندامت یا شوق کشیدی، یقین بدان که امروز در پناهِ همان آه هستی.

نکته ادبی: ظل به معنای سایه و پناه است.

وگر با آه راهی نیز رفتی شهنشاهی و شمع ره روانی

و اگر با همان آه، مسیرِ حقیقت را پیمودی، امروز خود به پادشاهی و نوری برای دیگر مسافران تبدیل شده‌ای.

نکته ادبی: شهنشاهی در اینجا به معنای بزرگیِ معنوی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره نفس سگ‌پرست

تشبیه نفسِ انسان به سگ برای نشان دادن خویِ حریص و پست آن.

کنایه مات شدن

کنایه از شکست خوردن و از دست دادنِ فرصتِ رستگاری در زندگی.

تشبیه گور چون صلایه

تشبیه گور به هاون برای نشان دادن فشار و سختیِ دورانِ پس از مرگ جهتِ تصفیه روح.

نماد دانه فاسد

نمادی از اعمالِ ناپسند که در قیامت، محصولی جز ندامت ندارد.

تشبیه/استعاره طبل اجل

تشبیه مرگ به طبلِ اعلامِ کوچ که هشداردهنده است.